در اجتماع بزرگ ورزشگاه آزادی
هزاران نفر از کارگران شرکت واحد خواهان آزادی رئيس سنديکای خود شدند
• کارگران که از ساعت چهار بعد از ظهر در استاديوم آزادی گرد آمده بودند، يک صدا شعار می دادند: منصور اسانلو آزاد بايد گردد، جرم اسانلو تشکيل سنديکا، کارگران اتحاد اتحاد، سنديکای کارگری حق مسلم ما است!
• همينکه صحب قاليباف تمام شد، کارگران متحد و يکصدا فرياد زدند: آزادی اسانلو خواسته اول ما است. اين پاسخ دسته جمعی نزديک به ده هزار کارگر اتوبوسرانی تهران به قاليباف و وعده های نامشخص او بود. در اين هنگام شعاری از يک گوشه سالن بلند شد و بسرعت سراسر سالن را فرا گرفت: اعتصاب يادت نره، اعتصاب يادت نره!
اخبار روز: www.iran-chabar.de
دوشنبه ١٢ دی ١٣٨۴ – ٢ ژانويه ٢٠٠۶
اخبار روز: هزاران نفر از کارگران و کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران که به بهانه ی سخنرانی قاليباف شهردار تهران در استاديوم دوازده هزاری نفری مجموعه ی آزادی تجمع کرده بودند، يک صدا خواهان آزادی منصور اسانلو، رئيس هيات مديره ی سنديکای خود شدند. اسانلو از روز اول دی ماه به دستور سعيد مرتضوی دادستان تهران در بازداشت به سر می برد و بنا بر گزارش ها، فشار بر او برای اعترافات ساختگی و مصاحبه ی تلويزيونی ادامه دارد.
به گزارش حزب کمونيست کارگری ايران، کارگران که از ساعت چهار بعد از ظهر در استاديوم آزادی گرد آمده بودند، يک صدا شعار می دادند: منصور اسانلو آزاد بايد گردد، جرم اسانلو تشکيل سنديکا، کارگران اتحاد اتحاد، سنديکای کارگری حق مسلم ما است. اين شعارها بر پلاکاردهائی که کارگران در دست داشتند نيز ديده ميشد.
بر اساس اين گزارش ابراهيم مددی عضو هيئت مديره سنديکا و معاون اسانلو که اخيرا با فشار کارگران از زندان آزاد شده است مورد استقبال گرم کارگران قرار گرفت. کارگران او را بر روی دستهای خود دور استاديوم چرخاندند و برايش هورا کشيدند. با ورود قاليباف به استاديوم مسئولين برگزاری مراسم از کارگران خواستند صلوات بفرستند اما کارگران امتناع کردند، از کارگران خواستند دست بزنند اما اينبار نيز کارگران امتناع کردند. يکی ديگر از شعارهای کارگران برکناری نوريان مدير عامل شرکت واحد بود که همين امروز از سمت خود برکنار شد.
اعتصاب يادت نره
گزارش ديگری که از طرف حبيب مهرآبادی يکی از اعضای سازمان جوانان اين حزب تهيه شده، در مورد اجتماع روز دوشنبه کارگران چنين می گويد:
ساعت چهار و نيم عصر امروز به استاديو آزادی رسيدم. کارگران شرکت واحد بتدريج جمع ميشدند. پلاکاردهای زيادی در دست کارگران بود که روی آنها نوشته شده بود:
ايجاد سنديکای مستقل حق مسلم ماست
کارگر اتحاد اتحاد
نماينده کارگران آزاد بايد گردد
ايجاد سنديکای کارگری نه شورای اسلامي
بر روی پلاکارد خيلی بزرگی هم نوشته شده بود:
ايجاد سنديکای کارگری تنها جرم منصور اسانلو است
تا ساعت پنج بعدازظهر چند هزار نفر جمع شده بودند و شعار ميدادند:
سنديکا سنديکا ايجاد بايد گردد
اسانلو آزاد بايد گردد
قاليباف يادت نره نوريان بايد بره
به کارگران شام هم داده شد. بعد که قاليباف به استاديوم رسيد از روی سن پشت بلندگو يکی تقاضا کرد صلوات. ولی کسی صلوات نفرستاد. بعد خواهش کرد کف بزنيد ولی کسی کف نزد. در مقابل کارگران دست به اقدام ديگری زدند تا روی قاليباف را کم کنند. کارگران آقای مددی عضو هيئت مديره سنديکا را روی دوش خود دورتادور سالن گرداندند. کارگران برايش دست تکان ميدادند و هورا ميکشيدند. کارگران شعار ميدادند مددی حرف بزن حرف بزن. اين هم يک نوع نمايش بود در مقابل قاليباف.
قاليباف که بنا بود حرف بزند سخنرانی اش به تعويق افتاد. قبل از سخنرانی، يکی از کارگران پلاکارد سفيدی به تن کرده بود که پشت و روی آن جمله ای در دفاع از سنديکا نوشته بود. او در سالن به راه افتاد و ده تا پانزده نفر از کارگران ديگر که پلاکارد بدست داشتند پشت سر او به حرکت درآمدن و موقع سخنرانی قاليباف درست مقابل او نشستند تا تمام مدت جلو چشم او باشند.
بنا بود ساعت پنج پنج و نيم زودتر صحبت کند اما با يک ساعت تاخير شروع به صحبت کرد و بجز وعده های توخالی چيزی نگفت. هيچ قول مشخصی نداد اما گفت توقع نداشته باشيد که اين خواستها را بتوان يک شبه رسيدگی کرد، رسيدگی به اين خواستها زمان می برد. مثل آخوندها به صحرای کربلا زد و بجای اينکه روشن بگويد کی به خواستهای کارگران رسيدگی ميکند چاپلوسی کرد که پدرم پنجاه سال راننده بوده و من افتخار ميکنم که هميشه پنچرگيری ميکردم! و خلاصه بجای صحبت از خواست کارگران، درمورد خودش کلی چاخان تحويل ملت داد، انگار کارگران آمده بودند راجع به زندگی ايشان بدانند. قاليباف همه چيز گفت اما اسمی از خواستهای کارگران نبرد و وعده روشنی هم نداد. کارگران که حوصله شان سر رفته بود، همينکه صحب قاليباف تمام شد متحد و يکصدا فرياد زدند:
آزادی اسانلو خواسته اول ما است.
اين پاسخ دسته جمعی نزديک به ده هزار کارگر اتوبوسرانی تهران به قاليباف و وعده های نامشخص و مسخره او بود. در اين هنگام شعاری از يک گوشه سالن بلند شد و بسرعت سراسر سالن را فرا گرفت: اعتصاب يادت نره اعتصاب يادت نره. اين شعار تا موقعی که کارگران استاديوم را ترک ميکردند همچنان دسته جمعی تکرار ميشد و به اين ترتيب تجمع امروز در استاديوم آزادی هم به پايان رسيد.
در ضمن از رئيس يکی خطوط واحد شنيدم که امروز به همسر اسانلو ملاقات داده اند.
