تبليغاتX
همبستگی کارگری

همبستگی کارگری

کارگری

خانواده های كارگران كشته شده معدن" باب نيزو" به تهران می‌‏آيند

نماينده كارگران‌‏: با مسببان حادثه برخورد لازم صورت گيرد
 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

چهارشنبه ٢٠ مهر ١٣٨۴ – ١٢ اکتبر ٢٠٠۵


ايلنا: نماينده كارگران استان كرمان خواستار تعيين اشد مجازات برای پيمانكار سهل انگار معدن" باب نيزو" و ديگر مسببان اين حادثه دردناك كارگری شد .
"عباس كاربخش", در گفت و گو با خبرنگار گروه كارگری ايلنا, تصريح كرد: برغم انفجار گاز در معدن باب نيزو و كشته شدن نه كارگر معدن كار , هنوز برخورد لازم و قانونی با پيمانكار معدن صورت نگرفته و ما انتظار داريم كه مسوولان ذی صلاح ضمن مجازات مقصرين حادثه ،موجبات تسلی خاطر خانواده های داغدار كارگران كشته شده در اين حادثه را فراهم سازند .
اين نماينده كارگری گفت‌‏: در هر حادثه ای مسبب يا مسببان بلافاصله شناسايی و مجازات می شوند اما معلوم نيست كه چرا با مقصرين اين حادثه برخورد لازم صورت نمی گيرد .
وی گفت‌‏: از خانواده های كارگران كشته شده دعوت به عمل آمده كه با حضور در تهران و تحصن در مكانی كه هنوز اعلام نشده , مراتب اعتراض خود را به مسوولان اعلام نمايند تا حق و حقوق كارگران كشته شده استيفاء شود . وی ادامه داد: چند سال پيش جمعی از كارشناسان روسی در بازديد از اين معدن با اشاره به گاز های موجود در اين معدن ، فعاليت در اين شرايط را خطر ناك اعلام كرده بودند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1384ساعت 1:37  توسط کارگر  | 

اعتراض به قطع اضافه کاری

اطلاعيه جمعی از کارگران ايران خودرو

 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

چهارشنبه ٢٠ مهر ١٣٨۴ – ١٢ اکتبر ٢٠٠۵

 

جمعی از کارگران ايران خودرو : شرکت ايران خودرو به علت فراسيدن ماه رمضان اضافه کاری کارگران خود رابه بهانه کاهش هزينه ها قطع کرده است که اين مسله با اعتراض کارگران اين شرکت که معتقد هستند در شرايط کنونی به علت تورم و کمی حقوقها با وجود پرداخت اقساط زياد امکان ادامه زندگی برای اکثريت کارگران اين شرکت غير ممکن است و اين کار زندگی آنها را به مخاطره انداخته است.برای همين به قطع شدن اضافه کاريدر ماه ر مضان معترض هستند .
تنها قانونی مقدس است که حافظ منافع ما کارگران باشد. قانونی که در جهت منافع زراندوزان باشد از نظر ما مقدس نيست .
ما می گوئيم اگر اضافه کاری هست برای همه بايد باشد هر کسی که نياز دارد بايد اضافه کار بماند اگر اضافه کاری نيست برای هيچ کس نبايد شد حتی برای آقای منطقی .


همکاران گرامی و دوستان کارگر
يکبار ديگر چوب کاهش هزينه ها بر سر ما کار گران فرود آمد يکبار ديگر بخشنامه کاهش هزينه ها برای ما کارگران ابلاغ شد . طبق اطلاعيه معاونت منبابع انسانی در ماه مبارک رمضان اضافه کاری تمام قسمتها قطع می شود و هيچ واحد توليدی در اين ماه اضافه کاری نخواهد داشت مگر برای روسا و برای بعضی از قسمتها که کار آنها تعميرات و غيره می باشد. در ادامه برای رفاه حال ما کارگران تصميم گرفته شده که اقساط فقط اقسا ط ايران خودرو( يعنی اقساط بانک ها و تعاونيها و قرض الحسنه شامل آن نخواهد شد) در اين ماه کسر نخواهد شد (ولی بخشيد بلافاصله چند ساعت ديگر زير همين بخشنامه زده و اعلام می شود که چون نصف ماه را کار کارده ايد از نصف ماه اقساط کسر خواهد شد و نصف آن نيز در ماه بعد کم خواهد شد .


دوستان و همکاران گرامي
ما کارگران از اضافه کاری اصلا خوشمان نمی آيد ما دوست داريم مثل اکثر کشورهای پيشرفته هفته ای کمتر از 40 ساعت کار کنيم . ما نيز دوست داريم ساعت کاری مان طوری باشد که ساعت 2 بعد از ظهر در خانه باشيم هيچ کدام از ما کارگران موافق اين ساعت کاری از ساعت 6/30 تا ساعت 4 بعد از ظهر نيستيم هيچکدام از ما کارگران کار در شبکاری را دوست نداريم ما نيز دوست داريم که بعد از 8 ساعت کار پيش خانواده خود باشيم و بتوانيم مثل هزاران انسان ديگر از زندگی لذت ببريم ما هم دوست داريم که امنيت شغلی داشته باشيم ما دوست داريم که همه چيز ارزان باشد قيمتها ثابت بماند ما هم دوست داريم دولت خانه ارزان قيمت در اختيار ما کارگران بگذارد که نصف حقوق خودمان را برای تهيه مسکن خرج نکنيم ما هم دوست داريم هميشه يک شيفت کار کنيم. ولی چرا حاضريم تن به هر ساعت کاری بدهيم چرا حاضر می شويم اضافه کار بمانيم چرا در سه شيفت گردشی که زندگی ما را فلج کرده کار کنيم. چون از پس مخارج زندگی بر نمی آيم چون هر چه کار می کنيم آخر ماه تحويل بانک و تعاونی برای اقساط خانه و غيره می دهيم چون حقوق ما ثابت است ولی قيمتها ساعت به ساعت افزايش می يابد و ما هر چه کار می کنيم هر چه اضافه کار می مانيم باز هم به گرد آن نمی رسيم همين ماه مبارک رمضان قيمتها چند برابر افزايش پيدا کرد دانشگاه آزاد شهريه خود را طبق آمار رسمی 25% افزايش داد ولی آيا چندر غازی به حقوق ما اضافه شد.و قتی که هم حرف می زنيم آقای غضنفری رئيس روابط عمومی شرکت قدرت بردران حراست را را به رخ ما می کشد تهديد به اخراجمان می کند تهمت های ديگر به فعالين کارگری می زند از ايجاد هر گونه تشکل که مال ما باشد جلو گيری می کنند. آقای غضنفری حرف زدن از تربيون شرکت و با پول ما کارگران بدون فشار حراست آسانتر است لطفا جواب بدهيد .
امروز اکثر ما بدهکار بانکها و تعاونی خاص هستيم که بيش از 80% از دستمزد دريافتی ما با اضافه کاری را می بعلد اگر امروز در شرکت کسی کمتر از 50 ساعت اضافه کار نباشد امکان ندارد بتواند اقساط خود را بپردازد اين امر را امور مالی بهتر از همه ما می داند اگر ما اضافه کار نمانيم هيچ بر گشتی نداريم که امور مالی بتواند از آن اقساط کم کند. ما اضافه کار می مانيم تا مبلغ آن را دو دستی تقديم امور مالی بکنيم .
وجود جامعه سرمايه داری که دسترنج ما کارگران به يغما می برد و گرانی و تورم را نصيب ما کارگران می کند و ما را وا دار می کند که حاضر شويم تحت هر شرايطی کار کنيم نبود امنيت شغلی نداشتن ارگانی حامی ما کارگران ترس از اخراج و ترس از بيکاری از ديگر عوامل اين مشکلات است .
حال ما می پرسيم آقای غضنفری که دل او برای بزرگی شرکت می طبد چرا اضافه کاری کارگرانی را قطع می شود که به آن نياز دارند همه ما کارگران می دانيم که خرج خانواده کارگران در ماه رمضان حداقل دو برابر زمان عادی می باشد و از طرفی به علت افزايش سر سام آور قيمت اکثر کالاها در اين ماه که هيچ نظارتی روی آن نيست فشار مضاعفی را به خانوادهای مزد بگير تحميل می کند .
حال آقای غضنفری به جای بر داشتن قدمی در جهت رفاه ما کارگران قدرت بردران حراست را به رخ ما می کشد چرا برای رفاه حال ما کارگران امکانتی از قبيل گوشت و مرغ و برنج و غيره در اختيار ما نمی گذارد .
برای ماه رمضان طبق سنوات هر روزه شرکت مبلغ 15000 تومان بانک پارسيان اعلام می کند که چند روز می کشد تا کارت شارز شود و ما کارگران در اين ماه با زبان روزه يکروز هم علاف آن بشويم تا بتوانيم يک بسته گوشت بگيريم .
از طرفی اضافه کاری برای تمام روسا آزاد است آنها می توانند آزادانه اضافه کار بمانند و بعد از افطار از حساب کاهش هزينه ما کارگران به پيش خانواده هايشان بروند
حال ما می پرسيم که آقای غضنفری شما جواب بدهيد اگر اضافه کاری نيست بس چرا همه سرويسهای ساعت 6/30 دقيقه طبق روال عادی در شرکت حاضر می شوند .
اگر اضافه کاری نيست هيچکس نبايد اضافه کار بماند و ما انتظار داريم که جنابعالی و آقای منطقی با ما محل کار را به خانه ترک کنند تا ثابت کنند که سربلندی شرکت برای ايشان و شما مهم است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 18:7  توسط کارگر  | 


رويكرد نظام , رويكرد اشتغالزايي نيست
8 سال جنگ نابرابر را حريف شديم ، توان حل معضل بيكاري را نداريم

تهران- خبرگزاري كار ايران

نماينده كارگران ساوجبلاغ ، تاكيد كرد : تا زماني كه رويكرد نظام , رويكردي اشتغالزا نباشد , معضل بيكاري در كشور حل نخواهد شد .


" كرمعلي ساماني پور " ، در گفت و گو با خبرنگار گروه كارگري ايلنا , تصريح كرد : در شرايطي كه اشتغال به يك دغدغه همگاني تبديل شده و از آن جايي كه رويكرد نظام , اهميت دادن به اشتغال نمي باشد ، تمامي مطالب عنوان شده درحد حرف و شعار است .
اين نماينده كارگري ، با عنوان اين مطلب كه ايجاد اشتغال به مراتب دشوارتر از تخريب آن است , گفت : معلوم نيست كه چرا برخي افراد در صدد نابودي اشتغال بر آمده اند .
وي ، با تاكيد بر اصلاح قوانين مرتبط با اشتغال از جمله قانون تجارت , ماليات و ... با هدف ايجاد اشتغال , گفت : بسياري از افراد ، ‌‏قانون كار را مخل سرمايه گذاري و توليد معرفي مي كنند , اين قانون شايد يكي از عوامل مشكل آفرين بوده و نيازمند اصلاح باشد ، اما ناديده گرفتن آن ،‌‏تاثيرات نامطلوبي را بر اشتغال و صنعت خواهد داشت .
اين نماينده كارگري ، خاطر نشان ساخت : اگر موضوع اشتغال را جدي نگيريم , در آينده با مشكلات اجتماعي و فرهنگي متعددي مواجه خواهيم شد .
وي گفت : حدود 8 سال با جهانيان جنگيديم و كم نياورديم ، حال چگونه است كه نمي توانيم براي 3 ميليون بيكار شغل ايجاد كنيم و در مقابل اين معضل عاجز شده ايم .
وي , تعطيلي 5 هزار و 500 واحد صنعتي را كه اخيرا توسط يكي از مسوولان صنعتي اعلام شده , مايه تاسف و نگراني شديد عنوان كرد و گفت : سوء مديريت ها , واردات بي رويه , عدم فروش محصولات كارخانه ها , قوانين ضد توليد و عدم حمايت دولت , موجب ركود و تعطيلي اين واحدها شده‌‏است كه مسوولان بايد بهتر و بيشتر از اين پاسخگو اين قبيل معضلات باشند .
" ساماني پور " ،‌‏فقر و فحشا و بروز انواع تخلفات را از جمله عواقب تعطيلي كارخانه ها و بيكار شدن كارگران عنوان كرد .


8 ماه بي حقوقي و بلاتكليفي 500 كارگر!
كارگران معترض "ايران برك" رشت به تهران مي آيند

تهران- خبرگزاري كار ايران

نماينده كارگران گيلان گفت: در پي عدم دريافت 8 ماه حقوق معوقه و بي نتيجه ماندن مكاتبات كارگران، 200 تن از كارگران شركت نساجي "ايران برك" گيلان براي ملاقات با مسئولان مربوطه به تهران مي آيند.


"محمد يعقوبي" ، در گفت و گو با خبرنگار گروه كارگري ايلنا، افزود: اين تعداد از كارگران ضمن ملاقات با مسئولان، با صاحبان كارخانه نيز به گفتگو خواهند نشست تا چاره اي براي رفع بحران كنوني شركت و شروع به كار مجدد كارخانه انديشيده شود.
وي گفت: شركت نساجي" ايران برك"، از بزرگترين كارخانجات نساجي كشور بود كه روزي براي دو هزار نيرو فرصت شغلي ايجاد كرده بود اما متاسفانه اين شركت در پي سياست خصوصي سازي واگذار شد.
اين مقام كارگري با اشاره به تعطيلي اين كارخانه و بلاتكليفي 500 كارگر اظهار داشت: مشكلات ايران برك در كميسيون كارگري استان با حضور معاون سياسي امنيتي استانداري مطرح و مقرر گرديد براي حل مشكلات كارخانه از سوي مسئولان چاره انديشي شود.
وي تصريح كرد: مجمع عمومي اين شركت در 27 مهر ماه با حضور سهامداران در تهران برگزار مي شود و از نمايندگان كارگر نيز براساس ضوابط كه سهامدار مي باشند تقاضا مي گردد در اين مجمع حضور يابند.
يعقوبي در پايان گفت: بايد از مسئولان پرسيد آيا انصاف است كه كارگري 8 ماه حقوق نگيرد و به حال خود رها شود؛ كارفرمايان اگر روزي آبونمان تلفن اشان پرداخت نشود، زمين و آسمان را به هم مي زنند و اين در حالي است كه در قبال پرداخت نشدن حقوق 8 ماه كارگران سكوت اختيار مي كنند.(عكس تزييني است)


تجمع کارگران معدن زغال سنگ البرز غربی، در مقابل نهاد رياست جمهوری و وزارت صنايع

فتح اللهی پيمانكار شركت زغال سنگ البرز غربی، با حمايت نماينده رودبار در مجلس, مالكيت اين معدن را در اختيار گرفته و با وجود قول مساعدی كه به كارگران در خصوص پرداخت به موقع حقوقشان داده, اكنون نه ماه است كه ريالی به كارگران پرداخت نشده و در حال حاضر کارگران در بدترين شرايط ممكن به سر می برند
عليرغم دستور دفتر رياست جمهوری مبنی بر رسيدگی به خواست های کارگران، وزير صنايع از حضور در جمع کارگران خودداری کرد و كارگران معترض اعلام كردند كه تا دستيابی به خواسته‌‏های خود، همچنان در ساختمان مركزی وزارت صنايع و معادن تجمع خواهند كرد
 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

سه شنبه ١۹ مهر ١٣٨۴ – ١١ اکتبر ٢٠٠۵


ايلنا: بيش از دويست كارگر شاغل در معدن زغال سنگ "سنگرود" واحد البرز غربی، صبح روز سه شنبه با تجمع در مقابل نهاد رياست جمهوری, ضمن اعتراض به وضعيت نا به سامان خود, خواستار رسيدگی هر چه سريع تر رئيس جمهوری به مشكلات خود شدند.
اين كارگران كه با خودروی حمل دام از سنگرود خود را به تهران رسانده بودند، شب گذشته را در كنار ميدان آزادی به صبح رساندند.
كارگران معترض اين واحد، با اشاره به اين كه مشكلات معدن سنگرود‌‏ از زمان واگذاری مالكيت آن به بخش خصوصی آغاز شد ، اظهار داشتند: نه ماه است حقوق نگرفته ايم، اين در حالی است كه پيمانكار شركت هيچگونه مسووليتی را در قبال مشكلات كارگران نمی پذيرد.
يكی از كارگران معترض گفت‌‏: شركت اكتشاف حفاری ايران كه به تازگی مالكيت معدن زغال سنگ البرز غربی را پذيرفته، مديريت و صلاحيت لازم را برای اداره اين معدن نداشته و در اثر اين سوء مديريت، بيش از ششصد كارگر شاغل بلاتكليف هستند.
كارگران معترض كه به دليل عدم توانايی مالی، شب گذشته را در حاشيه ميدان آزادی صبح كرده اند, می گويند: مسير رودبار تا تهران را با خودروی ويژه حمل دام طی كرده‌‏ايم تا ندای مظلوميت خويش را به گوش مسوولان برسانيم.
يكی از كارگران معترض می گويد: شخص آقای "فتح اللهي" كه پيمانكار شركت زغال سنگ البرز غربی است، با حمايت نماينده رودبار در مجلس, مالكيت اين معدن را در اختيار گرفته و با وجود قول مساعدی كه به كارگران در خصوص پرداخت به موقع حقوقشان داده, اكنون نه ماه است كه ريالی به كارگران پرداخت نشده و در حال حاضر در بدترين شرايط ممكن به سر می بريم.
كارگران معترض, تاكيد كردند‏: نه ماه گرسنگی را تحمل كرده و باز هم اين وضعيت را تحمل خواهيم كرد، مشروط به آنكه مالكيت معدن به دولت و يا هر شخص دارای صلاحيت ديگری واگذار شود و كارگران از بلاتكليفی موجود نجات پيدا كنند.
يكی از نمايندگان كارگران اين معدن، با هشدار نسبت به عواقب خطرناك ناشی از تعطيلی اين معدن و بلاتكليفی چند ماهه كارگران، گفت‏: اين معدن تنها منبع در آمد هفتصد كارگر و خانواده هايشان است كه با تعطيلی و توقف فعاليت‌‏های اين واحد, معيشت كارگران منطقه به خطر خواهد افتاد.
يك نماينده كارگری نيز با اشاره به مشكلات بيمه‌‏ای كارگران، گفت‌‏: به علت عدم پرداخت حق بيمه كارگران, از نه ماه پيش دفترچه بيمه كارگران از اعتبار ساقط شده و كارگران و خانواده هايشان كه در منطقه سردسير كوهستانی زندگی مي‌‏كنند، در صورت بروز هرگونه مشكل, نمي‌‏دانند كه هزينه‌‏های درمان را از كجا تامين كنند.
يكی از كارگران معترض هم گفت: كارگران امسال به دليل مشكلات مالی, از ثبت نام فرزندان خود در مدرسه خودداری كرده و شرمنده خانواده خويش هستند.
كارگر ديگری با صدای بلند، فرياد می زد‌‏: اگر آقايان مسوول بتوانند يك ماه بدون حقوق زندگی كنند, ما هم نه ماه زندگی بدون حقوق را تحمل می كنيم.
كارگری كه دستش شكسته و باندپيچی شده‌‏ بود، گفت‏: هزينه های سنگين درمانی، كمر ما را شكسته و مجبوريم كه از دوستان و آشنايان پول قرض بگيريم، به همين دليل هميشه شرمنده هستيم.
كارگری ديگری، گفت: تقريبا نود روز است كه زن و بچه هايمان رنگ گوشت را نديده اند، اين است رسم مسلمانی؟!
بيشتر كارگران معترض كه چهره هايشان حكايت از خستگی و ياس دارد, عاجزانه تقاضای رسيدگی از مسوولان را داشته و تاكيد كردند‌‏: ما فقط كار می خواهيم و نه چيز ديگر، مدت نه ماه حقوق معوقه ما را پرداخت كنند و معدن دوباره فعاليت خود را آغاز كند, اين خواسته اصلی ماست، اگر زياده خواهی مي‌‏كنيم, ما را زندان كنند؟!
يك نماينده كارگری، از قطع آب و برق و مخابرات معدن خبر داد و گفت‌‏: پيمانكار شركت، بخشی از اموال معدن را به مكان ديگری منتقل كرده و در پاسخ به اعتراض كارگران، می گويد "مالك هستم و هر كاری كه دوست دارم, انجام خواهم داد".
اين نماينده كارگری، می گويد: تجربه ثابت كرده ‏است، بخش خصوصی كه توان مالی نداشته باشد, نمی تواند مديريت يك واحد صنعتی همچون معدن سنگرود را بر عهده بگيرد و در اصل بايد چنين ادعا كرد كه معدن‌‏داری بايد در اختيار دولت قرار گيرد.
در ادامه اين تجمع، نمايندگان كارگران با حضور در محل دفتر نهاد رياست جمهوری، موارد اعتراض كارگران را به اطلاع رئيس دفتر دكتر احمدی نژاد رساندند.
پس از پايان مذاكرات، يكی از اين نمايندگان، گفت: دفتر رياست جمهوری طی نامه ای به وزير صنايع و معادن، دستور بررسی مشكلات كارگران اين معدن و پرداخت حقوق نه ماهه كارگران را صادر كرده‌‏است.
اجرای قانون بازنشستگی پيش از موعد و پرداخت حق سنوات كارگران، از ديگر موارد مورد تاكيد دفتر رياست جمهوری است كه در اين نامه به وزير صنايع و معادن ابلاغ شده است

آخرين گزارش ها حاکی است كارگران شركت معدن زغال سنگ البرز غربی، ظهر سه شنبه و در حالی كه حكم رياست جمهوری مبنی بر حل مشكلات خود به وسيله وزير صنايع و معادن را در دست داشتند، با تجمع در مقابل ساختمان مركزی وزارت صنايع و معادن، خواستار رسيدگی به مشكلات خود شدند.
به گزارش خبرنگار گروه كارگری ايلنا, با وجود قول مساعد دكتر "طهماسبی"، وزير صنايع و معادن مبنی بر حضور در جمع كارگران معترض، تا ساعت مخابره خبر (شانزده و بيست دقيقه) اين وزير از حضور در جمع آنان خودداری و رفع مشكلات اين كارگران را به معاون امور معدنی خود محول كرده‌‏است.
در اين راستا ،"هراتی"، معاون وزير صنايع در امور معادن نيز از حضور در جمع كارگران معترض خودداری كرده‌است.
بنا بر آخرين گزارش خبرنگار ايلنا, قرار است "ايرج اكبريه"،‌‏ از مسوولان وزارت صنايع و معادن در جمع كارگرانی كه در سالن اجتماعات وزرات صنايع تجمع كرده اند، حضور يابد.
بنا به اين گزارش، كارگران معترض اعلام كردند كه تا دستيابی به خواسته‌‏های خود، همچنان در ساختمان مركزی وزارت صنايع و معادن تجمع خواهند كرد.

در حاشيه تجمع اعتراض آميز کارگران معدن زغال سنگ البرز غربی


آنچه در ذيل مي‌‏آيد, حاشيه‌‏ای است بر مصائب كارگران معدن زغال سنگ البرز غربی كه به تهران آمده اند تا فرياد مظلوميت خويش را به گوش مسوولان برسانند، البته اگر گوش شنوايی باشد‌‏!
به گزارش خبرنگار گروه كارگری ايلنا، در معدن زغال سنگ البرز غربی، نزديك به هفتصد كارگر شاغل هستند كه نه ماه حقوق نگرفته‌‏اند.
بعد از بی توجهی مسوولان به مشكلات اين كارگران، تعداد دويست كارگر از هفتصد كارگر معدن با يك كاميون ويژه حمل دام و اتوبوس عهد بوق به تهران آمدند، تا شايد دلی برای آن‌‏ها بسوزد.
كارگران، خسته و كوفته شب هنگام به تهران رسيدند و به خاطر بی پولی، تا صبح در محلی زير برج ميدان آزادی خوابيدند!
از صبح ديروز، نهاد رياست جمهوری واقع در خيابان پاستور, شاهد تجمع اين كارگران بود، كارگرانی كه رنگ به رخسارشان نيست و به مردگان متحركی مي‌‏مانند كه فقط زنده‌‏اند!
يكی از كارگران گفت: نيروهای انتظامی همكاری خوبی با تجمع كنندگان داشتند‌‏! گويی آنان نيز درد را به چهره خسته اين كارگران احساس كرده بودند، الحق و الانصاف با ما هم خوب رفتار كردند، خسته نباشند!
زمانی كه به جمع آنان رفتم, نای بر خاستن از جايشان را نداشتند, حق هم دارند از آدمی كه چهل و هشت ساعت چيزی نخورده, چه انتظاری مي‌‏توان داشت‌‏!
كارگری مي‌‏گفت‌‏: از ديروز تا حالا، از همديگر پول قرض مي‌‏گيريم تا بيسكويت و نوشابه بخوريم! البته بعضی از ما ريالی در بساط ندارد؟!
دستشان را می گيرم تا بلند شوند و صحبت كنند و برخی اوقات می نشينم تا شرمنده نشوند! اين كارگران در عين خستگی و نا اميدی، شريف هستند و بزرگوار‌‏!
چشمان تمامی كارگران رنگ خون است, می پرسم ديشب نخوابيده‌‏ايد، مي‌‏گويند نه ماه است كه خواب بر ما حرام شده.
كارگری می گويد‌‏: ما كار مي‌‏خواهيم, فقط كار, آيا جرم است، آيا زياده خواهيم؟
آن يكی مي‌‏گويد: پنج تا بچه دارم, دوتايشان مدرسه رو هستند, بخاطر نداشتن پول، با لباس های رنگ و رو رفته پارسال سر كلاس مي‌‏روند.
و يكی مي‌‏گويد: امسال به بچه‌‏هايم گفته‌‏ام, درس و مشق ممنوع! بابا پول نداره كه شكم آنان را سير كند, مدرسه پيشكش!
كارگری مي‌‏گويد كه منطقه معدن سردسير است و كوهستانی، نفت را بشكه ای پنج هزار تومان مي‌‏خريم, چه كنيم بهتر از آن است كه خرج دوا و درمان بدهيم‌‏!
كارگری می گويد: ماه رمضان است و ماه اطعام نيازمندان! آيا ما نيازمند نمی باشيم، چرا بايد ديشب را در ميدان آزادی به صبح برسانيم و هيچ كس نگويد كه چه مرگتان است!
و آن يكی مي‌‏گويد: رنگ گوشت را دو ماهی است كه نديده‌‏ايم، نان خالی شايد داشته باشيم، شايد هم پنيری و ماستی!
كارگری می گويد: نماينده رودبار از پيمانكار ظالم حمايت می كند، ايشان نماينده مردم هستند يا ياور "فتح اللهي" پيمانكار. كارگران ديگر به او چشم قره می روند ‏و او سكوت می كند.
كارگری مي‌‏گويد: بنويسيد اين مسلمانان را چه شده كه ما نه ماه است گرسنه‌‏ايم و هيچ كس سراغمان را نمی گيرد، آيا ما كمتر از نيازمندان كوفه‌‏ايم!!
كارگری می گويد: چند تن از همكاران ما كه بيمار شده بودند، به دليل ناتوانی در پرداخت هزينه های درمانی فوت شدند‌‏, خوش به حالشان كه رفتند و اين روزها را نديدند.
و كارگری مي‌‏گويد: نداشتم كه اجاره خانه بدهم, صاحب خانه وسايلم را بيرون ريخت! راستی زندگی در هوای آزاد چه زيباست؟!
كارگری می گويد: در عمق چهارصد متری زمين كار مي‌‏كنيم و اين دستمزد مسوولان به تلاش مان است، واقعا چه بايد گفت.
خواسته كارگران اين است كه‌‏ ما گرسنگی را تحمل می كنيم و بی توجهی را به جان می خريم، اما مسوولان نيز همت كنند تا معدن دوباره آغاز به كار كند، آخر معدن قلب تپنده اقتصاد منطقه است و اگر بخوابد، ما مرده‌‏ايم!


 


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مهر 1384ساعت 3:3  توسط کارگر  | 

حمايت از فراخوان سنديکای کارگران شرکت واحد

شورای هماهنگی بنياد کار
 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

سه شنبه ١۹ مهر ١٣٨۴ – ١١ اکتبر ٢٠٠۵


دوستان کارگر،
فراخوان شما مبنی بر عدم دريافت بليط از مسافران را گام ارزشمندی در مقابل بی توجهی مسئولين رژيم از خواسته های بر حق شما می دانيم.
ما از تمامی خواسته های شما از جمله، تبعيض در محيط کار، کار اجباري، ناديده گرفتن انعقاد پيمان دسته جمعی و پياده نکردن طرح طبقه بندی مشاغل حمايت کرده و پشتيبانی خود را از اين حرکت شما اعلام ميداريم. اطمينان داريم با تکيه بر توده کارگران قادر خواهيد شد به تمامی نارسائيها در مراکز کاری پايان داده و خواسته های خود را به مسئولين تحميل نمائيد.
دوستان کارگر،
فعالين بنياد کار در اين کار زار همگام و همراه شما بوده و صدای حق طلبانه شما را جهت کسب حمايتهای بين المللی به گوش ساير کارگران جهان خواهند رساند. ما اطمينان داريم که در اين مبارزه پيروزی نهايی از آن شما خواهد بود.

شورای هماهنگی بنياد کار، 18 -7- 84

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ-

معلمين در ايران، موانع!

احقاق حقوق معلمين، تامين زندگی و معيشت خانواده معلمين در ايران يكی از مصافهای اصلی جامعه ما است. ابزار برا و كارا در دست معلمين و خانواده های محصلين است. اين واقعيت را بايد دريافت و به استقبال آن رفت

پنچ سال است كه در مقابل خواست معلمين ايران سكوت كرده اند و دولت و رژيم اسلامی در مقابل خواست و مطالبات معلم و آموزگاران سياست عدم قبول مطالبات و سياست بی توجهی كامل به اعتراض، تحصن و مبارزات معلمين و آموزگاران را پيشه كرده است. بسيج افكار عمومی و اطلاع همگانی از روز معلم و روز جهانی معلم و اعتراض، تظاهرات و اعتصاب معلم در دست خود معلمين ايران است

نسان نودينيان

 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

سه شنبه ١۹ مهر ١٣٨۴ – ١١ اکتبر ٢٠٠۵

 

طبق اخبار «روز جهانی معلم در تهران در سكوت» برگزار شده. از هر هزار معلم يك نفر شركت كرده اند. فضای ياس و دلمردگی بجای فضای اعتراض و تعرض و مطالبه خواستهای راديكال، نشسته است. اين وضعيت غم انگيز است. دولت و نظام جمهوری اسلامی مسبب اصلی اين وضعيت هستند. بر كسی پوشيده نيست كه فقر و وضعيت معيشتی معلمين در ايران بر اتحاد و همبستگي، هم سرنوشتی آنها سايه انداخته. اميد به رسيدن به دستاوردهای اعتراضي، اميد به ايجاد تشكل توده ای معلمين و اميد به ارتقا و تغيير وضعيت كنونی در نااميدی و ياس تجمع معلمان در تهران ديده ميشود واقعی است، اما اجتناب ناپذير نيست. ميتوان اين وضع را تغيير داد!  معلمين و آموزگاران در ايران در ابعاد اجتماعی در ابعاد ميليونی موجوديت اجتماعی و سياسی دارند. يكی از نيروهای اصلی جامعه ما هستند. جامعه معلمين جامعه ای گسترده در ابعاد سراسری است. تغيير وضعيت كنونی در گرو رفع موانع معلمين در ايران است. احقاق  حقوق معلمين، تامين زندگی و معيشت خانواده معلمين در ايران يكی از مصافهای اصلی جامعه ما است. ابزار برا و كارا در دست معلمين و خانواده های محصلين است. اين واقعيت را بايد دريافت و به استقبال آن رفت. تامين معيشت جامعه معلمين و آزاد كردن معلمين از مشغوليات جدی تامين زندگی مشكل ميليونی خانواده های محصلين در ابعاد اجتماعی در ابعاد ميليونی طبقه كارگر و خانواده های كارگری، كارمند و تاجر و بازاری و زحمتكشان جامعه است.

 

«معلم ها سرخورده شده اند و معتقدند كه همه آنها را فراموش كرده اند. مقامات نبايد از اين وضع خوشحال باشند. سكوت و انفعال معلمان خطرناك تر از فرياد آنها است. بسيارى از معلم ها كه در سال هاى قبل با شور و حرارت در اجتماعات اعتراضى شركت مى كردند، به اين نتيجه رسيده اند كه اعتراض فايده اى ندارد و دنبال راه حل هاى فردى براى حل مشكلات خود رفته اند.»، راه حل فردی چاره ساز نيست، معلم و آموزگار نميتواند راه حل فردی اتخاذ كند. موجوديت معلم و آموزگار اجتماعی است. متشكل است، در محيط كار (مدرسه و دانشگاه و محيطهای شغلی آموزش و پرورش و در محيط زندگی و روابط اجتماعی). نقطه قدرت معلم و آموزگار در محيط اجتماعی او در مناسبات و روابط اجتماعی او در ابعاد ميليونی معلم و آموزگار و محصل و خانواده های آنهاست. اعتراض ابزار پيشبرد مطالبه و خواستهای اقشار اجتماعی است. معلمين ايران در پنچ سال گذشته بپا خواسته اند، اعتراض و مبارزه های خيابانی و تلاش برای رسيدن به تشكل های پرقدرت را همراه با خواست و مطالبات رفاهی و تامين معيشت و افزايش حقوق و مزايا را مطرح كرده اند. جامعه ميليونی ايران همراه شريفترين انسانهای جامعه معلمين و آموزگاران هستند. قدرت اجتماعی معلمين در قدرت گيری و متشكل شدن و رساندن صدای اعتراض حق طلبانه آنها به مردم است.

 

«اصلى ترين درخواست معلمان اجراى طرح نظام هماهنگ و درك آنها از اين طرح ساده و روشن است: حقوق ما را با ساير كاركنان دولت هماهنگ كنيد. به ما نيز حق مسكن و بن غيرنقدى كافى پرداخت كنيد. منزلت معلمان را احيا كنيد». اجرای طرح نظام هماهنگ يكی از مطالبات و خواست سراسری معلمين در ايران است. مطالبه «اجرای طرح نظام هماهنگ» در سالروز روز جهانی معلم در بيشتر گردهمايی های امسال مطرح شده است. اين خواست سراسری است. و منشا بسيج معلمين و آموزگاران در سطح سراسری ميباشد. گسترده كردن اين مطالبه و بحث و مشورت و تدابير اجتماعی و اعتراضی حول همين يك شعار سراسری در محيط های مدرسه، روابط خانوادگی و اجتماعی ميتواند نيروی هزاران معلم و آموزگار را برای راه انداختن اعتراض آماده كند. قرب و احترام و منزلت معلم در جامعه پديده اجتماعی، و بلوغ معنوی و فكری جامعه است. در تمام كشورهای دنيا در هر جايی كه مشعل علم و دانش و روشنگری افروخته است، معلم و آموزگار از قرب و احترام والايی برخوردار است. اين داده اجتماعی اكنون تحت شرايط استبداد سياسی و وضعيت فلاكتبار اقتصادی معلمين ضربه خورده است، اما جامعه مدنی، شهروندان اجتماعی اين داده اخلاقی و معنوی را از دست نخواهند داد، معلم و آموزگار شريف جامعه ما از منزلت بالايی برخوردار است. با گسترده كردن جنبش اجتماعی معلمان، حضور اجتماعی و سياسی اين قشر زحمتكش و ميليونی در سطح جامعه منزلت اجتماعی، معنوی معلمين قابل ترميم است و بايد ارتقا پيدا كند. هرجا معلم و آموزگار برای طرح مطالبه و خواستهايش مبارزه ميكند اين وظيفه جامعه است كه به استقبال او برود، اعتراض او را مورد حمايت واقعی قرار دهد. بالابردن احترام معلم در شرايط كنونی در گرو حمايت از مطالبه و خواستهای آنهاست. در گرو قدرتمند بودن جامعه معلمان در سطح جامعه و افكار عمومی در ايران است.

 

«سئوال ما اين است كه چرا روز جهانى معلم در سكوت برگزار مى شود... كار معلم حركت از جهل به سمت آگاهى است. آيا سرپرست وزارتخانه و رئيس سازمان آموزش و پرورش تهران مسئوليتى در اين زمينه ندارند؟»، «اين سخنان در حالى بيان مى شد كه فاصله چندانى بين دفتر رئيس اصلاح طلب سازمان آموزش و پرورش شهر تهران با مكان تجمع معلمان وجود نداشت، شايد آقاى جواهرى پور و معاونان او از پشت پنجره اتاق هاى خود اين صحنه را مى ديدند و صداى معلمان را مى شنيدند». وزير و رئيس آموزش و پرورش "اصلاح طلب" و يا تندرو حامی اعتراض و مبارزه معلم نيست. اينها از بانيان حفظ وضع موجود و به قهقرا و به سياهی كشاندن زندگی و منزلت معلم در ايران هستند. انتظار از اينها بيهوده است. پنچ سال است كه در مقابل خواست معلمين ايران سكوت كرده اند و دولت و رژيم اسلامی در مقابل خواست و مطالبات معلم و آموزگاران سياست عدم قبول مطالبات و سياست بی توجهی كامل به اعتراض، تحصن و مبارزات معلمين و آموزگاران را پيشه كرده است.   بسيج افكار عمومی و اطلاع همگانی از روز معلم و روز جهانی معلم و اعتراض، تظاهرات و اعتصاب معلم در دست خود معلمين ايران است. در شهر تهران مادام بيشتر از صدهزار معلم و كارمند فرهنگی و آموزش و پرورش زندگی ميكنند، اين رقم كافی است كه در يك ظرف اعتراضی و مبارزاتی فضای سياسی و اجتماعی كل جامعه را احاطه كنند. جواب و آلترناتيو سكوت مقامات دولت و رسانه ها بسيج مردم است. بسيج آگاهانه و رزمنده مردم. دعوت به اعتراض همراه معلمين در ايران و سراسری كردن و متشكل كردن معلم برای اعتراض و مبارزه است. ايرانيان خارج كشور در بسيج افكار عمومی در جلب حمايت و پشتيبانی از معلمين در ايران سهم مهم و قابل توجهی بعهده دارند. راه حل سكوت مقامات دولت و رژيم اسلامی بسيج افكار عمومی و حمايت و راه انداختن كمپين های حمايتی و پشتيبانی از معلمين در ايران در خارج كشور است. اينها مصافهای اصلی ايندوره و چالشهای اصلی جامعه معلمين در ايران است.

 

Nodinian2103@aol.com

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

كار زنان در كارگاههاى توليدى كوچك
قدم گذاشتن روى خاك سست

بررسى اطلاعات مربوط به وضعيت اشتغال زنان نشان مى دهد كه زنان همچنان در زمره قشرهاى كم درآمد و در حاشيه نظام تأمين اجتماعى قرار دارند. سهم زنان در بازار كار ناچيز است آنان از فرصت هاى اشتغال محرومند و با نرخ بيكارى بالا حاضرند سخت ترين شرايط كارى را تحمل كنند
بيش از صدها كارگاه توليدى كوچك براى فرار از دست مأموران ماليات و دور از دسترس مأموران بيمه بودن به زيرزمين خانه ها در محله هاى مسكونى پناه مى برند و با اتكا به نيروى كار ارزان و نيازمند زنان به كار خود ادامه مى دهند. در حالى كه براى كسانى كه در اين كارگاهها مشغول به كارند، هيچ چشم انداز اميدوار كننده اى وجود ندارد

فاطمه اميرى – روزنامه ايران

 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

شنبه ١۶ مهر ١٣٨۴ – ٨ اکتبر ٢٠٠۵


تاريك روشن هوا، در حالى كه بچه هايش درخوابند از خانه بيرون مى آيد تا به مقصد برسد خورشيد كاملاً بالا آمده است بعد تمام روز او مى ماند و كار در زيرزمينى نمور و تاريك با صداى دستگاه برش و چرخ هاى خياطى و سردوزى كه دائم به گوش مى رسد و سرزنش ها و فريادهاى گاه و بى گاه صاحبكار كه در زمزمه ها و درددل هاى زنانى كه همگى موقعيتى شبيه او دارند، گم مى شود. سينه اش به خس خس افتاده، دست و پايش درد مى كند و چشم هايش كم سو شده اند.
اما هيچكدام اينها برايش مهم نيست. خوشحال است كه بچه هايش سر گرسنه بر زمين نمى گذارند. با اين حال هنوز در ذهنش تصوير مردى هست كه در نيمه راه زندگى او و بچه هايش را تنها رها كرده و رفته. براى او و زنانى نظير او كه هر روزشان با كار سخت و گاه طاقت فرسا در كارگاه هاى توليدى كوچك و بزرگ سپرى مى شود، مدتهاست كه زندگى روى سخت خود را نشان داده است.
***
از پنجره چوبى كوچك در طبقه دوم يك ساختمان قديمى و از ريخت افتاده، محبوبه هر روز زنانى را مى بيند كه با دست پر از فروشگاه آن سوى خيابان بيرون مى آيند. او آرزو مى كند كاش آنقدر پول داشت تا هر شب كه به خانه مى رفت براى بچه هايش آنچه نياز داشتند، مى خريد: «از وقتى شوهرم مرد، چندماهى با پس اندازى كه داشتيم، گذرانديم. چند وقتى هم در خانه گلدوزى مى كردم و مى فروختم. اما اين كار جواب خرجمان را نمى داد تا اين كه آشنايى مرا به اينجا معرفى كرد. اول فقط وردست بودم. بعد از مدتى شدم چرخكار».
زنان زيادى نظير او سعى دارند براى گذران زندگى يا كمك به همسران خود در تأمين هزينه هاى زندگى كارى براى خود بيابند. اغلب آنها به كار در كارگاههاى توليدى كوچك مى پردازند و ناچارند به دليل نياز مالى شديد شرايط نامساعد و غيرقانونى كار را بپذيرند و اعتراضى نكنند. صرف نظر از وضعيت موجود، بيشترين دغدغه و نگرانى آنها از آينده است.
اگر كارفرما ورشكست شود ودر كارگاه را ببندد؟ پولشان را ندهد يا بيرونشان كند، چه بر سر خود و خانواده شان خواهد آمد؟
بررسى اطلاعات مربوط به وضعيت اشتغال زنان نشان مى دهد كه زنان همچنان در زمره قشرهاى كم درآمد و در حاشيه نظام تأمين اجتماعى قرار دارند. سهم زنان در بازار كار ناچيز است آنان از فرصت هاى اشتغال محرومند و با نرخ بيكارى بالا حاضرند سخت ترين شرايط كارى را تحمل كنند.
محبوبه چشم هايش را مى بندد. تصوير دختر كوچك شش ساله اى را در نظر مى آورد كه پيراهنى سفيد با گلهاى ريز صورتى به تنش كرده و پسر بچه اى كه ديگر با حسرت به دوچرخه پسر همسايه نگاه نمى كند: «از هشت صبح كه مى آيم تا هفت شب، يكسره پشت چرخ خياطى هستم. هرماه صدهزار تومان مى گيرم. بيمه هم نيستم. نه فقط من، همه اين هفت - هشت نفرى كه اينجا كار مى كنند، بيمه نيستند. اعتراض هم كنيم، صاحبكار مى گويد: همين كه هست، نمى خواهيد نياييد...».
بسيارى از صاحبنظران معتقدند در قانون كار بر حفظ حقوق زنان تأكيد بسيار شده و براى آنان حقوقى برابر و حتى در مواردى بيش از مردان در نظر گرفته شده است، اما نداشتن ضمانت براى اجراى اين قانون، در عمل آن را از سودمند بودن به حال زنان خارج كرده است.
در حال حاضر شرايط به گونه اى شده كه سوء استفاده از نيروى زنان در بازار كار سايه اى و زيرزمينى اشكال ديگرى از نقض حقوق زنان را موجب شده است.
زنانى كه با كار در كارگاههاى توليدى به حداقل دريافتى رضايت مى دهند و چون به اين حداقل درآمد نياز دارند، بنابراين خود را به تغيير شرايط و اعتراض به مديران و صاحبان كار ملزم نمى بينند.
به اعتقاد سريه دانشپور محقق اجتماعى و مدرس دانشگاه اين رويه بويژه در كارگاههاى كوچكى كه بر مبناى سرمايه شخصى صاحبكار تشكيل شده، بيشتر مشهود است: «كارفرما با احتساب سود و زيان كار، با حذف مزاياى مربوط به نيروى كار و پرداخت حداقل دستمزد، مى خواهد سود حاصله را افزايش بدهد. در واقع كارفرما فكر مى كند كارهايى مثل بسته بندى تخصصى نيست. نيروى كارش هميشه در دسترس است و از طرفى خود كارگر بيشتر به آن به چشم يك شغل موقتى نگاه مى كند، در نتيجه كارفرما مى گويد چرا او بايد براى بهبود اوضاع كارى و پرداخت تمام و كمال حق و حقوق كارگر خودش را به زحمت بيندازد».
همسر مليحه در زندان است. او به جرم حمل مواد مخدر به سه سال حبس محكوم شده است. يكسال و نيم است كه مليحه كار در چند كارگاه توليدى از پوشاك گرفته تا بسته بندى اسباب بازى را تجربه كرده است: «بار اول دريك توليدى پوشاك كار مى كردم. ده نفر بوديم، كارفرما كسى را بيمه نمى كند يكى از كارگرها رفت شكايت كرد. او هم از حرصش يكى يكى ما را بيرون كرد».
دفعه هاى بعد هم وضعيت بهترى در انتظار مليحه نبود. هرجا كه مى رفت چند مسأله همراهش بود. ساعت كار زياد، دستمزد كم بدون مزايا و بيمه و نگاه صاحبكار: «حاضر بودم با كار زياد و دستمزد كم بسازم، اما اين آخرى را ديگر نمى توانستم تحمل كنم. اين بود كه از آنجا هم بيرون آمدم».
بيش از صدها كارگاه توليدى كوچك براى فرار از دست مأموران ماليات و دور از دسترس مأموران بيمه بودن به زيرزمين خانه ها در محله هاى مسكونى پناه مى برند و با اتكا به نيروى كار ارزان و نيازمند زنان به كار خود ادامه مى دهند. در حالى كه براى كسانى كه در اين كارگاهها مشغول به كارند، هيچ چشم انداز اميدوار كننده اى وجود ندارد.
سريه دانشپور محقق اجتماعى و استاد دانشگاه مى گويد: «بديهى است كه كارفرما دنبال اين باشد كه با حداقل هزينه، بيشترين بهره و استفاده را ببرد و وقتى به نيروى كار هم مى رسد از اين قاعده مستثنى نمى شود. اما دولت هم از سويى با اعطاى اعتبارات و حمايت هاى مختلف و ارائه خدمات عمومى از كارفرما انتظاراتى دارد. زنانى كه در محيط هاى كارگرى مشغول به كار مى شوند اغلب زنانى اند كه براى امرار معاش مجبورند كار كنند. وظيفه حكومت اسلامى اين است كه زنانى را كه تحت تكفل پدر و همسر نيستند، تحت حمايت خود قرار دهد و حداقل كارى كه مى تواند بكند اين است كه زمينه اشتغال با شرايط مناسب را برايشان فراهم آورد».
وجود قانون به معناى درست اجرا شدن آن نيست. در شرايطى كه دايره كار براى زنان تحصيلكرده و داراى تخصص هر روز تنگ تر از قبل مى شود و همچنان اولويت استخدام در مراكز و سازمانهاى مختلف به مردان داده مى شود. زنانى با تحصيلات كم، بى سواد و بدون تخصص نيز درگير پيدا كردن شغلى براى رفع مايحتاج زندگى به سراغ كار در كارگاههاى توليدى مى روند و گاهى حتى زنان با تحصيلات بالا نيز در ميان خود مى يابند. ناهيد چهارسال در دانشگاه درس خواند. ليسانس گرفت و بعد اميدوار و سرخوش از اين كه درسش با موفقيت تمام شد رفت دنبال پيدا كردن شغلى مناسب: «اما هرجا مى رفتم، شرايطى را مى گذاشتند كه من نداشتم. مدتى بيكار بودم تا اين كه از طريق آگهى روزنامه براى كار آمدم اين كارگاه توليدى لباس. از قبل كمى خياطى بلد بودم و همين كمكم كرد كه زود وارد شوم». ناهيد مى گويد از سرناچارى سراغ اين كار آمده است و به محض پيدا كردن شغلى با شرايط مناسب تر از اينجا مى رود. اما با خودش فكر مى كند: «فرقى ندارد. من هم كه نباشم، زنى نيازمندتر از من با روزى ۸ - ۹ ساعت كار كه در برخى از ماههاى سال بيشتر هم مى شود، جايگزينم مى كنند. كارى كه اگر يك روز به دليل بيمارى يا هر مسأله ديگرى غيبت كنى حقوق آن روز را نمى گيرى در آن نمى توانى فكر تأمين آينده باشى چه برسد به حال».
محمود عزيزى عليرغم آن كه هر ۱۰ نفر نيروى شاغل در كارگاه توليدى خودش را بيمه كرده، اما دليلى نمى بيند كه صاحبان همه كارگاههاى توليدى مشابه او چنين كارى انجام دهند: «وقتى كارفرمايى نمى داند به دليل شرايط بد اقتصادى و توليدى تا يك ماه ديگر كار و سفارش توليد دارد يا ندارد، نيازى نمى بيند كه كارگر را بيمه كند و تمام و كمال حق و حقوقش را بدهد. چون انگار دارد روى زمين سست راه مى رود».
گاه توافق ميان كارگر و كارفرما براساس نيازمندى نيروى كار است.
سريه دانشپور محقق اجتماعى مثال مى زند: «من در يك كارگاه توليدى اسباب بازى دخترى ۱۶ - ۱۷ ساله را ديدم كه كار مى كرد و ۴۰ هزار تومان در ازاى ۱۰ - ۱۱ ساعت كار مى گرفت. اما شرايطش طورى بود كه ترجيح مى داد حداقل دستمزد را بگيرد و كارش را از دست ندهد. در اين مواقع قانون هم براى اجرا شدن نياز به خواست و اقدام خود نيروى كار دارد. اگر خودشان شكايت كنند، قانون وظيفه دارد رسيدگى كند». اين استاد دانشگاه و محقق مراجعه به اداره هاى كار و شكايت را راه چاره مى داند. اما او نيز معتقد است: «اين شيوه هم هميشه كار ساز نيست. وقتى كارفرمايى در قبال كارگر احساس مسؤوليتى ندارد و هر اعتراضى را در نطفه خاموش مى كند نه مدركى به دست كارگر مى دهد كه ثابت كند چند وقت كار كرده و تازه بعد از مدتى هم يك نفر ديگر را جايگزين او مى كند و هر سه چهار ماه يك كارگر تازه مى آورد. چگونه شكايت كردن مى تواند مفيد واقع شود؟!» بويژه اين كه كار در اين قبيل توليدى ها تخصصى نيست و نيروى كار آن هميشه در دسترس است».
به اعتقاد اين استاد دانشگاه تا وقتى كه وضعيت بازار كار و عرضه و تقاضاى نيروى كار مناسب نباشد، بخشى از اين مشكلات اجتناب ناپذير است و نه با قانون مى شود جلو آن را گرفت و نه با برخوردهاى سلبى. تا وقتى وضعيت اقتصادى به گونه اى است كه خانواده ها براى امرار معاش و تأمين حداقل مايحتاج زندگى درگير ودار مشكلات گوناگون هستند، بديهى است كه عده اى از آنها بخواهند به هر كار شرافتمندانه اى دست بزنند تا چرخ زندگيشان بچرخد. در واقع بخش اعظم كار وقتى انجام مى شود كه دولت بايد برنامه هايى به بهبود شرايط اقتصادى خانواده ها و ايجاد فرصت هاى شغلى اقدام كند تا نيروى كار مجبور نشود به كار در هر شرايطى تن بدهد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 3:23  توسط کارگر  | 


به دنبال عدم پرداخت ۹ ماه حقوق
اعتصاب و اعتراض ۶۲۰ كارگر " معدن سنگرود" گيلان ، شدت گرفت

  • به دنبال واگذاري معدن "سنگرود" واحد البرز غربي به بخش خصوصي و مسترد شدن مجدد اين معدن به شركت البرز غربي , حق و حقوق صدها كارگر دستخوش سياستهاي مسوولان مربوطه شده و اين كارگران ماه‌‏هاست حقوق دريافت نكرده‌‏اند .
  • در حالي خواهان دريافت حقوق معوقه خود هستند كه استانداري گيلان سعي دارد مالكيت شركت معدن سنگرود را از كارفرماي جديد به شركت البرز غربي مسترد كند
  • كارگران اين‌‏ معدن ، تغييرات مكرر مالكيت را سوال برانگيز ‌‏دانسته و اظهار مي دارند كه هيچ مقام مسوولي به مشكلات آنان رسيدگي نكرده و نمي كند .

    باتوجه به اينكه ، پرداخت حقوق معوقه كارگران معدن سنگرود ، مي بايست از سوي وزارت صنايع و معادن و در راس آن وزير صنايع محقق شود ، كارگران اعلام مي دارند تا گرفتن حقوق معوقه خود ، اعتصاب و تجمع اعتراض آميز را ادامه خواهند داد .

    + نوشته شده در  جمعه پانزدهم مهر 1384ساعت 2:13  توسط کارگر  |