ماموران امنیتی از ادامه اشتغال گروهی از رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی جلوگیری کردند: مصاحبه با یک کارگر اعتصابی [ ساعت پيش ۶:۲۳ ]
ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در ادامه سرکوب و ایجاد رعب و وحشت در میان فعالان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی و خانواده های آنها، جمعی از رانندگان را از ادامه کار بازداشتند و برای جلب یک فعال کارگری، پسرخاله او را بازداشت کردند. حسن محمدي از فعالان سنديكايي كه خود تحت پيگرد جمهوري اسلامي قرار دارد، در مصاحبه با راديو فردا مي گويد همراه گروهی ازکارگران در حال تعقیب و گریز با ماموران است و با تلفن با کارگران زندانی در تماس قرار دارد. وی می افزاید مسئولان به تجمع شماری از همسران کارگران دستگیر شده در مقابل مجلس شورای اسلامی پاسخی ندادند. و آنها قرار است روز شنبه جلوي دادگاه انقلاب اسلامی تجمع كنند. آقاي محمدي مي گويد: دوستان از داخل زندان از ما خواستند جنبش هر چه بهتر به پيش برود و من از همينجا مي گويم تا جايي كه در توانمان باشد مقاومت خواهيم كرد. وی می افزاید فعالان سندیکائی از وهاب محمدي که پسرخاله او در حراست منطقه سه توسط ماموران امنیتی گروگان گرفته شده است، خواسته اند خود را تحویل ندهد. وی می افزاید مدیریت نظام را مسئول افزایش فقر و فحشا و جرائمی می داند که می گوید در گذشته در ایران سابقه نداشته است.
مسعود ملك (راديو فردا): اقدام هاي حكومت اسلامي در سركوب اعتصاب كارگران شركت واحد و ايجاد رعب و وحشت در ميان كاركنان شركت واحد اتوبوسراني تهران و خانواده هايشان همچنان ادامه دارد. حسن محمدي از فعالان سنديكايي كه خود تحت پيگرد جمهوري اسلامي قرار دارد، در مصاحبه با راديو فردا از آخرين تحولات در اين باره مي گويد:
حسن محمدي: امروز چهارشنبه تعدادي از همسران همكارانمان مقابل مجلس شوراي اسلامي جمع شدند و خواهان آزادي همسرانشان شدند. ولي متاسفانه هيچ كدام از مسئولين خودشان را براي پاسخگويي اينها مسئول ندانستند و اقدامي نكردند. در هر صورت شنبه هم قرار شده كه اين خانواده ها جم شوند جلوي دادگاه انقلاب. ما دعوت مي كنيم از همه كساني كه به نوعي در بازداشت به سر مي برند، خانواده هايشان، همسرانشان بيايند آنجا و خواستار آزادي همسرانشان شوند.
ما امشب همچنان در حال فرار و تعقيب و گريز هستيم و جاي مشخصي فعلا نداريم با اين هواي سرد تهران، ولي خب از داخل زندان وقتي خبرهايي به ما مي رسد واقعا گرم مي شويم. دوستان ما آنجا به نوعي با يك تلفن با ما صحبت كردند و خواستار هرچه بهتر پيش رفتن اين جنبش شدند. من از همينجا خدمتشان مي گويم ما هم بيرون از زندان تا جايي كه بتوانيم مقاومت مي كنيم و اگر روزي مقاومت نكنيم و صدايي از ما شنيده نشود، بدانند كه ما ديگر نيستيم.
سه شنبه شب خانم حيات غيبي آزاد شدند و فرزندانشان خيلي خوشحال بودند كه اميدواريم هرچه سريعتر پدرشان نيز آزاد شود و همه اين پدران به خانواده هايشان بازگردند. امروز دوباره از اشتغال به كار تعدادي از همكاران ما جلوگيري كردند و گفتند بايد از حراست مركزي شركت واحد نامه بياورند تا شاغل شوند. پسرخاله آقاي وهاب محمدي را در حراست منطقه سه به نوعي گروگان نگاه داشتند تا آقاي وهاب محمدی خودش را معرفي كند كه ما از ايشان خواستيم اين كار را نكند و در كنار ما بماند. وضع كماكان امنيتي پليسي است و همكاران ما كه امروز با چند تن از آنان صحبت مي كردم، يك بن 50 هزار توماني گرفتند، ولي همگي به نوعي اين را پول دوران حبس همكارانشان مي دانند.
من خيلي متاسفم براي مديريت شركت واحد كه اينگونه با كارگران و زيردستانش برخورد كرده كه همه كارگران به نوعي از ايشان ناراحت هستند و مي گويند ايشان به حرف هاي ما هيچ توجهي ندارد. اعتصاب يكي از راه هاي قانوني به دست آوردن حقوق كارگري است و در تمام دنيا مرسوم است. ولي مي بينيم كه در ايران يك مقدار روي اين موضوع هستند.
من از تمام مردم جهان، از تمام خبرگزاري ها مي خواهم حركت ما به صورت كاملا صنفي است. ما هيچ صحبت سياسي نداريم، با نظام هيچ مشكلي نداريم و خط قرمز ما حفظ نظام است، ولي در كنار اين خواستار احقاق حقوقمان در اين نظام هستيم. فقر و فحشا در مملكت بيداد مي كند، جرم و جنايت به شكلهاي فجيعي دارد خودش را نشان مي دهد كه اصلا سابقه در ايران نداشته. متاسفانه اينها برمي گردد به مديريت هايي كه اشتباه مي كنند. من خودم دو سال در جبهه براي اين مملكت و نظام جنگيدم، ولي با مديريت هاي مياني اين نظام مشكل دارم، ايراد دارم و خواهان اصلاحشان هستم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
| همبستگي دانشجويان با اعتصاب كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران از ديد يك فعال داشنجويي در جريان اعتصاب كاركنان شركت واحد، شماري از چهره هاي فعال دانشجويي نيز با رانندگان اتوبوس اعلام همبستگي كرده و در محل تجمع آنان حاضر شده بودند. شماري از اين دانشجويان به همراه رانندگان دستگير شدند. اما حكومت با آزاد كردن دانشجويان از آنان خواست خود را به وزارت اطلاعات معرفي و تعيين تكليف كنند. عبدالله مومني فعال جنبش دانشجويي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: بعد از روي كار آمدن دولت محمود احمدي نژاد و يكدست شدن حاكميت، شاهد فشارها و مخالفت ها با جريانات مستقل اجتماعي بوديم، نظير جريانات كارگري و جنبش دانشجويي و از آنجايي كه اين جريانات جز خواسته ها و منافع ملي هيچ توجهي به ديگر مسائل حاشيه اي ندارند، طبيعي است كه حكومت تحمل شنيدن و پذيرش انتقادات اين دو طيف را ندارد. عبدالله مومني مي گويد: مجموعه تلاش ها و تحركات دانشجويان در جهت دفاع از جريان كارگري در اين راستا ارزيابي مي شود كه آنها را يكي از نهادهاي اصيل مدني مي دانند كه تلاش مي كنند از طريق سنديكاها و تشكيل اجتماعات كارگري، به مطالبات و حقوق اوليه خودشان دست يابند. |
| در جريان اعتصاب كاركنان شركت واحد كه از پيش اعلام شده بود، شماري از چهره هاي فعال دانشجويي نيز با رانندگان اتوبوس اعلام همبستگي كرده و در محل تجمع آنان حاضر شده بودند. شماري از اين دانشجويان به همراه رانندگان دستگير شدند. اما حكومت با آزاد كردن دانشجويان از آنان خواست خود را به وزارت اطلاعات معرفي و تعيين تكليف كنند. عبدالله مومني فعال جنبش دانشجويي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد:
عبدالله مومني: بعد از روي كار آمدن دولت آقاي احمدي نژاد و يكدست شدن حاكميت، شاهد فشارها و مخالفت ها با جريانات مستقل اجتماعي بوديم، نظير جريانات كارگري و جنبش دانشجويي. از آنجايي كه اين جريانات در عملكردشان و فعاليت هايشان به گونه اي حركت مي كنند كه جز خواسته ها و منافع ملي هيچ توجهي به ديگر مسائل حاشيه اي ندارند و آنچه كه برايشان در اولويت هست و واجد اهميت و ارزش است، تاكيد و توجه به منافع ملي است. طبيعي است كه حكومت تحمل شنيدن و پذيرش انتقادات اين دو طيف را ندارد. از اين جهت ما شاهد بوديم در طول چند وقت گذشته بيشترين فشارها و محدوديت ها بر اين دو جريان حاكم بوده و سعي كردند با صدور احكام قضايي براي دانشجويان، تعليق دانشجويان از تحصيل و تعطيل نمودن دفاتر انجمن هاي اسلامي و در كنار آن با دستگيري اعضاي سنديكاي كارگري و ايجاد مشكل در برابر برگزاركنندگان حركت هاي صنفي كارگري، فعالين مستقل جامعه مدني را مرعوب كنند و با اين هدف مي خواهند جامعه ايران را به يك جامعه گورستاني تبديل كنند كه در آن هيچ صداي مخالف و منتقدي بلند نشود و تنها مي خواهند صداهايي بلند شود كه همسو با حاكميت باشد و در عين حال مي خواهند در قبال استراتژي ديدباني جامعه مدني، نهادهاي واقعي مدني و اصلي در جامعه را كنترل كنند. مجموعه تلاش ها و تحركات دانشجويان در جهت دفاع از جريان كارگري در اين راستا ارزيابي مي شود كه آنها را يكي از نهادهاي اصيل مدني مي دانند كه تلاش مي كنند از طريق سنديكاها و تشكيل اجتماعات كارگري، به مطالبات و حقوق اوليه خودشان دست يابند. از اين منظر خوشبختانه ما شاهد بوديم كه در طول چند وقت قبل اين ارتباط و پيوند ارگانيك بين جامعه دانشجويي و مشخصا دانشجويان و كارگران برقرار بوده و دانشجويان با استفاده از اهرم ها و ساز و كارهايي كه در اختيار داشتند، در جهت دفاع از حقوق كارگران عمل كردند، گرچه به دليل سرگشتي كه كليه جنبش هاي اصلاح طلبي با آن مواجه هستند، همين سرگشتگي و بحران و تعليق فضاي سياسي كشور منجر به تاثيرگذاري در محيط دانشگاه و ديگر بخش هاي فعال جامعه مدني شده و عملا آن ظرفيت و پتانسيل جامعه دانشگاهي بالفعل نشده و دانشجويان فضاي با نشاطي را در حال حاضر تجربه نمي كنند و به دليل همين نااميديشان از بن بست حركت اسلامي از داخل و يكدست شدن حكومت و بي تدبيري حكومتگران، مقداري فضاي دانشگاه بي رمق است. ولي در همين حد به هر حال فعالان مستقل دانشجويي كه اميدوارانه به فعاليت خودشان در حوزه عمومي جامعه و تلاش خودشان در جامعه مدني در راستاي دموكراتيك نمودن ساختار قدرت ادامه مي دهند، اين طيف حساسيت خودشان را به نمايش گذاشتند. امير آرمين (راديو فردا): شما از پيوند ارگانيك كارگران و دانشجويان طرفدار دموكراسي صحبت كرديد، ولي با ساير سازمان هاي غيردولتي مانند كانون حمايت از زندانيان يا غيره چطور؟ عبدالله مومني: بله قطعا اگر قرار باشد كه جنبش اجتماعي در ايران و جامعه مدني تقويت شود و بتواند ساختار قدرت را وادار به عقب نشيني كند و اصلاحات را به ساختار قدرت منتقل كند و ساختار يك ساختار دموكراتيك و توسعه يافته اي شود، لازمه آن برقراري پيوند بين همه نيروهاي فعال در عرصه جامعه مدني است و ارتباط و انسجام و به توافق رسيدن پيرامون استراتژي هاي خاصي كه مي تواند جامعه ايران را از اين بن بست و انسداد رها كند. |
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
| تاثير اعتصاب كاركنان شركت واحد اتوبوسراني تهران بر همبستگي ميان اصناف مختلف كشور: تحليل يك جامعه شناس مقیم سوئد اعتصاب كاركنان شركت واحد اتوبوسراني تهران از اين نظر مورد توجه قرار گرفته است كه احتمال اعتصاب ديگر اصناف را مطرح كرده و نيز احتمال به وجود آمدن نوعي همبستگي عاطفي و صنفي ميان اعضاي اصناف مختلف كشور. دكتر مهرداد درويش پور استاد جامعه شناسي مقيم سوئد در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: حتي اگر ما در اين روزهاي اخير شاهد يك اعتصاب مجدد نباشيم، اين واقعيت كه توانستند كارگران شركت واحد، يك اعتصابي با اين گستردگي را سازمان دهند، به گمان من دو ايده را به طور جدي در ميان طبقه كارگر ايران اساسا رايج كرد. يك: اعتصاب گسترده ميسر است و دو: در اين اعتصاب گسترده كارگران نيازمند حضور ديگر هم صنفان خود هستند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| اعتصاب كاركنان شركت واحد اتوبوسراني تهران توجه بسياري را در سطح جهان به خود جلب كرده است. نه فقط از نظر همبستگي با تقاضاهاي صنفي كارگران و حق آنها براي تشكيل سنديكا و اعتصاب به منظور بهبود وضع معيشتي و زندگيشان، بلكه اين اعتصاب از اين نظر هم مورد توجه قرار گرفته است كه احتمال اعتصاب ديگر اصناف را مطرح كرده و نيز احتمال به وجود آمدن نوعي همبستگي عاطفي و صنفي ميان اعضاي اصناف مختلف كشور. دكتر مهرداد درويش پور استاد جامعه شناسي مقيم سوئد درباره تاثير اين اعتصاب بر اعتصاب هاي احتمالي ديگر اصناف به راديو فردا مي گويد:
دكتر مهرداد درويش پور: حتي اگر ما در اين روزهاي اخير شاهد يك اعتصاب مجدد نباشيم، اين واقعيت كه توانستند كارگران شركت واحد، يك اعتصابي با اين گستردگي را سازمان دهند، به گمان من دو ايده را به طور جدي در ميان طبقه كارگر ايران اساسا رايج كرد. يك: اعتصاب گسترده ميسر است و دو: در اين اعتصاب گسترده كارگران نيازمند حضور ديگر هم صنفان خود هستند. يك نكته اي كه كارگران شركت واحد و سازماندهندگان اعتصاب به طور دائم عنوان مي كنند، دو پيام را تكرار مي كنند. يكي اين كه خواستار حمايت هرچه گسترده تر و يك همبستگي ملي در داخل و خارج از كشور در دفاع از خواسته هاي آنها هستند و دوم و به گمان من مهمتر، علنا خواستار حمايت ديگر كارگران شدند. همبستگي ملي در خيلي از جاها ممكن است از طريق تظاهرات، بيانيه ها و غيره صورت گيرد، ولي همبستگي ديگر كارگران با كارگران شركت واحد هيچ معنايي جز پيوستن به صف اعتصاب ندارد. حتي اگر در لحظه حاضر اعتصاب سراسري ميسر نباشد كه به گمان من اين شانسش بسيار كم است در لحظه كنوني، ايده اعتصاب سراسري و در پي اين اعتصاب شركت واحد، به يك ايده گسترده تر در ميان كارگران تبديل خواهد شد و زمينه پذيرش گسترده تري خواهد داشت و من دور از انتظار نمي بينيم كه ما شاهد اگر نگوييم اعتصاب هاي سراسري عمومي باشيم، شاهد اعتصاب هاي زنجيره اي باشيم كه يكي پس از ديگري در دفاع از خواست هاي صنفي، رفاهي و طبقاتي خودشان و در حمايت از ديگر كارگران صورت گيرد. فكر مي كنم كارگران شركت واحد اين جرقه را زدند، اما ميزان پيشرفت اعتراضات و ميزان فشار بين المللي و همبستگي عمومي است كه تاثير آن را روشن خواهد كرد. اگر اتحاديه هاي سراسري كارگري سراسر جهان فعالانه به جمهوري اسلامي براي آزادي آقاي اصانلو و به رسميت شناختن حق تشكل اعمال فشار كنند و اگر به نوعي اين فضاي قلياني كه ايجاد شده، بتواند تداوم پيدا كند، به گمان من ما شاهد گسترش اعتصابات خواهيم بود، ولي حتي اگر اين هم صورت نگيرد، ايده اين اعتصاب هاي گسترده امروزه ديگر به يكي از ايده هاي مطرح و روز تبديل خواهد شد كه در آينده اي نه چندان دور امكان تحقق واقعي را پيدا خواهد كرد. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
هادي قائمي: ديدبان حقوق بشر نگراني زيادي دارد درباره بازداشت هاي گسترده اي كه انجام شده طي هفته گذشته. اول از همه رهبر سنديكاي اتوبوسرانان آقاي منصور اصانلو كه بيش از يك ماه در بازداشت به سر مي برند. اين بازداشت غيرقانوني است. هيچ گونه جرمي بر عليه ايشان عنوان نشده و مخصوصا به خاطر بيماري هاي مختلفي كه ايشان از آنها رنج مي برند، نگراني هاي زيادي در موردشان وجود دارد. طي هفته گذشته هم ديديم كه هيات مديره سنديكا و صدها و شايد نزديك به هزار نفر از طريق جمهوري اسلامي بازداشت شدند و اين بازداشت ها هيچ دليل و وجهه قانوني نمي تواند داشته باشد به جز اين كه ارعاب و وحشت در ميان كارگران كه فقط حقوق سنديكايي و صنفي خودشان را دنبال مي كنند. گلناز اسفندياري (راديو فردا): گفتيد كه هنوز مشخص نيست چه تعدادي بازداشت شدند. ولي آماري كه مي گوييد بين صدها تا حتي هزار نفر اين را از كجا به دست آورديد؟ هادي قائمي: اين را خود كارگران ايران مي گويند كه سخنگوي سنديكا به ما گفته نزديك به 500 تن و شايد بالاتر بازداشت شدند. گ . ا: خواست شما از مقامات ايراني چيست؟ هادي قائمي: ما از جمهوري اسلامي مي خواهيم سريعا و بدون هيچ گونه قيد و شرطي تمامي بازداشت شدگان را آزاد كنند. آنها را مجبور به امضاي تعهدنامه هايي كه هيچ وجهه قانوني ندارند نكنند. اجازه بدهند به سر كار خودشان برگردند. آقاي اصانلو و ديگر اعضاي هيات مديره سنديكا را بلافاصله آزاد كنند و به صورت مسالمت آميز اجازه بدهند كارگران خواسته هاي صنفي خودشان را دنبال كنند. گ . ا: فكر مي كنيد پيامدهاي اين بازداشت ها چه باشد؟ هادي قائمي: در ايران اكنون خواسته هاي كارگران، كارمندان و رويهم رفته كساني كه در زير فشار هزينه هاي زندگي و مسائل اقتصادي به سر مي برند روز به روز بالاتر مي رود و بايد انتظار اشت اين گونه اعتراضات هم وسيعتر شود و دولت به جاي اين كه برخورد امنيتي و خشن با اين خواسته ها بكند، بايد به طور معقولانه با آنها مذاكره كند و ببيند كه چطور مي شود خواسته هاي انبوه شده جمع بسياري از مردم را جواب داد. گ . ا: پيامدهاي اين گونه برخوردهاي دولت چيست؟ هادي قائمي: پيامدهاي اين گونه برخوردها را در مورد جامعه ايران خيلي سخت مي شود پيش بيني كرد، چرا كه مشكلات زيادي در جامعه ايران وجود دارد و بالاخره اين پيامد مي تواند يا باعث اين شود كه حركت هاي يبشتري شود، خواسته ها بيشتر برنامه ريزي شود يا اين كه مي تواند در كوتاه مدت باعث ترس و وحشت و سكوت شود. گ . ا: در سطح بين المللي چه. همانطوري كه مي دانيد آمريكا هم اين بازداشت ها را محكوم كرده. هادي قائمي: بله، در سطح بين المللي البته توجه خاصي به ايران وجود دارد الان. نگراني هاي زيادي وجود دارد كه دولت جمهوري اسلامي بخواهد از فرصتي كه بوجود آمده در زمينه پرونده هسته اي، سعي كند فشارهاي داخليش را زياد كند و فعالان داخل ايران را تحت هدف خودش قرار دهد. جامعه مدني از اين مورد خيلي نگران است و اين مساله كارگران مي تواند يكي از اين نمونه ها قلمداد شود.
فرين عاصمي (راديو فردا): در حالي كه سازمان ديدبان حقوق بشر امروز چهارشنبه از جمهوري اسلامي خواست صدها كارگري را كه در جريان اعتصاب دستگير كرده آزاد كند، خانواده هاي اعضاي بازداشت شده سنديكاي شركت واحد نيز امروز در اعتراض به اين بازداشت ها تجمعي برگزاري كردند. خانم خاني كه همسرش پنجشنبه گذشته دستگير شده، از تجمع امروز در مقابل مجلس شوراي اسلامي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: خانم خاني: تمام كساني كه شوهرانشان دستگير شدند و در زندان اوين هستند، همه جمع شده بودند و مشكلشان آزادي شوهرانشان بود. الان يك هفته است شوهر خود من را گرفتند هيچ اطلاعي نداريم از ايشان و هيچ جور هم نمي توانيم اطلاع پيدا كنيم. نه به قيد سند آزاد مي كنند، نه جوابگوي ما هستند و نه اصلا مي گويند چرا گرفتند اينها را. همسر خود من را قبل از روز اعتصاب زماني كه به سر كار مي رفت گرفت بدون هيچ دليلي. درست است كه ما طرفدار كار سنديكا هستيم. ف . ع: يعني اصلا به شما خبر ندادند كه شوهرتان در كدام بند زنداني است؟ خانم خاني: وقتي من به منطقه چهار شركت واحد رفتم تا از شوهرم خبر بگيرم، طوري با من صحبت كردند كه انگار خود من هم مي خواستند دستگير كنند. مي گفتند اصلا چي ميگي، كيو گرفتند؟ اين چه سئوالي است مي كني؟ ما اصلا خبر از شوهرت نداريم، ما خودمان قشر كارگر هستيم. من خودم كار مي كنم، يك بچه كوچك پنج ساله دارم، يك پسر 18 ساله دارم. هم از نظر هزينه و هم از لحاظ روحي ما در عذاب هستيم. نمي دانم به پسر پنج ساله ام بگويم پدرت كجا هست. چه كسي مي خواهد جواب ما را بدهد. 500 الي 600 نفر را در زندان نگاه داشتند و اصلا جواب نمي دهند. يك روز رفتيم دادسرا اصلا جواب ندادند، يك روز مي گويند سند بياوريم وقتي مي بريم مي گويند نه. يك روز مي گويند شورشي است، يك روز مي گويند اعتصابي است. هر روز يك چيز جواب مي دهند. شوهر من روز قبل از اعتصاب دستگير شده و حتي نگذاشتند يك تماس با خانه بگيرد كه بگويد من دستگير شدم. ف . ع: از تجمع امروز بگوييد كه چه اتفاقي افتاد و آيا به آرامي برگزار شد؟ خانم خاني: با آرامش كه نه. مگر مي شود خانواده هايي كه همه بي خبر از شوهرانشان هستند، بچه هايشان، زندگيشان همه از هم پاشيده، به راحتي بشود گذشت. هر كسي يك چيزي مي گفت، همه جوره صداي مردم بلند بود كه آزادي شوهرانشان را مي خواهند. ف . ع: نيروي انتظامي هم آيا دخالت كرد؟ ف . ع: بله الان تمام مناطق شركت واحد را مامور گذاشتند، يك كلام صحبت كني مي گيرند و مي برند و زن و مرد برايشان مهم نيست. تمام مناطق را محاصره كردند و من الان اطراف منطقه چهار نمي توانم بروم، زيرا مي دانم اگر بروم امكان دستگيري هست. نمي دانم هدفشان از اين كارها چيست، چون شوهران ما كاري به سياست ندارند و حق و حقوق كارگري خودشان را مي خواستند. من يك بچه پنج ساله مريض دارم، يك پسر 18 ساله دارم كه در اين چند روز واقعا افسردگي گرفته. خود من ناراحتي قلبي دارم و بايد با تمام مشكلات بسازم و نمي دانم چرا شوهرم بايد در زندان باشد. يعني هر كسي بخواهد از حق خودش در مملكت ما دفاع كند، بايد جايش در زندان باشد؟ آن هم بدون خبر از اين كه خانواده اش كجاست و چه خبر است؟ ف . ع: بنا بر اطلاعيه سازمان ديدبان حقوق بشر، بازداشت شدگان بدون محاكمه و محروم از حقوق قانوني خود هم اكنون زنداني هستند.
توضيح: آخرين شغل آقاى فيضىزاده در سال ۱۳۶۱ مسئول شب توقفگاه عشرتآباد بوده است. وى در عين حال عضويت هيأت مديرهى انجمن همبستگى سنديكاها و شوراهاى كارگرى استان تهران را داشته است. گفتگو: داود خدابخش دویچهوله: آقای فیضیزاده، شوراهای اسلامی کار تا چه اندازه قانونی هستند و چه جایگاهی در قانون کار جمهوری اسلامی ایران دارند؟ فرامرز فیضیزاده: شورای اسلامی کار، در واقع میشود گفت، یک نهاد مندرآوردیست که جایگاه واقعی تشکلهای مستقل را غصب کرده. شما در این رابطه اگر نگاهی به مادهی ۱۴۲ قانون اساسی بیندازید، آنجا وضعیت شوراها روشن شده و اصلا راجع به شوراهای اسلامی کار صحبتی نیست. برهمین اساس من اعتقاد دارم که اصلا قانون شوراهای اسلامی کار ضد خود قانون اساسی جمهوری اسلامیست و این فقط برای این است که جای سندیکاها اشغال بشود. دویچهوله: حالا نقش خانه کارگر در این میان چی هست؟ فرامرز فیضیزاده: خانه کارگر، همانطور که مطلعاید، نقش ارگان رهبری این شوراها را در سطح کشور ایفا میکند. بنوعی میشود گفت که همان نقشی را که اتحادیههای حرفهای یا اتحادیههای عمومی در کشورهای پیشرفته دارند، خانه کارگر هم چنین نقشی برای خودش قائل است. ولی واقعیتش اینست که زیاد هم امکان کنترل این شوراها را ندارد. این شوراها، منظورم در سطح کشور است، خیلیهایشان، به اصطلاح همان نمایندهها که در همین شوراها هستند آنجاهایی که خواستهاند یک اقدامی هم بکنند، در هرحال مورد فشار بودهاند و این را نمیشود نادیده گرفت. ولی خود این خانه کارگر یک سکوی پرشی شده برای آقایان که به پستهای مجلس، وزارت و وکالت و از این قبیل چیزها برسند که البته برای سرکوب تشکلهای واقعی هم نقش عمدهای ایفا میکنند. دویچهوله: فکر میکنید برای فعالیت سندیکاها در ایران چه حقوقی هست، چه زمینههایی وجود دارد؟ فرامرز فیضیزاده: ببینید، در این رابطه باید به دو مطلب اشاره کرد، اینکه میگویند سندیکا غیرقانونی هست! اگر اشتباه نکنم الان حدود ۶ سال است که اصلاحیهی فصل ششم قانون کار که اجازه میدهد سندیکاها یا بقول خود این آقایان انجمنهای صنفی پا بگیرند در کشوهای مجلس دارد خاک میخورد و هیچ نشانهای از اینکه آقایان عجلهای داشته باشند این امر انجام بشود به چشم نمیخورد. برعکس بجای این، هفتهی گذشته نه با مجلس کاری دارند، نه با نمایندهی کارگر و نه با هیچکسی، میآیند ماده ی ۱۹۱ قانون کار را که قرار بود دیماه همین امسال تمام بشود که تازه خود این غیرقانونیست و مربوط به کارگاههای زیر ۱۰ نفر هست که اینها را از شمول قانون کار حذف کردهاند، خودشان میآیند با یک آئیننامهی دولتی این را سهسال دیگر تصویب میکنند. خوب، این دولت مهرورزی است که قرار بوده در اسرع وقت پول نفت را به سر سفرهی مردم بیاورد که این مادهی ۱۹۱شان است، آنهم برخوردی است که با اعتصابیون شرکت واحد کردهاند. صرفنظر از این اصلاحیه که همانطور که گفتم سالهاست دارد توی مجلس خاک میخورد، ببینید، طبق مقاولهنامههای سازمان بینالمللی کار که ایران هم آن را امضا کرده، متعهد و متقبل شده که این کار را بکند، ماده ۲ مقاولهنامه شمارهی ۸۷ میگوید، دخالت کارفرما و دولت اصلا در امر سندیکا جایز نیست و سندیکايى که نمایندهی کارگران را باید انتخاب بکند، قرار نیست کسی اینها را تایید بکند. یعنی اگر اینها به آن امضایی که پای این موافقتنامههایشان با سازمان جهانی کار کمترین ارزشی قائل باشند، خوب این که فقط یکسال از این داستان گذشته و اینها با سازمان جهانی کار به این نتیجه رسیدهاند و متعهد شدهاند که قوانین خودشان را منطبق کنند با این دو مقاولهنامه. بنابراین میبینیم برای احیای سندیکاها از نظر قانونی هیچ مشکلی نباید باشد و اصولا غیرقانونی اعلام کردن این سندیکاها غیرقانونی بوده و تا بحال در طی این ۲۷ سال جمهوری اسلامی خودش را در یک وضعیت ضدقانونی در رابطه با سندیکاها نگه داشته است. دویچهوله: در شماره اخیر ماهنامهی «تولید» مصاحبهای صورت گرفته است با آقای علیرضا محجوب، دبیرکل خانه کارگر، که در آنجا صحبت از مجروح شدن آقای اسانلو میرود. آقای محجوب میگویند که آقای اسانلو در دیماه خودزنی کرده و خودش را زده به شیشه و گفته که من را زدهاند. شما این اظهارات آقای محجوب را چگونه ارزیابی میکنید؟ فرامرز فیضیزاده: اولا، باید بگویم، واقعا لحن اوباشانه و لمپنی این آدم که خودش را دبیرکل خانه کارگر میداند و بنوعی حتما فکر میکند رهبر کل کارگران ایران هم هست اصلا در خواننده آنچنان دلزدگی بوجود میآورد که بسختی میشود تا آخر مطلب را خواند. اما در مورد این وضعیتی که اینها در سندیکای خبّاز پیش آوردند، طبق صحبتهای خود این آقا از حضور آقایان صادقی، چگينى و عیوضی در محل یاد میکند. من میخواهم بدانم، اینها پلیساند، پاسباناند، داروغهاند! اینها اصلا در محل سندیکای خبازها چه کار میکردند. اینهایی که، همین آقای صادقی در مصاحبهای که با رادیو فرانسه بخش فارسی میکند و من شنیدم، از آقای میرزایی، از مسئولین سندیکای شرکت واحد یکجورهایی میگوید که ما بايد با همدیگر همکاری داشته باشیم. خوب، از يك طرف پشت آنتن رادیو اينطور صحبت میکنند، بعد در عمل یک چنین حرفهایی زده میشود. من مصاحبه را خواندم. بهرحال ما که آنجا نبودیم، ولی خبرنگار این نشریه از آقای محجوب راجع به اسلحهى كلت آقای صادقی میپرسد که البته ایشان پوزخند میزند و با لحن اوباشانهای و لاتمنشانهای پاسخ سوالات را میدهد و بعد هم همانطور لاتمنشانه تهدید میکند که اصلا بنویسید ما خودمان میآییم و میگیریم و میزنیم و میبندیم و دیگر هم منتظر مقامات نمیمانیم که با شما برخورد غیرقانونی بکنند. اما، در مورد خود این آقای محجوب. حتما اطلاع دارید که ماه گذشته کنگره فدراسیون جهانی سندیکایی در هاوانا بوده است. هیاتی از طرف کمیسیون ارتباطات سندیکایی آنجا حضور داشت که متاسفانه من به دلایل شخصی نتوانستم بروم، اما آقایان صادقی و نظری در این هیات بودند... دویچهوله: فقط توضیح بدهید که این آقای صادقی با آن آقای صادقی اشتباه گرفته نشود. فرامرز فیضیزاده: نخیر، ایشان اسداله صادقی، دبیر سابق سندیکاى فلزکارـ مکانیک تهران هستند. همین سندیکایی که باز آقای محجوب و دارودستهشان آمدند و همه چیز را شکستند و زدند و رفتند و هرچیزی هم که میشد برداشتند و بردند. ایشان آقای اسداله صادقی هستند و با آن آقای حسن صادقی که مثلا رییس کانون شوراهای کار هست، فرق میکند. بله، آقای محجوب آنجا، آقای محجوبی که سندیکاها را غیرقانونی، ساواکی، طاغوتی میداند، ایشان توی هاوانا حضور پیدا میکند، بخاطر اینکه بتواند توی کنگره شرکت کند. خوشبختانه با هوشیاری دوستان ما این قضیه از طرف هیأت رییسهى کنگره منتفی اعلام میشود. این آقایی که بازهمچنان ضدسندیکایی هست، توی کنگرهی سندیکاها به دوستان لبنانی، سوری و کوباییاش متوسل میشود که شاید بتواند حداقل بعنوان میهمان شرکت کند و میآید به دوستان ما میگوید، بابا چرا اینهمه سرسختی میکنید، ما میتوانیم بنشینیم و با هم صحبت کنیم که دوستان ما به او میگویند، شما اگر اهل صحبت بودید، زبان اسانلو را نمیبریدید و توی زندان نگهاش نمیداشتید. این آقا حتا، آخرسر دست به دامن سفیر ایران در کوبا میشود که بتواند بیاید و به اصطلاح دوستان ما را مجاب کند که ایشان را بعنوان میهمان بپذیرند، که دوستان ما طبیعتا نمیپذیرند و آقای سفیر میگوید، پس خواهش میکنم که این ملاقات ما مخفی بماند که دوستان ما میگویند، ما با شما، با جمهوی اسلامی هیچ مسئلهی پوشیده و پنهانی نداریم و مخفیبازی و این قبیل مسایل مال شماست. خوب ببینید، این حرکتشان در داخل کشور است در رابطه با سندیکاها. وقتی که می خواهند به اصطلاح از انزوای بینالمللی که خودشان چاهش را برای خودشان کندهاند، بیرون بیایند [اينگونه رفتار مىكنند]. خوب اگر کنگره خارجی و سندیکایی و نمیدانم طاغوتی و چی و چی هست که شما آنجا چکار میکنید، چرا میخواهید بیایید به این فدراسیون! چرا میخواهید توی اتحادیههای دیگر باشید! خوب اگر این اتحادیهها را قبول دارید و میخواهید درونشان باشید، پس در درجهی اول اجازه بدهید این اتحادیه در داخل مملکت پا بگیرید، این سندیکاها پا بگیرند. همانطوری که گفتم اینها فقط میخواهند خودشان را به عنوان نماینده واقعی کارگرها جا بزنند که اینهم به نظر من هیچ پایه تئوریک و عملی ندارد و اینها به نظر من موفق نمیشوند. در رابطه با کارگرها هم که خودتان در مصاحبههای خودتان و همکارانتان در رادیوهای دیگر با بچههای شرکت واحد بودید و میبینید نظرشان بطور عمومی راجع به خانهی کارگرها و در مجموع رژیم جمهوری اسلامی چی هست. دویچهوله: فکر میکنید که این اعتراضات کارگری در شرکت واحد به کجا میکشد؟ فرامرز فیضیزاده: ببینید، من چندی پیش یک مصاحبهای داشتم. واقعیتاش اینست که من از همان ابتدا اصلا شوکه نشدم، یعنی هیچ توهمی راجع به اینکه حرکت این بچه ها دیر یا زود سرکوب میشود نداشتم. کمااینکه، شاید بشود گفت، یکمقدار شاید این بچهها توی این سندیکای کارگران شرکت واحد، میگویم شاید، چون ما آنجا داخل کشور نیستیم و اطلاعات ما دقیق نیست، شاید یک مقدار زود بود به این شکل. الان هم دو راه در برابر اینها هست. یا باید بهرحال مبارزه را ادامه بدهند که در شرایطی که همهی رهبران سندیکا توی زندان هستند، تقریبا اکثریت قریب به اتفاقشان، کار بسیار مشکلیست، ولی خوشبختانه مثل اینکه فکر ادامهکاریاش را هم کردهاند. یکسری از بچههایی که عضو هیات مدیره نیستند هنوز دارند بیرون اقداماتی میکنند و اطلاعیهای صادر کردهاند که مثلا روز جمعه رانندهها از خانه بیرون نیایند و سرویس ندهند. از آنطرف هم رژیم جمهوری اسلامی و در واقع شهرداری و خود هیأت مدیره شرکت واحد ظاهرا تنها راه برگشت، آنهم نه رهبرها را، فقط کارگرها را، همان کارگرهایی که عضو سندیکا هم نیستند، ولی توی همین۷۰۰ تا ۸۰۰ نفری هستند که بازداشت شدهاند، تنها راهش را نوشتن توبهنامه و اخذ رضایتنامه از کلانتری محل و اداره حراست گذاشتهاند. اینکه کارگرها کدام راه را قبول میکنند، شاید نشود جواب داد. طبیعتا خواست قلبی من اینست که مبارزه ادامه پیدا کند. ولی اینکه آیا میشود یا نه، فکر میکنم باید یکمقدار دیگر صبر کنیم، شاید تا آخر این هفته جواب تا حدودی روشنتر بشود و با اقدام روز جمعه ببینیم عکسالعمل چه خواهد بود. دویچهوله: آقای فیضیزاده، خیلی متشکرم از اینکه دعوت ما را پذیرفتید. فرامرز فیضیزاده: خواهش میکنم. فرصتی بود که بهرحال در رابطه با این بچه ها یک کار کوچکی انجام بشود. اما، میخواستم از حضورتان تقاضا بکنم که اگر وقت دارم یک چند لحظه... دویچهوله: خواهش میکنم. فرامرز فیضیزاده: من از تمام هموطنانی که خارج از کشور هستند تقاضایی را دارم. بهرشکلی که میتوانند یاری برسانند. اینجا و آنجا کمیتههایی تشکیل میشود. سر زمستان این کارگرها که فقیر هستند، با توجه به اینکه درآمدی نخواهند داشت، اکثرشان بیخانمان هستند. خود این بچهها روزهای آخری که دارند با این رادیوها مصاحبه میکنند، همهیشان توی پارک و خیابان هستند. راستش در واقع پروندهی اصلی جمهوری اسلامی پروندهی حقوق بشر است که این مسئلهی نهادهای مدنی که سندیکا جزوش هست توی این قضیه میگنجد. از هموطنان خواهشام اینست که به این پرونده بپردازند. هرجوری که میتوانند از این کارگرها، از خانوادههایشان مالی، معنوی، هرجوری که میتوانند حمایت بکنند. اگر کمیتههایی توی شهرشان تشکیل شده، به آنها یاری برسانند. اگر تشکیل نشده، ادامه بدهند که ما هم در خارج از کشور، که بهرحال در آن شرایط سخت نیستیم، بتوانیم به سهم خودمان اینجا یک قدم کوچکی برداریم. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مصاحبهگر: كيواندخت قهارى آقای شهاب فیضی، ایرانیان مقیم سوئد چه فعالیتی دارند برای حمایت از کارگران دستگیرشدهی شرکت واحد در ایران مىكنند؟ شهاب فیضی: همانطور که میدانید، حدود ۷۰۰ تن از کارگران شرکت واحد تهران دستگیر شدهاند و حکومت با هجوم به خانه اعضای هیات مدیره سندیکا کارگران شرکت واحد به حریم خانه و خانوادهی این عزیزان تجاوز کردهاند. عدهای از فعالین اجتماعی شهر استکهلم فراخوانی دادهاند که روز دوشنبه ۳۰ ژانویه در محل I.B.F در استکهلم جمع بشوند، یک مرکز تجمع ایرانیان برای مشورت و یافتن راهکارهایی جهت کمک به کارگران زندانی و خانوادههایشان. در این جلسه به این نتیجه رسیدهاند که سه کمیته تشکیل بدهند: کمیته مالی، کمیته ارتباطات و تبلیغات و کمیته تظاهرات. کمیته تظاهرات لازم میدانستند که حتما تظاهرات شکل بگیرد. به کمیته مالی از آنجایی که حساب بانکی این عزیزان سندیکا بلوکه شده و خانوادهی زندانیان حقوقی هم دریافت نمیکنند بسیار لازم بود و از ایران هم این مشکل را منتقل کرده بودند. بنابراین فکر کردیم که جمعآوری کمک مالی را انجام بدهیم. و در کمیته ارتباطات فکر کردیم که با اتحادیه سراسری کارگران سوئد و سندیکالیستها و یک سندیکای دیگر تماس بگیریم جهت گرفتن کمکهای مالی. بخاطر اینکه این دو اتحادیه صندوقی برای کمک به اعتصابیون کشورهای دیگر هم دارند. بعد فکر کردیم که با رسانههای گروهی سوئد، احزاب سوئد، مقامات سوئد و وزارت امور خارجه تماس بگیریم و با وکلای بدون مرز هم صحبتهایی شده تا بتوانیم بصور سمبولیک این عزیزان کانون وکلای بدون مرز وکالت کارگران زندانی را بعهده بگیرند. تجربه شما در سوئد چگونه است، سازمانهای سوئد تا چه حد تا کنون از حرکتهای شهروندی ایرانیان پشتیبانی کردهاند؟ شهاب فیضی: احزاب سوئد حمایت میکنند و سندیکاهای کارگری همیشه حمایت کردهاند. میماند دولت سوئد که تجربهی ما با وجود دولت سوسیال دمکرات تجربهی مثبتی بوده و همیشه حمایت آنها را داشتهایم. تا كنون برای اینمورد اخير چه واکنشهایی را دیدهاید؟ شهاب فیضی: متاسفانه از آنجایی که در تعطیلات این حرکت صورت گرفته بود، باضافه اینکه نشست جمعی در روز دوشنبه صورت گرفت تماسها در حد فرستادن میل و زنگ زدن بوده و آنها هم موکول کردهاند فرصتی را به ما بدهند برای ملاقات. تجمع ایرانیها احیانا با شهروندان سوئدی کی قرار است صورت بگیرد؟ شهاب فیضی: همانطور که میدانید در تهران روز جمعه قرار است تظاهراتی صورت بگیرد. ما فکر کردیم همراه با عزیزان در تهران، همصدا با آن عزیزان در تهران تظاهراتی را هم اینجا داشته باشیم در ساعت ۳ بعدازظهر در میدان مرکزی شهر استکهلم. آقای شهاب فیضی، بسیار سپاسگزارم که در مصاحبه با ما شرکت کردید. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مصاحبهگر: بهنام باوندپور دویچهوله: آقای اصلاحچی، ممکن است کمی در مورد پیشزمینههای اعتصاب کارگران شرکت واحد که منجر به دستیگری تعداد زیادی از آنها شد و خواستههای این کارگران توضیح بدهید؟ مرتضى اصلاحچی: چندی پیش کارگران شرکت واحد در اعتراض به بازداشت تعدادی از اعضای هیات مدیره سندیکا، علیالخصوص آقای منصور اسانلو، یک اعتصابی را انجام دادند که حالا اعتصاب با وعدههایی که هم مسئولین شرکت واحد و هم مسئولین شهرداری تهران دادند موقتا کنسل شده است. اما اعضای سندیکا یک اولتیماتومی داده بودند که علاوه بر آزادی این اعضای هیات مدیره، در کنار آن خواستههای واقعیشان که مطالبات صنفیشان بود گفتند که اگر این مطالبات برآورده نشود، مجددا یک اعتصابی را انجام خواهند داد و زمانی را هم که اعلام کرده بودند برای روز شنبه ۸ بهمنماه بود. اما تقریبا دو روز قبل از برگزاری اعتصاب تعدادی از اعضای سندیکا بازداشت شدند و روز قبلاش هم نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با حملهای که به خانهی تعدادی از اعضای سندیکا داشتند، علاوه بر خود آنها همسران و فرزندنشان را هم بازداشت کردند. اما اصل قضیه برمیگردد به روز شنبه که اعتصاب برگزار شد و با توجه به اینکه این اعتصاب کاملا صنفی بود و بهیچوجه وجه سیاسی نداشت و صرفا کارگران بخاطر مطالبات معیشتی خودشان اعتصاب کرده بودند دیدیم که جمهوری اسلامی و دولت احمدینژاد علیرغم اینکه شعارهای اقتصادی میدهد و در حرف تمام هموغم آنها برطرف کردن مطالبات اقتصادی قشر پایین جامعه هست، اما دیدیم در عرصهی عمل اینها هیچ اعتقادی به این مسئله ندارند و بهطرز کاملا وحشیانهای آمدند و یک اعتصاب صنفی کارگران را سرکوب کردند، به گونهای که طبق آمار ارائه شده بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ نفر از رانندگان شرکت واحد و کارگران بازداشت شدند و طبق اخبار غیررسمی هم که میرسد تعدادی از این کارگران که تعداد خیلی زیادی هم اعلام میشود، بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر، در زندان اوین اعتصاب غذا کردهاند. نیروهای امنیتی همان روز شنبه برای متفرق کردن کارگران و درهمشکستن اعتصاب با تمام توانشان برخورد کردند و برای متفرق کردن کارگران از باتوم و گاز اشکآور استفاده کردند. دویچهوله: آیا از اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد کسی هست که دستگیر نشده باشد؟ مرتضى اصلاحچی: تا آنجایی که اخبار ارائه میشود، تمامی اعضای هیات مدیره و سران سندیکا بازداشت شدهاند و طبق خبری هم که رسیده یکنفر از آنها که بنوعی مخفی شده بود، آنها با گروگان گرفتن خانوادهاش وی را مجبور کردهاند که خودش را معرفی بکند. در حقیقت طبق خبرهای رسیده از موثرین این سندیکا تقریبا کسی بیرون از زندان نیست. چون میشود گفت که اینها با بازداشت گستردهای که انجام دادند، تقریبا ۵۰۰ نفر، کسی از سندیکا بیرون از زندان باقی نمانده است. دویچهوله: آقای اصلاحچی، گویا دانشجویان هم از کارگران شرکت واحد حمایت کردهاند. لطفا بفرمایید، جنبش دانشجویی به چه شکلی و با چه انگیزهای از حرکت کارگران پشتیبانی کرده؟ مرتضى اصلاحچی: در واقع بعد از شکست جریان اصلاحطلبی حکومتی درون کشور و به تبع آن، آن نگاه به بالا که جنبش دانشجویی در فضای سیاسی داشت تقریبا میشود گفت جریان دانشجویی نگاهی به بدنهی اجتماعی پیدا کرده و تقریبا ششماهی هست که جنبش دانشجویان پیوند تنگاتنگی را با تمامی جنبشهای اجتماعی، علیالخصوص جریان کارگری، برقرار کرده است. و بطور واضحتر تنها سندیکای غیرحکومتی و فعالی که در کشور وجود دارد همین سندیکای شرکت واحد است و جریان دانشجویی در تمامی مشکلاتی که این سندیکا با آن روبرو بوده با تمام توان از این جریان حمایت کرده و در این اعتصاب هم، جریان دانشجویی از تمامی توانش استفاده کرده و با دادن بیانیهای در حمایت از کارگران شرکت واحد و با پخش نشریه و طراحی پوسترهایی که در دانشگاهها پخش شد و در آخرین حرکتشان هم که شرکت و همراهی با کارگران در اعتصاب بود، اتحاد خودشان را با جریان کارگری ایران اعلام کردند. و همانطور که خبر دارید، در روز اعتصاب تعداد زیادی از دانشجویان، با توجه به اینکه الان فصل امتحانات هست و تقریبا تمامی دانشجویان درگیر امتحان هستند، اما علیرغم این مسئله تعداد زیادی از دانشجویان در روز اعتصاب در محلهایی که کارگران شرکت واحد تجمع داشتند حضور یافتند و تعدادیشان هم که بین ۱۲ تا ۱۶ نفر تخمین زده میشود، بازداشت شدند. البته گویا دیروز که این دانشجویان بازداشت شدند، تمامی آنها بلافاصله بعد از اینکه از زندان آزاد شدند به حراست وزارت علوم احضار شدند. دویچهوله: پس دیگر از دانشجویان کسی در بازداشت نیست؟ مرتضى اصلاحچی: دانشجویانی که بازداشت شدند تقریبا میشود گفت که فقط ۱۲ نفرشان شناسایی شدهاند. اما آنطوری که ما اطلاع داریم تعداد دانشجویان بازداشتی از این بیشتر بوده است. منتها ما هنوز نتوانستیم آنها را شناسایی بکنیم که چه کسانی هستند. اما طبق اخباری که میرسد تمامی دانشجویانی که ما آنها را میشناسیم و شناسایی کردیم که چه کسانی بودند آزاد شدهاند. اما احتمالش هست که تعدادی از دانشجویان هنوز در بازداشت موقت باشند. دویچهوله: آقای اصلاحچی، اقدام بعدی دانشجویان و مشخصا دفتر تحکیم وحدت در حمایت از کارگران زندانی شرکت واحد چه خواهد بود؟ مرتضى اصلاحچی: فعلا دانشجویان درگیر امتحانات هستند و در حال حاضر حمایتشان از کارگران محدود به صدور بیانیههای اعتراضی نسبت به این مسئله است. اما مطمئنا به محض اینکه دانشگاه پس از تعطیلی ایام امتحانات آغاز بکار بکند، در صورتیکه بازداشتشدگان آزاد نشوند و مطالبات کارگران شرکت واحد برآورده نشود و البته با توجه به فشارهای سنگینی که حاکمیت بر روی انجمنهای اسلامی، بطور خاص، و جریانهای دانشجویی و دانشجویان بطور اعم وارد میکند، من احتمال میدهم که به محض بازگشایی دانشگاهها اعتراضات گستردهای دانشگاهها را فرابگیرد. چون در طول ۴ـ۳ماه گذشته با روی کار آمدن دولت جدید واقعا یک فشار گستردهای بر روی دانشجوها هست و بنوعی اینها با فشارهایی که وارد کردهاند، با احکام سنگینی که برای فعالین دانشجویی از طریق دادگاه انقلاب و یا کمیتههای انضباطی صادر میکردند، اینها درصدد بودند صدای جریان دانشجویی را بنوعی خفه بکنند. اما مسلما این فشارها هیچ نتیجهای ندارد، بجز اینکه مجددا دانشگاهها یک پتانسیل اعتراضی بخودش بگیرد. دویچهوله: آقای اصلاحچی، آخرین خبری که از وضع اعتصاب غذای کارگران شرکت واحد دارید چيست؟ مرتضى اصلاحچی: آخرین خبری که من از وضع آنان دارم مربوط میشود به دیروز که یکی از اعضای نزدیک به سندیکا اعلام کرده که تعداد ۵۰۰ نفر از رانندگان که در زندان اوین هستند از ساعت ۸ صبح دیروز اعتصاب غذا کردهاند تا زمانی که آزاد بشوند. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||



