تبليغاتX
همبستگی کارگری

همبستگی کارگری

کارگری



اعتراض رانندگان شركت واحد ماموران امنیتی از ادامه اشتغال گروهی از رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی جلوگیری کردند: مصاحبه با یک کارگر اعتصابی  [  ساعت پيش ۶:۲۳ ]
ماموران امنیتی جمهوری اسلامی در ادامه سرکوب و ایجاد رعب و وحشت در میان فعالان سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی و خانواده های آنها، جمعی از رانندگان را از ادامه کار بازداشتند و برای جلب یک فعال کارگری، پسرخاله او را بازداشت کردند. حسن محمدي از فعالان سنديكايي كه خود تحت پيگرد جمهوري اسلامي قرار دارد، در مصاحبه با راديو فردا مي گويد همراه گروهی ازکارگران در حال تعقیب و گریز با ماموران است و با تلفن با کارگران زندانی در تماس قرار دارد. وی می افزاید مسئولان به تجمع شماری از همسران کارگران دستگیر شده در مقابل مجلس شورای اسلامی پاسخی ندادند. و آنها قرار است روز شنبه جلوي دادگاه انقلاب اسلامی تجمع كنند. آقاي محمدي مي گويد: دوستان از داخل زندان از ما خواستند جنبش هر چه بهتر به پيش برود و من از همينجا مي گويم تا جايي كه در توانمان باشد مقاومت خواهيم كرد. وی می افزاید فعالان سندیکائی از وهاب محمدي که پسرخاله او در حراست منطقه سه توسط ماموران امنیتی گروگان گرفته شده است، خواسته اند خود را تحویل ندهد. وی می افزاید مدیریت نظام را مسئول افزایش فقر و
فحشا و جرائمی می داند که می گوید در گذشته در ایران سابقه نداشته است.

مسعود ملك (راديو فردا): اقدام هاي حكومت اسلامي در سركوب اعتصاب كارگران شركت واحد و ايجاد رعب و وحشت در ميان كاركنان شركت واحد اتوبوسراني تهران و خانواده هايشان همچنان ادامه دارد. حسن محمدي از فعالان سنديكايي كه خود تحت پيگرد جمهوري اسلامي قرار دارد، در مصاحبه با راديو فردا از آخرين تحولات در اين باره مي گويد:

حسن محمدي: امروز چهارشنبه تعدادي از همسران همكارانمان مقابل مجلس شوراي اسلامي جمع شدند و خواهان آزادي همسرانشان شدند. ولي متاسفانه هيچ كدام از مسئولين خودشان را براي پاسخگويي اينها مسئول ندانستند و اقدامي نكردند. در هر صورت شنبه هم قرار شده كه اين خانواده ها جم شوند جلوي دادگاه انقلاب. ما دعوت مي كنيم از همه كساني كه به نوعي در بازداشت به سر مي برند، خانواده هايشان، همسرانشان بيايند آنجا و خواستار آزادي همسرانشان شوند.

ما امشب همچنان در حال فرار و تعقيب و گريز هستيم و جاي مشخصي فعلا نداريم با اين هواي سرد تهران، ولي خب از داخل زندان وقتي خبرهايي به ما مي رسد واقعا گرم مي شويم. دوستان ما آنجا به نوعي با يك تلفن با ما صحبت كردند و خواستار هرچه بهتر پيش رفتن اين جنبش شدند. من از همينجا خدمتشان مي گويم ما هم بيرون از زندان تا جايي كه بتوانيم مقاومت مي كنيم و اگر روزي مقاومت نكنيم و صدايي از ما شنيده نشود، بدانند كه ما ديگر نيستيم.

سه شنبه شب خانم حيات غيبي آزاد شدند و فرزندانشان خيلي خوشحال بودند كه اميدواريم هرچه سريعتر پدرشان نيز آزاد شود و همه اين پدران به خانواده هايشان بازگردند. امروز دوباره از اشتغال به كار تعدادي از همكاران ما جلوگيري كردند و گفتند بايد از حراست مركزي شركت واحد نامه بياورند تا شاغل شوند. پسرخاله آقاي وهاب محمدي را در حراست منطقه سه به نوعي گروگان نگاه داشتند تا آقاي وهاب محمدی خودش را معرفي كند كه ما از ايشان خواستيم اين كار را نكند و در كنار ما بماند. وضع كماكان امنيتي پليسي است و همكاران ما كه امروز با چند تن از آنان صحبت مي كردم، يك بن 50 هزار توماني گرفتند، ولي همگي به نوعي اين را پول دوران حبس همكارانشان مي دانند.

من خيلي متاسفم براي مديريت شركت واحد كه اينگونه با كارگران و زيردستانش برخورد كرده كه همه كارگران به نوعي از ايشان ناراحت هستند و مي گويند ايشان به حرف هاي ما هيچ توجهي ندارد. اعتصاب يكي از راه هاي قانوني به دست آوردن حقوق كارگري است و در تمام دنيا مرسوم است. ولي مي بينيم كه در ايران يك مقدار روي اين موضوع هستند.

من از تمام مردم جهان، از تمام خبرگزاري ها مي خواهم حركت ما به صورت كاملا صنفي است. ما هيچ صحبت سياسي نداريم، با نظام هيچ مشكلي نداريم و خط قرمز ما حفظ نظام است، ولي در كنار اين خواستار احقاق حقوقمان در اين نظام هستيم. فقر و فحشا در مملكت بيداد مي كند، جرم و جنايت به شكلهاي فجيعي دارد خودش را نشان مي دهد كه اصلا سابقه در ايران نداشته. متاسفانه اينها برمي گردد به مديريت هايي كه اشتباه مي كنند. من خودم دو سال در جبهه براي اين مملكت و نظام جنگيدم، ولي با مديريت هاي مياني اين نظام مشكل دارم، ايراد دارم و خواهان اصلاحشان هستم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عبدالله مومني 

همبستگي دانشجويان با اعتصاب كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران از ديد يك فعال داشنجويي
در جريان اعتصاب كاركنان شركت واحد، شماري از چهره هاي فعال دانشجويي نيز با رانندگان اتوبوس اعلام همبستگي كرده و در محل تجمع آنان حاضر شده بودند. شماري از اين دانشجويان به همراه رانندگان دستگير شدند. اما حكومت با آزاد كردن دانشجويان از آنان خواست خود را به وزارت اطلاعات معرفي و تعيين تكليف كنند. عبدالله مومني فعال جنبش دانشجويي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: بعد از روي كار آمدن دولت محمود احمدي نژاد و يكدست شدن حاكميت، شاهد فشارها و مخالفت ها با جريانات مستقل اجتماعي بوديم، نظير جريانات كارگري و جنبش دانشجويي و از آنجايي كه اين جريانات جز خواسته ها و منافع ملي هيچ توجهي به ديگر مسائل حاشيه اي ندارند، طبيعي است كه حكومت تحمل شنيدن و پذيرش انتقادات اين دو طيف را ندارد. عبدالله مومني مي گويد: مجموعه تلاش ها و تحركات دانشجويان در جهت دفاع از جريان كارگري در اين راستا ارزيابي مي شود كه آنها را يكي از نهادهاي اصيل مدني مي دانند كه تلاش مي كنند از طريق سنديكاها و تشكيل اجتماعات كارگري،‌ به مطالبات و حقوق اوليه خودشان دست يابند.
در جريان اعتصاب كاركنان شركت واحد كه از پيش اعلام شده بود، شماري از چهره هاي فعال دانشجويي نيز با رانندگان اتوبوس اعلام همبستگي كرده و در محل تجمع آنان حاضر شده بودند. شماري از اين دانشجويان به همراه رانندگان دستگير شدند. اما حكومت با آزاد كردن دانشجويان از آنان خواست خود را به وزارت اطلاعات معرفي و تعيين تكليف كنند. عبدالله مومني فعال جنبش دانشجويي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد:

عبدالله مومني: بعد از روي كار آمدن دولت آقاي احمدي نژاد و يكدست شدن حاكميت، شاهد فشارها و مخالفت ها با جريانات مستقل اجتماعي بوديم، نظير جريانات كارگري و جنبش دانشجويي. از آنجايي كه اين جريانات در عملكردشان و فعاليت هايشان به گونه اي حركت مي كنند كه جز خواسته ها و منافع ملي هيچ توجهي به ديگر مسائل حاشيه اي ندارند و آنچه كه برايشان در اولويت هست و واجد اهميت و ارزش است، تاكيد و توجه به منافع ملي است. طبيعي است كه حكومت تحمل شنيدن و پذيرش انتقادات اين دو طيف را ندارد. از اين جهت ما شاهد بوديم در طول چند وقت گذشته بيشترين فشارها و محدوديت ها بر اين دو جريان حاكم بوده و سعي كردند با صدور احكام قضايي براي دانشجويان، تعليق دانشجويان از تحصيل و تعطيل نمودن دفاتر انجمن هاي اسلامي و در كنار آن با دستگيري اعضاي سنديكاي كارگري و ايجاد مشكل در برابر برگزاركنندگان حركت هاي صنفي كارگري، فعالين مستقل جامعه مدني را مرعوب كنند و با اين هدف مي خواهند جامعه ايران را به يك جامعه گورستاني تبديل كنند كه در آن هيچ صداي مخالف و منتقدي بلند نشود و تنها مي خواهند صداهايي بلند شود كه همسو با حاكميت باشد و در عين حال مي خواهند در قبال استراتژي ديدباني جامعه مدني، نهادهاي واقعي مدني و اصلي در جامعه را كنترل كنند. مجموعه تلاش ها و تحركات دانشجويان در جهت دفاع از جريان كارگري در اين راستا ارزيابي مي شود كه آنها را يكي از نهادهاي اصيل مدني مي دانند كه تلاش مي كنند از طريق سنديكاها و تشكيل اجتماعات كارگري،‌ به مطالبات و حقوق اوليه خودشان دست يابند. از اين منظر خوشبختانه ما شاهد بوديم كه در طول چند وقت قبل اين ارتباط و پيوند ارگانيك بين جامعه دانشجويي و مشخصا دانشجويان و كارگران برقرار بوده و دانشجويان با استفاده از اهرم ها و ساز و كارهايي كه در اختيار داشتند، در جهت دفاع از حقوق كارگران عمل كردند، گرچه به دليل سرگشتي كه كليه جنبش هاي اصلاح طلبي با آن مواجه هستند، همين سرگشتگي و بحران و تعليق فضاي سياسي كشور منجر به تاثيرگذاري در محيط دانشگاه و ديگر بخش هاي فعال جامعه مدني شده و عملا آن ظرفيت و پتانسيل جامعه دانشگاهي بالفعل نشده و دانشجويان فضاي با نشاطي را در حال حاضر تجربه نمي كنند و به دليل همين نااميديشان از بن بست حركت اسلامي از داخل و يكدست شدن حكومت و بي تدبيري حكومتگران، مقداري فضاي دانشگاه بي رمق است. ولي در همين حد به هر حال فعالان مستقل دانشجويي كه اميدوارانه به فعاليت خودشان در حوزه عمومي جامعه و تلاش خودشان در جامعه مدني در راستاي دموكراتيك نمودن ساختار قدرت ادامه مي دهند، اين طيف حساسيت خودشان را به نمايش گذاشتند.

امير آرمين (راديو فردا): شما از پيوند ارگانيك كارگران و دانشجويان طرفدار دموكراسي صحبت كرديد، ولي با ساير سازمان هاي غيردولتي مانند كانون حمايت از زندانيان يا غيره چطور؟

عبدالله مومني: بله قطعا اگر قرار باشد كه جنبش اجتماعي در ايران و جامعه مدني تقويت شود و بتواند ساختار قدرت را وادار به عقب نشيني كند و اصلاحات را به ساختار قدرت منتقل كند و ساختار يك ساختار دموكراتيك و توسعه يافته اي شود، لازمه آن برقراري پيوند بين همه نيروهاي فعال در عرصه جامعه مدني است و ارتباط و انسجام و به توافق رسيدن پيرامون استراتژي هاي خاصي كه مي تواند جامعه ايران را از اين بن بست و انسداد رها كند.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تاثير اعتصاب كاركنان شركت واحد اتوبوسراني تهران بر همبستگي ميان اصناف مختلف كشور: تحليل يك جامعه شناس مقیم سوئد
اعتصاب كاركنان شركت واحد اتوبوسراني تهران از اين نظر مورد توجه قرار گرفته است كه احتمال اعتصاب ديگر اصناف را مطرح كرده و نيز احتمال به وجود آمدن نوعي همبستگي عاطفي و صنفي ميان اعضاي اصناف مختلف كشور. دكتر مهرداد درويش پور استاد جامعه شناسي مقيم سوئد در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: حتي اگر ما در اين روزهاي اخير شاهد يك اعتصاب مجدد نباشيم، اين واقعيت كه توانستند كارگران شركت واحد، يك اعتصابي با اين گستردگي را سازمان دهند، به گمان من دو ايده را به طور جدي در ميان طبقه كارگر ايران اساسا رايج كرد. يك: اعتصاب گسترده ميسر است و دو: در اين اعتصاب گسترده كارگران نيازمند حضور ديگر هم صنفان خود هستند.


اعتصاب كاركنان شركت واحد اتوبوسراني تهران توجه بسياري را در سطح جهان به خود جلب كرده است. نه فقط از نظر همبستگي با تقاضاهاي صنفي كارگران و حق آنها براي تشكيل سنديكا و اعتصاب به منظور بهبود وضع معيشتي و زندگيشان، بلكه اين اعتصاب از اين نظر هم مورد توجه قرار گرفته است كه احتمال اعتصاب ديگر اصناف را مطرح كرده و نيز احتمال به وجود آمدن نوعي همبستگي عاطفي و صنفي ميان اعضاي اصناف مختلف كشور. دكتر مهرداد درويش پور استاد جامعه شناسي مقيم سوئد درباره تاثير اين اعتصاب بر اعتصاب هاي احتمالي ديگر اصناف به راديو فردا مي گويد:

دكتر مهرداد درويش پور: حتي اگر ما در اين روزهاي اخير شاهد يك اعتصاب مجدد نباشيم، اين واقعيت كه توانستند كارگران شركت واحد، يك اعتصابي با اين گستردگي را سازمان دهند، به گمان من دو ايده را به طور جدي در ميان طبقه كارگر ايران اساسا رايج كرد. يك: اعتصاب گسترده ميسر است و دو: در اين اعتصاب گسترده كارگران نيازمند حضور ديگر هم صنفان خود هستند. يك نكته اي كه كارگران شركت واحد و سازماندهندگان اعتصاب به طور دائم عنوان مي كنند، دو پيام را تكرار مي كنند. يكي اين كه خواستار حمايت هرچه گسترده تر و يك همبستگي ملي در داخل و خارج از كشور در دفاع از خواسته هاي آنها هستند و دوم و به گمان من مهمتر، علنا خواستار حمايت ديگر كارگران شدند. همبستگي ملي در خيلي از جاها ممكن است از طريق تظاهرات، بيانيه ها و غيره صورت گيرد، ولي همبستگي ديگر كارگران با كارگران شركت واحد هيچ معنايي جز پيوستن به صف اعتصاب ندارد. حتي اگر در لحظه حاضر اعتصاب سراسري ميسر نباشد كه به گمان من اين شانسش بسيار كم است در لحظه كنوني، ايده اعتصاب سراسري و در پي اين اعتصاب شركت واحد، به يك ايده گسترده تر در ميان كارگران تبديل خواهد شد و زمينه پذيرش گسترده تري خواهد داشت و من دور از انتظار نمي بينيم كه ما شاهد اگر نگوييم اعتصاب هاي سراسري عمومي باشيم، شاهد اعتصاب هاي زنجيره اي باشيم كه يكي پس از ديگري در دفاع از خواست هاي صنفي، رفاهي و طبقاتي خودشان و در حمايت از ديگر كارگران صورت گيرد. فكر مي كنم كارگران شركت واحد اين جرقه را زدند، اما ميزان پيشرفت اعتراضات و ميزان فشار بين المللي و همبستگي عمومي است كه تاثير آن را روشن خواهد كرد. اگر اتحاديه هاي سراسري كارگري سراسر جهان فعالانه به جمهوري اسلامي براي آزادي آقاي اصانلو و به رسميت شناختن حق تشكل اعمال فشار كنند و اگر به نوعي اين فضاي قلياني كه ايجاد شده، بتواند تداوم پيدا كند، به گمان من ما شاهد گسترش اعتصابات خواهيم بود، ولي حتي اگر اين هم صورت نگيرد، ايده اين اعتصاب هاي گسترده امروزه ديگر به يكي از ايده هاي مطرح و روز تبديل خواهد شد كه در آينده اي نه چندان دور امكان تحقق واقعي را پيدا خواهد كرد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سازمان ديدبان حقوق بشر آزادي همه رانندگان بازداشتی شركت واحد اتوبوسرانی را از جمهوري اسلامي درخواست کرد
سازمان ديدبان حقوق بشر با انتشار بيانيه اي از مقام هاي جمهوري اسلامي خواست همه رانندگان شركت واحد اتوبوسراني بازداشت شده را كه هفته گذشته در تهران دستگير شدند فورا و بدون قيد و شرط آزاد كنند. هادي قائمي پژوهشگر ديدبان حقوق بشر در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: ديدبان حقوق بشر نگراني زيادي دارد، از جمله دستگيري رئيس و اعضاي هيات مديره سنديكاي شركت واحد كه هيچ گونه جرمي مرتكب نشدند و هفته گذشته هم شاهد بوديم كه بيش از 500 تن از كارگران را بازداشت كردند و اين بازداشت ها هيچ دليل و وجهه قانوني نمي تواند داشته باشد به جز ارعاب و وحشت در ميان كارگران كه فقط حقوق سنديكايي و صنفي خودشان را دنبال مي كنند. آقاي قائمي مي گويد: ما از جمهوري اسلامي مي خواهيم سريعا و بدون هيچ گونه قيد و شرطي تمامي بازداشت شدگان را آزاد كنند. آنها را مجبور به امضاي تعهدنامه هايي كه هيچ وجهه قانوني ندارند نكنند.

سازمان ديدبان حقوق بشر با انتشار بيانيه اي از مقام هاي جمهوري اسلامي خواست همه رانندگان شركت واحد اتوبوسراني بازداشت شده را كه هفته گذشته در تهران دستگير شدند فورا و بدون قيد و شرط آزاد كنند. هادي قائمي پژوهشگر ديدبان حقوق بشر در مصاحبه با راديو فردا مي گويد:

هادي قائمي: ديدبان حقوق بشر نگراني زيادي دارد درباره بازداشت هاي گسترده اي كه انجام شده طي هفته گذشته. اول از همه رهبر سنديكاي اتوبوسرانان آقاي منصور اصانلو كه بيش از يك ماه در بازداشت به سر مي برند. اين بازداشت غيرقانوني است. هيچ گونه جرمي بر عليه ايشان عنوان نشده و مخصوصا به خاطر بيماري هاي مختلفي كه ايشان از آنها رنج مي برند، نگراني هاي زيادي در موردشان وجود دارد. طي هفته گذشته هم ديديم كه هيات مديره سنديكا و صدها و شايد نزديك به هزار نفر از طريق جمهوري اسلامي بازداشت شدند و اين بازداشت ها هيچ دليل و وجهه قانوني نمي تواند داشته باشد به جز اين كه ارعاب و وحشت در ميان كارگران كه فقط حقوق سنديكايي و صنفي خودشان را دنبال مي كنند.

گلناز اسفندياري (راديو فردا): گفتيد كه هنوز مشخص نيست چه تعدادي بازداشت شدند. ولي آماري كه مي گوييد بين صدها تا حتي هزار نفر اين را از كجا به دست آورديد؟

هادي قائمي: اين را خود كارگران ايران مي گويند كه سخنگوي سنديكا به ما گفته نزديك به 500 تن و شايد بالاتر بازداشت شدند.

گ . ا: خواست شما از مقامات ايراني چيست؟

هادي قائمي: ما از جمهوري اسلامي مي خواهيم سريعا و بدون هيچ گونه قيد و شرطي تمامي بازداشت شدگان را آزاد كنند. آنها را مجبور به امضاي تعهدنامه هايي كه هيچ وجهه قانوني ندارند نكنند. اجازه بدهند به سر كار خودشان برگردند. آقاي اصانلو و ديگر اعضاي هيات مديره سنديكا را بلافاصله آزاد كنند و به صورت مسالمت آميز اجازه بدهند كارگران خواسته هاي صنفي خودشان را دنبال كنند.

گ . ا: فكر مي كنيد پيامدهاي اين بازداشت ها چه باشد؟

هادي قائمي: در ايران اكنون خواسته هاي كارگران، كارمندان و رويهم رفته كساني كه در زير فشار هزينه هاي زندگي و مسائل اقتصادي به سر مي برند روز به روز بالاتر مي رود و بايد انتظار اشت اين گونه اعتراضات هم وسيعتر شود و دولت به جاي اين كه برخورد امنيتي و خشن با اين خواسته ها بكند،‌ بايد به طور معقولانه با آنها مذاكره كند و ببيند كه چطور مي شود خواسته هاي انبوه شده جمع بسياري از مردم را جواب داد.

گ . ا: پيامدهاي اين گونه برخوردهاي دولت چيست؟

هادي قائمي: پيامدهاي اين گونه برخوردها را در مورد جامعه ايران خيلي سخت مي شود پيش بيني كرد، چرا كه مشكلات زيادي در جامعه ايران وجود دارد و بالاخره اين پيامد مي تواند يا باعث اين شود كه حركت هاي يبشتري شود، خواسته ها بيشتر برنامه ريزي شود يا اين كه مي تواند در كوتاه مدت باعث ترس و وحشت و سكوت شود.

گ . ا: در سطح بين المللي چه. همانطوري كه مي دانيد آمريكا هم اين بازداشت ها را محكوم كرده.

هادي قائمي: بله، در سطح بين المللي البته توجه خاصي به ايران وجود دارد الان. نگراني هاي زيادي وجود دارد كه دولت جمهوري اسلامي بخواهد از فرصتي كه بوجود آمده در زمينه پرونده هسته اي، سعي كند فشارهاي داخليش را زياد كند و فعالان داخل ايران را تحت هدف خودش قرار دهد. جامعه مدني از اين مورد خيلي نگران است و اين مساله كارگران مي تواند يكي از اين نمونه ها قلمداد شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همسران كارگران دستگيرشده شركت واحد اتوبوسراني تهران در مقابل مجلس شوراي اسلامي تجمع برگزار کردند
در حالي كه سازمان ديدبان حقوق بشر امروز چهارشنبه از جمهوري اسلامي خواست صدها كارگري را كه در جريان اعتصاب دستگير كرده آزاد كند، خانواده هاي فعالان بازداشت شده سنديكاي کارگران شركت واحد روز چهارشنبه در اعتراض به اين بازداشت ها در برابر ساختمان مجلس شورای اسلامی تجمعي برگزاري كردند. یک شرکت کننده در این تجمع، خانم خاني كه همسرش پنجشنبه گذشته دستگير شده، در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: يك هفته است شوهر او را همراه با صدها راننده دیگر بازداشت کرده اند وهيچ اطلاعي از او ندارد. وی می افزاید: «نمي توانيم اطلاع پيدا كنيم، زيرا هيچ كس جوابگوي ما نيست و اصلا نمي گويند چرا دستگيرشان كردند؛ هر روز يك چيزي به ما مي گويند؛ در حالي كه من و فرزندانم با مشكلات اقتصادي و روحي مواجه شديم.» وی می پرسد: «یعنی هر كسي بخواهد از حق خودش در مملكت ما دفاع كند، بايد جايش در زندان باشد؟» به گفته خانم خاني تمام مناطق شركت واحد تحت كنترل ماموران امنیتی جمهوری اسلامی است.


امروز چهارشنبه تعدادي از همسران و خانواده هاي اعضاي بازداشت شده سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران در مقابل مجلس شوراي اسلامي در تهران تجمع كردند.

فرين عاصمي (راديو فردا): در حالي كه سازمان ديدبان حقوق بشر امروز چهارشنبه از جمهوري اسلامي خواست صدها كارگري را كه در جريان اعتصاب دستگير كرده آزاد كند، خانواده هاي اعضاي بازداشت شده سنديكاي شركت واحد نيز امروز در اعتراض به اين بازداشت ها تجمعي برگزاري كردند. خانم خاني كه همسرش پنجشنبه گذشته دستگير شده، از تجمع امروز در مقابل مجلس شوراي اسلامي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد:

خانم خاني: تمام كساني كه شوهرانشان دستگير شدند و در زندان اوين هستند، همه جمع شده بودند و مشكلشان آزادي شوهرانشان بود. الان يك هفته است شوهر خود من را گرفتند هيچ اطلاعي نداريم از ايشان و هيچ جور هم نمي توانيم اطلاع پيدا كنيم. نه به قيد سند آزاد مي كنند، نه جوابگوي ما هستند و نه اصلا مي گويند چرا گرفتند اينها را. همسر خود من را قبل از روز اعتصاب زماني كه به سر كار مي رفت گرفت بدون هيچ دليلي. درست است كه ما طرفدار كار سنديكا هستيم.

ف . ع: يعني اصلا به شما خبر ندادند كه شوهرتان در كدام بند زنداني است؟

خانم خاني: وقتي من به منطقه چهار شركت واحد رفتم تا از شوهرم خبر بگيرم، طوري با من صحبت كردند كه انگار خود من هم مي خواستند دستگير كنند. مي گفتند اصلا چي ميگي، كيو گرفتند؟ اين چه سئوالي است مي كني؟ ما اصلا خبر از شوهرت نداريم، ما خودمان قشر كارگر هستيم. من خودم كار مي كنم، يك بچه كوچك پنج ساله دارم، يك پسر 18 ساله دارم. هم از نظر هزينه و هم از لحاظ روحي ما در عذاب هستيم. نمي دانم به پسر پنج ساله ام بگويم پدرت كجا هست. چه كسي مي خواهد جواب ما را بدهد. 500 الي 600 نفر را در زندان نگاه داشتند و اصلا جواب نمي دهند. يك روز رفتيم دادسرا اصلا جواب ندادند، يك روز مي گويند سند بياوريم وقتي مي بريم مي گويند نه. يك روز مي گويند شورشي است، يك روز مي گويند اعتصابي است. هر روز يك چيز جواب مي دهند. شوهر من روز قبل از اعتصاب دستگير شده و حتي نگذاشتند يك تماس با خانه بگيرد كه بگويد من دستگير شدم.

ف . ع: از تجمع امروز بگوييد كه چه اتفاقي افتاد و آيا به آرامي برگزار شد؟

خانم خاني: با آرامش كه نه. مگر مي شود خانواده هايي كه همه بي خبر از شوهرانشان هستند، بچه هايشان، زندگيشان همه از هم پاشيده، به راحتي بشود گذشت. هر كسي يك چيزي مي گفت، همه جوره صداي مردم بلند بود كه آزادي شوهرانشان را مي خواهند.

ف . ع: نيروي انتظامي هم آيا دخالت كرد؟

ف . ع: بله الان تمام مناطق شركت واحد را مامور گذاشتند، يك كلام صحبت كني مي گيرند و مي برند و زن و مرد برايشان مهم نيست. تمام مناطق را محاصره كردند و من الان اطراف منطقه چهار نمي توانم بروم، زيرا مي دانم اگر بروم امكان دستگيري هست. نمي دانم هدفشان از اين كارها چيست، چون شوهران ما كاري به سياست ندارند و حق و حقوق كارگري خودشان را مي خواستند. من يك بچه پنج ساله مريض دارم، يك پسر 18 ساله دارم كه در اين چند روز واقعا افسردگي گرفته. خود من ناراحتي قلبي دارم و بايد با تمام مشكلات بسازم و نمي دانم چرا شوهرم بايد در زندان باشد. يعني هر كسي بخواهد از حق خودش در مملكت ما دفاع كند، بايد جايش در زندان باشد؟ آن هم بدون خبر از اين كه خانواده اش كجاست و چه خبر است؟

ف . ع: بنا بر اطلاعيه سازمان ديدبان حقوق بشر، بازداشت شدگان بدون محاكمه و محروم از حقوق قانوني خود هم اكنون زنداني هستند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جايگاه قانونى «شوراهاى اسلامى كار» و «خانه‌ى كارگر» و سنديكاها / گفتگويى با فرامرز فيضى‌زاده

با سركوب و دستگيرى اخير فعالان سنديكاى شركت واحد اتوبوسرانى تهران و اتهاماتى كه از سوى نهادهايى مانند «شوراهاى اسلامى كار» و «خانه‌ى كارگر» به اين اين فعالان سنديكايى زده مى‌شود، پرداختن به ماهيت به ظاهر صنفى و در واقع سياسى/امنيتى اين نهادهاى اسلامى ضرورت بيشترى مى‌يابد. با اين هدف، صداى آلمان گفتگويى داشت با فرامرز فيضى‌زاده، از كاركنان شركت واحد بين سال‌هاى ۵۸ تا ۶۱ و عضو هيأت مديره‌ى شوراهاى شركت واحد.

توضيح: آخرين شغل آقاى فيضى‌زاده در سال ۱۳۶۱ مسئول شب توقفگاه عشرت‌آباد بوده است. وى در عين حال عضويت هيأت مديره‌ى انجمن همبستگى سنديكاها و شوراهاى كارگرى استان تهران را داشته است.

گفتگو: داود خدابخش

دویچه‌وله: آقای فیضی‌زاده، شوراهای اسلامی کار تا چه اندازه قانونی هستند و چه جایگاهی در قانون کار جمهوری اسلامی ایران دارند؟

فرامرز فیضی‌زاده: شورای اسلامی کار، در واقع می‌شود گفت، یک نهاد من‌درآوردی‌ست که جایگاه واقعی تشکل‌های مستقل را غصب کرده. شما در این رابطه اگر نگاهی به ماده‌ی ۱۴۲ قانون اساسی بیندازید، آنجا وضعیت شوراها روشن شده و اصلا راجع به شوراهای اسلامی کار صحبتی نیست. برهمین اساس من اعتقاد دارم که اصلا قانون شوراهای اسلامی کار ضد خود قانون اساسی جمهوری اسلامی‌ست و این فقط برای این است که جای سندیکاها اشغال بشود.

دویچه‌وله: حالا نقش خانه‌ کارگر در این میان چی هست؟

فرامرز فیضی‌زاده: خانه کارگر، همانطور که مطلع‌اید، نقش ارگان رهبری این شوراها را در سطح کشور ایفا می‌کند. بنوعی می‌شود گفت که همان نقشی را که اتحادیه‌های حرفه‌ای یا اتحادیه‌های عمومی در کشورهای پیشرفته دارند، خانه کارگر هم چنین نقشی برای خودش قائل است. ولی واقعیتش اینست که زیاد هم امکان کنترل این شوراها را ندارد. این شوراها، منظورم در سطح کشور است، خیلی‌هایشان، به اصطلاح همان نماینده‌ها که در همین شوراها هستند آنجاهایی که خواسته‌اند یک اقدامی هم بکنند، در هرحال مورد فشار بوده‌اند و این را نمی‌شود نادیده گرفت. ولی خود این خانه کارگر یک سکوی پرشی شده برای آقایان که به پست‌های مجلس، وزارت و وکالت و از این قبیل چیزها برسند که البته برای سرکوب تشکل‌های واقعی هم نقش عمده‌ای‌ ایفا می‌کنند.

دویچه‌وله: فکر می‌کنید برای فعالیت سندیکاها در ایران چه حقوقی هست، چه زمینه‌هایی وجود دارد؟

فرامرز فیضی‌زاده: ببینید، در این رابطه باید به دو مطلب اشاره کرد، اینکه می‌گویند سندیکا غیرقانونی هست! اگر اشتباه نکنم الان حدود ۶ سال است که اصلاحیه‌ی فصل ششم قانون کار که اجازه می‌دهد سندیکاها یا بقول خود این آقایان انجمن‌های صنفی پا بگیرند در کشوهای مجلس دارد خاک می‌خورد و هیچ نشانه‌ای از اینکه آقایان عجله‌ای داشته باشند این امر انجام بشود به چشم نمی‌خورد. برعکس بجای این، هفته‌ی گذشته نه با مجلس کاری دارند، نه با نماینده‌ی کارگر و نه با هیچکسی، می‌آیند ماده ی ۱۹۱ قانون کار را که قرار بود دیماه همین امسال تمام بشود که تازه خود این غیرقانونی‌ست و مربوط به کارگاههای زیر ۱۰ نفر هست که اینها را از شمول قانون کار حذف کرده‌اند، خودشان می‌آیند با یک آئین‌نامه‌ی دولتی این را سه‌سال دیگر تصویب می‌کنند. خوب، این دولت مهرورزی است که قرار بوده در اسرع وقت پول نفت را به سر سفره‌ی مردم بیاورد که این ماده‌ی ۱۹۱شان است، آنهم برخوردی است که با اعتصابیون شرکت واحد کرده‌اند. صرفنظر از این اصلاحیه که همانطور که گفتم سال‌هاست دارد توی مجلس خاک می‌خورد، ببینید، طبق مقاوله‌نامه‌های سازمان بین‌المللی کار که ایران هم آن را امضا کرده، متعهد و متقبل شده که این کار را بکند،‌ ماده‌ ۲ مقاوله‌نامه‌ شماره‌‌ی ۸۷ می‌گوید، دخالت کارفرما و دولت اصلا در امر سندیکا جایز نیست و سندیکايى که نماینده‌ی کارگران را باید انتخاب بکند، قرار نیست کسی اینها را تایید بکند. یعنی اگر اینها به آن امضایی که پای این موافقتنامه‌هایشان با سازمان جهانی کار کمترین ارزشی قائل باشند، خوب این که فقط یکسال از این داستان گذشته و اینها با سازمان جهانی کار به این نتیجه رسیده‌اند و متعهد شده‌اند که قوانین خودشان را منطبق کنند با این دو مقاوله‌نامه. بنابراین می‌بینیم برای احیای سندیکاها از نظر قانونی هیچ مشکلی نباید باشد و اصولا غیرقانونی اعلام کردن این سندیکاها غیرقانونی بوده و تا بحال در طی این ۲۷ سال جمهوری اسلامی خودش را در یک وضعیت ضدقانونی در رابطه با سندیکاها نگه داشته است.

دویچه‌وله: در شماره اخیر ماهنامه‌ی «تولید» مصاحبه‌ای صورت گرفته است با آقای علیرضا محجوب، دبیرکل خانه کارگر، که در آنجا صحبت از مجروح شدن آقای اسانلو می‌رود. آقای محجوب می‌گویند که آقای اسانلو در دیماه خودزنی کرده و خودش را زده به شیشه و گفته که من را زده‌اند. شما این اظهارات آقای محجوب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

فرامرز فیضی‌زاده: اولا، باید بگویم، واقعا لحن اوباشانه و لمپنی این آدم که خودش را دبیرکل خانه کارگر می‌داند و بنوعی حتما فکر می‌کند رهبر کل کارگران ایران هم هست اصلا در خواننده آنچنان دلزدگی بوجود می‌آورد که بسختی می‌شود تا آخر مطلب را خواند. اما در مورد این وضعیتی که اینها در سندیکای خبّاز پیش آوردند، طبق صحبت‌های خود این آقا از حضور آقایان صادقی، چگينى و عیوضی در محل یاد می‌کند. من می‌خواهم بدانم، اینها پلیس‌اند، پاسبان‌اند،‌ داروغه‌اند! اینها اصلا در محل سندیکای خبازها چه کار می‌کردند. اینهایی که، همین آقای صادقی در مصاحبه‌ای که با رادیو فرانسه بخش فارسی می‌کند و من شنیدم، از آقای میرزایی، از مسئولین سندیکای شرکت واحد یکجورهایی می‌گوید که ما بايد با همدیگر همکاری داشته باشیم. خوب، از يك طرف پشت آنتن رادیو اينطور صحبت می‌کنند، بعد در عمل یک چنین حرفهایی زده می‌شود. من مصاحبه را خواندم. بهرحال ما که آنجا نبودیم، ولی خبرنگار این نشریه  از آقای محجوب راجع به  اسلحه‌ى كلت آقای صادقی می‌پرسد که البته ایشان پوزخند می‌زند و با لحن اوباشانه‌ای و لات‌منشانه‌ای پاسخ سوالات را می‌دهد و بعد هم همانطور لات‌منشانه تهدید می‌کند که اصلا بنویسید ما خودمان می‌آییم و می‌گیریم و می‌زنیم و می‌بندیم و دیگر هم منتظر مقامات نمی‌مانیم که با شما برخورد غیرقانونی بکنند. اما، در مورد خود این آقای محجوب. حتما اطلاع دارید که ماه گذشته کنگره فدراسیون جهانی‌ سندیکایی در هاوانا بوده است. هیاتی از طرف کمیسیون ارتباطات سندیکایی آنجا حضور داشت که متاسفانه من به دلایل شخصی نتوانستم بروم، اما آقایان صادقی و نظری در این هیات بودند...

دویچه‌وله: فقط توضیح بدهید که این آقای صادقی با آن آقای صادقی اشتباه گرفته نشود.

فرامرز فیضی‌زاده: نخیر، ایشان اسداله صادقی، دبیر سابق سندیکاى فلزکارـ مکانیک تهران هستند. همین سندیکایی که باز آقای محجوب و دارودسته‌شان آمدند و همه چیز را شکستند و زدند و رفتند و هرچیزی هم که می‌شد برداشتند و بردند. ایشان آقای اسداله صادقی هستند و با آن آقای حسن صادقی که مثلا رییس کانون شوراهای کار هست، فرق می‌کند. بله، آقای محجوب آنجا، آقای محجوبی که سندیکاها را غیرقانونی، ساواکی، طاغوتی می‌داند، ایشان توی هاوانا حضور پیدا می‌کند، بخاطر اینکه بتواند توی کنگره شرکت کند. خوشبختانه با هوشیاری دوستان ما این قضیه از طرف هیأت رییسه‌ى کنگره منتفی اعلام می‌شود. این آقایی که بازهمچنان ضدسندیکایی هست، توی کنگره‌ی سندیکاها به دوستان لبنانی، سوری و کوبایی‌اش متوسل می‌شود که شاید بتواند حداقل بعنوان میهمان شرکت کند و می‌آید به دوستان ما می‌گوید، بابا چرا اینهمه سرسختی می‌کنید، ما می‌توانیم بنشینیم و با هم صحبت کنیم که دوستان ما به او می‌گویند، شما اگر اهل صحبت بودید، زبان اسانلو را نمی‌بریدید و توی زندان نگه‌اش نمی‌داشتید. این آقا حتا، آخرسر دست به دامن سفیر ایران در کوبا می‌شود که بتواند بیاید و به اصطلاح دوستان ما را مجاب کند که ایشان را بعنوان میهمان بپذیرند، که دوستان ما طبیعتا نمی‌پذیرند و آقای سفیر می‌گوید، پس خواهش می‌کنم که این ملاقات ما مخفی بماند که دوستان ما می‌گویند، ما با شما، با جمهوی اسلامی هیچ مسئله‌ی پوشیده و پنهانی نداریم و مخفی‌بازی و این قبیل مسایل مال شماست. خوب ببینید، این حرکتشان در داخل کشور است در رابطه با سندیکاها. وقتی که می خواهند به اصطلاح از انزوای بین‌المللی که خودشان چاهش را برای خودشان کنده‌اند، بیرون بیایند [اينگونه رفتار مى‌كنند]. خوب اگر کنگره خارجی و سندیکایی و نمی‌دانم طاغوتی و چی و چی هست که شما آنجا چکار می‌کنید، چرا می‌خواهید بیایید به این فدراسیون! چرا می‌خواهید توی اتحادیه‌های دیگر باشید! خوب اگر این اتحادیه‌ها را قبول دارید و می‌‌خواهید درونشان باشید، پس در درجه‌ی اول اجازه بدهید این اتحادیه در داخل مملکت پا بگیرید،‌ این سندیکاها پا بگیرند. همانطوری که گفتم اینها فقط می‌خواهند خودشان را به عنوان نماینده واقعی کارگرها جا بزنند که اینهم به نظر من هیچ پایه تئوریک و عملی ندارد و اینها به نظر من موفق نمی‌شوند. در رابطه با کارگرها هم که خودتان در مصاحبه‌های خودتان و همکارانتان در رادیوهای دیگر با بچه‌های شرکت واحد بودید و می‌بینید نظرشان بطور عمومی راجع به خانه‌ی کارگرها و در مجموع رژیم جمهوری اسلامی چی هست.

دویچه‌وله: فکر می‌کنید که این اعتراضات کارگری در شرکت واحد به کجا می‌کشد؟

فرامرز فیضی‌زاده: ببینید، من چندی پیش یک مصاحبه‌ای داشتم. واقعیت‌اش اینست که من از همان ابتدا اصلا شوکه نشدم، یعنی هیچ توهمی راجع به اینکه حرکت این بچه ها دیر یا زود سرکوب می‌شود نداشتم. کمااینکه، شاید بشود گفت، یکمقدار شاید این بچه‌ها توی این سندیکای کارگران شرکت واحد، می‌گویم شاید، چون ما آنجا داخل کشور نیستیم و اطلاعات ما دقیق نیست، شاید یک مقدار زود بود به این شکل. الان هم دو راه در برابر اینها هست. یا باید بهرحال مبارزه را ادامه بدهند که در شرایطی که همه‌ی رهبران سندیکا توی زندان هستند، تقریبا اکثریت قریب‌ به اتفاق‌شان، کار بسیار مشکلی‌ست، ولی خوشبختانه مثل اینکه فکر ادامه‌کاری‌اش را هم کرده‌اند. یکسری از بچه‌هایی که عضو هیات مدیره نیستند هنوز دارند بیرون اقداماتی می‌کنند و اطلاعیه‌ای صادر کرده‌اند که مثلا روز جمعه راننده‌ها از خانه بیرون نیایند و سرویس ندهند. از آنطرف هم رژیم جمهوری اسلامی و در واقع شهرداری و خود هیأت مدیره شرکت واحد ظاهرا تنها راه برگشت،‌ آنهم نه رهبرها را، فقط کارگرها را، همان کارگرهایی که عضو سندیکا هم نیستند،‌ ولی توی همین۷۰۰ تا ۸۰۰ نفری هستند که بازداشت شده‌اند، تنها راهش را نوشتن توبه‌نامه و اخذ رضایت‌نامه از کلانتری محل و اداره حراست گذاشته‌اند. اینکه کارگرها کدام راه را قبول می‌کنند، شاید نشود جواب داد. طبیعتا خواست قلبی من اینست که مبارزه ادامه پیدا کند. ولی اینکه آیا می‌شود یا نه، فکر می‌کنم باید یکمقدار دیگر صبر کنیم، شاید تا آخر این هفته جواب تا حدودی روشن‌تر بشود و با اقدام روز جمعه ببینیم عکس‌العمل چه خواهد بود.

دویچه‌وله: آقای فیضی‌زاده، خیلی متشکرم از اینکه دعوت ما را پذیرفتید.

فرامرز فیضی‌زاده: خواهش می‌کنم. فرصتی بود که بهرحال در رابطه با این بچه ها یک کار کوچکی انجام بشود. اما، می‌خواستم از حضورتان تقاضا بکنم که اگر وقت دارم یک چند لحظه...

دویچه‌وله: خواهش می‌کنم.

فرامرز فیضی‌زاده: من از تمام هموطنانی که خارج از کشور هستند تقاضایی را دارم. بهرشکلی که می‌توانند یاری برسانند. اینجا و آنجا کمیته‌هایی تشکیل می‌شود. سر زمستان این کارگرها که فقیر هستند، با توجه به اینکه درآمدی نخواهند داشت، اکثرشان بی‌خانمان هستند. خود این بچه‌ها روزهای آخری که دارند با این رادیوها مصاحبه می‌کنند، همه‌ی‌شان توی پارک و خیابان هستند. راستش در واقع پرونده‌ی اصلی جمهوری اسلامی پرونده‌ی حقوق بشر است که این مسئله‌ی نهادهای مدنی که سندیکا جزو‌ش هست توی این قضیه می‌گنجد. از هموطنان خواهش‌ام اینست که به این پرونده بپردازند. هرجوری که می‌توانند از این کارگرها، از خانواده‌هایشان مالی، معنوی، هرجوری که می‌توانند حمایت بکنند. اگر کمیته‌هایی توی شهر‌شان تشکیل شده، به آنها یاری برسانند. اگر تشکیل نشده، ادامه بدهند که ما هم در خارج از کشور، که بهرحال در آن شرایط سخت نیستیم، بتوانیم به سهم خودمان اینجا یک قدم کوچکی برداریم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حمايت فعالان حقوق بشر و حقوق مدنى سوئد از كارگران شركت واحد تهران
شهاب فيضى، فعال حقوق مدنى در سوئد شهاب فيضى، فعال حقوق مدنى در سوئد
ايرانيان مقيم خارج طى اكسيونها و تجمع‌هايى در روزهاى اخير پشتيبانى خود را از حق داشتن سنديكاى مستقل و اعتصاب براى كارگران ايران نشان مى‌دهند. از جمله در استكهلم پايتخت سوئد فعالان مدنى و حقوق بشر دست به فعاليت‌هايى زده‌اند براى كمك به كارگران دستگير شده و خانوادهاى آنان و نيز براى ابراز همبستگى با آنان. با آقاى شهاب فيضى يكى از فعالان حقوق مدنى در استكهلم مصاحبه كرديم.

مصاحبه‌گر: كيواندخت قهارى

آقای شهاب فیضی، ایرانیان مقیم سوئد چه فعالیتی دارند برای حمایت از کارگران دستگیرشده‌ی شرکت واحد در ایران مى‌كنند؟

شهاب فیضی: همانطور که می‌دانید، حدود ۷۰۰ تن از کارگران شرکت واحد تهران دستگیر شده‌اند و حکومت با هجوم به خانه‌ اعضای هیات مدیره سندیکا کارگران شرکت واحد به حریم خانه و خانواده‌ی این عزیزان تجاوز کرده‌اند. عده‌ای از فعالین اجتماعی شهر استکهلم فراخوانی داده‌اند که روز دوشنبه ۳۰ ژانویه در محل I.B.F در استکهلم جمع بشوند‌، یک مرکز تجمع ایرانیان برای مشورت و یافتن راهکارهایی جهت کمک به کارگران زندانی و خانواده‌هایشان. در این جلسه به این نتیجه رسیده‌اند که سه کمیته تشکیل بدهند: کمیته مالی، کمیته ارتباطات و تبلیغات و کمیته‌ تظاهرات. کمیته تظاهرات لازم می‌دانستند که حتما تظاهرات شکل بگیرد. به کمیته‌ مالی از آنجایی که حساب بانکی این عزیزان سندیکا بلوکه شده و خانواده‌ی زندانیان حقوقی هم دریافت نمی‌کنند بسیار لازم بود و از ایران هم این مشکل را منتقل کرده بودند. بنابراین فکر کردیم که جمع‌آوری کمک مالی را انجام بدهیم. و در کمیته‌ ارتباطات فکر کردیم که با اتحادیه سراسری کارگران سوئد و سندیکالیست‌ها و یک سندیکای دیگر تماس بگیریم جهت گرفتن کمک‌های مالی. بخاطر اینکه این دو اتحادیه صندوقی برای کمک به اعتصابیون کشورهای دیگر هم دارند. بعد فکر کردیم که با رسانه‌های گروهی سوئد، احزاب سوئد، مقامات سوئد و وزارت امور خارجه تماس بگیریم و با وکلای بدون مرز هم صحبت‌هایی شده تا بتوانیم بصور سمبولیک این عزیزان کانون وکلای بدون مرز وکالت کارگران زندانی را بعهده بگیرند.

تجربه شما در سوئد چگونه است، سازمانهای سوئد تا چه حد تا کنون از حرکت‌های شهروندی ایرانیان پشتیبانی کرده‌اند؟

شهاب فیضی: احزاب سوئد حمایت می‌کنند و سندیکاهای کارگری همیشه حمایت کرده‌اند. می‌ماند دولت سوئد که تجربه‌ی ما با وجود دولت سوسیال دمکرات تجربه‌ی مثبتی بوده و همیشه حمایت آنها را داشته‌ایم.

تا كنون برای این‌مورد اخير چه واکنش‌هایی را دیده‌اید؟

شهاب فیضی: متاسفانه از آنجایی که در تعطیلات این حرکت صورت گرفته بود، باضافه اینکه نشست جمعی در روز دوشنبه صورت گرفت تماسها در حد فرستادن میل و زنگ زدن بوده و آنها هم موکول کرده‌اند فرصتی را به ما بدهند برای ملاقات.

تجمع ایرانی‌ها احیانا با شهروندان سوئدی کی قرار است صورت بگیرد؟

شهاب فیضی: همانطور که می‌دانید در تهران روز جمعه قرار است تظاهراتی صورت بگیرد. ما فکر کردیم همراه با عزیزان در تهران، همصدا با آن عزیزان در تهران تظاهراتی را هم اینجا داشته باشیم در ساعت ۳ بعدازظهر در میدان مرکزی شهر استکهلم.

آقای شهاب فیضی، بسیار سپاسگزارم که در مصاحبه با ما شرکت کردید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرتضى اصلاح‌چى / پيوند جنبش دانشجویى با حركتهاى کارگری
مرتضى اصلاح‌چى: به‌طرز کاملا وحشیانه‌ای آمدند و یک اعتصاب صنفی کارگران را سرکوب کردند
مرتضى اصلاح‌چى: به‌طرز کاملا وحشیانه‌ای آمدند و یک اعتصاب صنفی کارگران را سرکوب کردند
در جريان اعتصاب كارگران شركت واحد در روز شنبه گذشته كه منجر به دستگيرى تعداد زيادى از آنان شد، دانشجويان نيز در محل اجتماعات جمع شده و به حمايت از آنها پرداختند. در همين رابطه تعدادى از فعالان دانشجويى دستگير شدند. دانشجويان چه انگيزه‌اى در حمايت از حركت‌هاى كارگرى دارند؟ آخرين خبرها از دانشجويان بازداشتى و نيز از وضع كارگرانى كه گفته مى‌شود در اوين در اعتصاب غذا بسر مى‌برند چيست؟ مرتضى اصلاح‌چى دبير انجمن اسلامى دانشگاه علامه طباطبايى و عضو هيات رييسه شوراى تهران دفتر تحكيم وحدت به پرسشهاى صداى آلمان پاسخ داده است.

مصاحبه‌گر: بهنام باوندپور

دویچه‌وله: آقای اصلاح‌چی، ممکن است کمی در مورد پیش‌زمینه‌های اعتصاب کارگران شرکت واحد که منجر به دستیگری تعداد زیادی از آنها شد و خواسته‌های این کارگران توضیح بدهید؟

مرتضى اصلاح‌چی: چندی پیش کارگران شرکت واحد در اعتراض به بازداشت تعدادی از اعضای هیات مدیره سندیکا، علی‌الخصوص آقای منصور اسانلو، یک اعتصابی را انجام دادند که حالا اعتصاب با وعده‌هایی که هم مسئولین شرکت واحد و هم مسئولین شهرداری تهران دادند موقتا کنسل شده است. اما اعضای سندیکا یک اولتیماتومی داده بودند که علاوه بر آزادی این اعضای هیات مدیره، در کنار آن خواسته‌های واقعی‌شان که مطالبات صنفی‌شان بود گفتند که اگر این مطالبات برآورده نشود، مجددا یک اعتصابی را انجام خواهند داد و زمانی را هم که اعلام کرده بودند برای روز شنبه ۸ بهمن‌ماه بود. اما تقریبا دو روز قبل از برگزاری اعتصاب تعدادی از اعضای سندیکا بازداشت شدند و روز قبل‌اش هم نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی با حمله‌ای که به خانه‌ی تعدادی از اعضای سندیکا داشتند، علاوه بر خود آنها همسران و فرزندنشان را هم بازداشت کردند. اما اصل قضیه برمی‌گردد به روز شنبه که اعتصاب برگزار شد و با توجه به اینکه این اعتصاب کاملا صنفی بود و بهیچ‌وجه وجه‌ سیاسی نداشت و صرفا کارگران بخاطر مطالبات معیشتی خودشان اعتصاب کرده بودند دیدیم که جمهوری اسلامی و دولت احمدی‌نژاد علی‌رغم اینکه شعارهای اقتصادی می‌دهد و در حرف تمام هم‌وغم آنها برطرف کردن مطالبات اقتصادی قشر پایین جامعه هست، اما دیدیم در عرصه‌ی عمل اینها هیچ اعتقادی به این مسئله ندارند و به‌طرز کاملا وحشیانه‌ای آمدند و یک اعتصاب صنفی کارگران را سرکوب کردند، به گونه‌ای که طبق آمار ارائه شده بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ نفر از رانندگان شرکت واحد و کارگران بازداشت شدند و طبق اخبار غیررسمی هم که می‌رسد تعدادی از این کارگران که تعداد خیلی زیادی هم اعلام می‌شود، بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر، در زندان اوین اعتصاب غذا کرده‌اند. نیروهای امنیتی همان روز شنبه برای متفرق کردن کارگران و درهم‌شکستن اعتصاب با تمام توانشان برخورد کردند و برای متفرق کردن کارگران از باتوم و گاز اشک‌آور استفاده کردند.

دویچه‌وله: آیا از اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد کسی هست که دستگیر نشده باشد؟

مرتضى اصلاح‌چی: تا آنجایی که اخبار ارائه می‌شود، تمامی اعضای هیات مدیره و سران سندیکا بازداشت شده‌اند و طبق خبری هم که رسیده یکنفر از آنها که بنوعی مخفی شده بود، آنها با گروگان گرفتن خانواده‌‌اش وی را مجبور کرده‌اند که خودش را معرفی بکند. در حقیقت طبق خبرهای رسیده از موثرین این سندیکا تقریبا کسی بیرون از زندان نیست. چون می‌شود گفت که اینها با بازداشت گسترده‌ای که انجام دادند، تقریبا ۵۰۰ نفر، کسی از سندیکا بیرون از زندان باقی نمانده است.

دویچه‌وله: آقای اصلاح‌چی، گویا دانشجویان هم از کارگران شرکت واحد حمایت کرده‌اند. لطفا بفرمایید، جنبش دانشجویی به چه شکلی و با چه انگیزه‌ای از حرکت کارگران پشتیبانی کرده؟

مرتضى اصلاح‌چی: در واقع بعد از شکست جریان اصلاح‌طلبی حکومتی درون کشور و به تبع آن، آن نگاه به بالا که جنبش دانشجویی در فضای سیاسی داشت تقریبا می‌شود گفت جریان دانشجویی نگاهی به بدنه‌ی اجتماعی پیدا کرده و تقریبا شش‌ماهی هست که جنبش دانشجویان پیوند تنگاتنگی را با تمامی جنبش‌های اجتماعی، علی‌الخصوص جریان کارگری، برقرار کرده است. و بطور واضح‌تر تنها سندیکای غیرحکومتی و فعالی که در کشور وجود دارد همین سندیکای شرکت واحد است و جریان دانشجویی در تمامی مشکلاتی که این سندیکا با آن روبرو بوده با تمام توان از این جریان حمایت کرده و در این اعتصاب هم، جریان دانشجویی از تمامی توانش استفاده کرده و با دادن بیانیه‌ای در حمایت از کارگران شرکت واحد و با پخش نشریه و طراحی پوسترهایی که در دانشگاهها پخش شد و در آخرین حرکتشان هم که شرکت و همراهی با کارگران در اعتصاب بود، اتحاد خودشان را با جریان کارگری ایران اعلام کردند. و همانطور که خبر دارید، در روز اعتصاب تعداد زیادی از دانشجویان، با توجه به اینکه الان فصل امتحانات هست و تقریبا تمامی دانشجویان درگیر امتحان هستند، اما علی‌رغم این مسئله تعداد زیادی از دانشجویان در روز اعتصاب در محل‌هایی که کارگران شرکت واحد تجمع داشتند حضور یافتند و تعدادی‌شان هم که بین ۱۲ تا ۱۶ نفر تخمین زده می‌شود، بازداشت شدند. البته گویا دیروز که این دانشجویان بازداشت شدند، تمامی آنها بلافاصله بعد از اینکه از زندان آزاد شدند به حراست وزارت علوم احضار شدند.

دویچه‌وله: پس دیگر از دانشجویان کسی در بازداشت نیست؟

مرتضى اصلاح‌چی: دانشجویانی که بازداشت شدند‌ تقریبا می‌شود گفت که فقط ۱۲ نفرشان شناسایی شده‌اند. اما آنطوری که ما اطلاع داریم تعداد دانشجویان بازداشتی از این بیشتر بوده است. منتها ما هنوز نتوانستیم آنها را شناسایی بکنیم که چه کسانی هستند. اما طبق اخباری که می‌رسد تمامی دانشجویانی که ما آنها را می‌شناسیم و شناسایی کردیم که چه کسانی بودند آزاد شده‌اند. اما احتمالش هست که تعدادی از دانشجویان هنوز در بازداشت موقت باشند.

دویچه‌وله: آقای اصلاح‌چی، اقدام بعدی دانشجویان و مشخصا دفتر تحکیم وحدت در حمایت از کارگران زندانی شرکت واحد چه خواهد بود؟

مرتضى اصلاح‌چی: فعلا دانشجویان درگیر امتحانات هستند و در حال حاضر حمایت‌شان از کارگران محدود به صدور بیانیه‌های اعتراضی نسبت به این مسئله است. اما مطمئنا به محض اینکه دانشگاه پس از تعطیلی ایام امتحانات آغاز بکار بکند، در صورتیکه بازداشت‌شدگان آزاد نشوند و مطالبات کارگران شرکت واحد برآورده نشود و البته با توجه به فشارهای سنگینی که حاکمیت بر روی انجمن‌های اسلامی، بطور خاص، و جریانهای دانشجویی و دانشجویان بطور اعم وارد می‌کند، من احتمال می‌دهم که به محض بازگشایی دانشگاهها اعتراضات گسترده‌ای دانشگاهها را فرابگیرد. چون در طول ۴ـ۳ماه گذشته با روی کار آمدن دولت جدید واقعا یک فشار گسترده‌ای بر روی دانشجوها هست و بنوعی اینها با فشارهایی که وارد کرده‌اند، با احکام سنگینی که برای فعالین دانشجویی از طریق دادگاه انقلاب و یا کمیته‌های انضباطی صادر می‌کردند، اینها درصدد بودند صدای جریان دانشجویی را بنوعی خفه بکنند. اما مسلما این فشارها هیچ نتیجه‌ای ندارد، بجز اینکه مجددا دانشگاهها یک پتانسیل اعتراضی بخودش بگیرد.

دویچه‌وله: آقای اصلاح‌چی، آخرین خبری که از وضع اعتصاب غذای کارگران شرکت واحد دارید چيست؟

مرتضى اصلاح‌چی: آخرین خبری که من از وضع آنان دارم مربوط می‌شود به دیروز که یکی از اعضای نزدیک به سندیکا اعلام کرده که تعداد ۵۰۰ نفر از رانندگان که در زندان اوین هستند از ساعت ۸ صبح دیروز اعتصاب غذا کرده‌اند تا زمانی که آزاد بشوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384ساعت 4:23  توسط کارگر  | 

تجمع کارگران رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی در اعتراض به بازداشت همکاران و خانواده های آنها روز جمعه از رفتن به سر کار خودداری می کنند  [  ساعت پيش ۷:۲۴ ]
درپی سرکوب اعتصاب رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و بازداشت صدها تن از کارگران این صنف، خانواده های زندانیان و فعالان سندیکای کارگران شرکت واحد دست به صدور یک اطلاعیه زدند. در این اطلاعیه گفته می شود که کلیه رانندگان شرکت واحد روز جمعه هفته جاری از رفتن به محل کار خودداری خواهند کرد. بر اساس این اعلامیه خواسته های کارگران آزادی کلیه بازداشت شدگان سندیکایی، آزادی فعالیت سندیکایی و انعقاد پیمان دسته جمعی است. غلامرضا میرزایی سخنگوی خانواده های بازداشت شدگان و از اعضای سندیکا در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: عده ای پا در حریم مقدس خانواده کارگران نهاده و عده ای از همسران همکاران ما را به همراه کودکان آنها دستگیر و حتی بعضی از کودکان و مادران را مورد ضرب وشتم قرار داده اند. ما تاکنون خیلی تحمل کرده ایم. اما اجازه تجاوز به حریم خانواده هایمان را به احدی نمی دهیم.

درپی سرکوب اعتصاب رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و بازداشت صدها تن از کارگران این صنف، خانواده های زندانیان و فعالان سندیکای کارگران شرکت واحد دست به صدور یک اطلاعیه زد. در این اطلاعیه گفته می شود که کلیه رانندگان شرکت واحد روز جمعه هفته جاری از رفتن به محل کار خودداری خواهند کرد.

نیوشا بقراطی (رادیو فردا): بر مبنای اطلاعیه روز دوشنبه فعالان سندیکای شرکت واحد که توسط غلامرضا میرزایی سخنگوی خانواده های بازداشت شدگان و از اعضای سندیکا برای رادیو فردا قرائت شد، اعلام شد که کلیه کارگران، کارمندان و رانندگان شرکت واحد روز جمعه 14 بهمن ماه جاری با استفاده از تعطیلی قانونی و هفتگی خود از حاضر شدن در محل کار خودداری خواهند کرد. آقای میرزایی در قرائت بخشی از این اطلاعیه می گوید:

غلامرضا میرزایی: شاهد بودیم که عده ای خواسته یا نا خواسته پا در حریم مقدس خانواده کارگران نهاده و عده ای از همسران همکاران ما را به همراه کودکان آنها دستگیر و حتی بعضی از کودکان و مادران را مورد ضرب وشتم قرار داده اند. ما تاکنون خیلی سالیان گذشته و ماههای پیش خصوصا در روزهای اخیر انواع تهمت های سیاسی که به هیچ وجه در شان ما کارگران نیست را تحمل کرده ایم. اما اجازه تجاوز به حریم خانواده هایمان را به احدی نمی دهیم.

ن.ب: غلامرضا میرزایی از اعضای سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه خواسته های رانندگان اعتصابی را چنین برشمرد: 1) آزادی کلیه بازداشت شدگان سندیکایی. 2) آزادی فعالیت سندیکایی و 3) انعقاد پیمان دسته جمعی با حضور نمایندگان منتخب سندیکا، کارفرما و وزارت کار. آقای میرزایی که تاکنون چند بار از سوی مراجع قضایی و امنیتی فراخوانده شده، می گوید در صورت دستگیری از همان ابتدا دست به اعتصاب غذا خواهد زد.

غلامرضا میرزایی: با توجه به مسولیتی که از طرف همکاران بر دوشم نهاده شده و اینجانب را نماینده خود برگزیده اند، وظیفه انسانی و اخلاقی خود می دانم از کیان همکاران و خانواده شان دفاع نمایم. لذا از لحظه دستگیری یا معرفی خودم به نیروهای امنیتی و پلیس دست به اعتصاب غذا زده و نه چیزی می خورم و نه چیزی می آشامم. مگر اینکه کلیه همکاران زندانی آزاد شده و بدون قید و شرط بر سر کارهایشان برگردند.

ن.ب: اعتصاب رانندگان شرکت واحد در تاریخ هشتم بهمن ماه جاری با دخالت نیروی انتظامی در هم شکسته شد و تعداد بسیاری از کارگران مذکور به زندان اوین منتقل شدند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

جریان هجوم شبانه ماموران مسلح جمهوری اسلامی به منزل کارگر اعتصابی شرکت واحد اتوبوسرانی: مصاحبه با همسر یعقوب سلیمی
ماموران اطلاعاتی با هجوم به خانه یعقوب سلیمی عضو سندیکای شرکت واحد، در ساعت چهار بعد از نیمه شب شنبه، همسران چند تن از رانندگان بازداشت شده را نیز دستگیر کرده بودند که پس از چند روز حبس، با گرفتن تعهد و «اعتراف» آنها را آزاد کردند. منصوره شیرزادفر همسر یعقوب سلیمی در مصاحبه با رادیو فردا می گوید از آنجا که رانندگان فعال در سندیکای کارگری دستگیر شده بودند، از همسران آنها و بچه ها دعوت کرده بود شب را برای اینکه خود او و آنها تنها نباشند در منزل او بگذرانند که نیمه شب ماموران امنیتی بدون داشتن حکم دادستانی به خانه آنها ریختند. وی گفت: باتوم به دست و پوتین به پا آمدند داخل و حتی روی پتو و رختخوابها آمدند و پتو را از روی زنها و بچه ها کنار زدند و با توهین و ضرب و شتم آنها را دستگیر کردند.


شماری از همسران رانندگان بازداشت شده شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که توسط ماموران اطلاعاتی و امنیتی بازداشت شده بودند، آزاد شدند. ماموران اطلاعاتی با هجوم به خانه یعقوب سلیمی عضو سندیکای شرکت واحد، در ساعت چهار بعد از نیمه شب شنبه، همسران چند تن از بازداشت شدگان را نیز دستگیر کردند و پس از چند روز با گرفتن تعهد و اعتراف آزادشان کردند.

منصوره شیرزادفر همسر یعقوب سلیمی در مصاحبه با رادیو فردا از نحوه دستگیری خود و فرزندانش، از جمله کودک دو ساله اش توسط ماموران جمهوری اسلامی می گوید.

منصوره شیرزادفر (همسر یعقوب سلیمی عضو سندیگای شرکت واحد): من با خانم حیات غیبی و خانم رضوی تلفنی تماس گرفتم، چون شوهران آنها را از قبل گرفته بودند. بعد گفتم بچه ها تنها هستند، احساس تنهایی نکنند. گفتم بیایید پیش ما هم شما تنهایید هم من. چون من هم در واقع شوهرم را نگرفته بودند، ولی یک هفته بود از او بی اطلاع بودم. حال به قول معروف مخفیانه عملیاتشان را انجام می دادند. آنها آمدند و دور هم بودیم حدود ساعت سه و ربع نیمه شب بود که دیدم در کوچه کسی بلند گو دستش بود مثل این که. داد می زد سلیمی، سلیمی. همزمان با این گفتن زنگ در حیاط هم به صدا درآمد که من از پنجره آشپزخانه نگاه کردم و دیدم که چند مامور ایستادند. گفتند آقای سلیمی؟ گفتم نیستند منزل. گفتند کجاست: گفتم خبر ندارم. گفتند در را باز کن. گفتم نمی توانم در را باز کنم، شوهرم خانه نیست. گفت من با شما کار دارم، شما در را باز کنید. به هر حال من در را باز کردم و همین که در را باز کردم هلم دادند سمت حیاط. گفتم چرا همچین می کنید؟ به من گفت زودباش، زودباش برو لباسهایت را بپوش می خواهیم برویم. من هر چه التماس کردم که حکمتان را به من نشان دهید، نشان ندادند.

امیر آرمین (رادیو فردا): لباس شخصی بودند یا لباس ماموران پلیس تنشان بود؟

منصوره شیرزادفر: نصفشان لباس شخصی بودند و نصفشان لباس نیروی انتظامی بود. من گفتم حرفی ندارم من فقط حکم را ببینم، در را باز می کنم قدمتان روی چشم. گفت زیادی صحبت نکن، خفه شو و برو کنار. دستش را روی سینه ام گذاشت و هلم داد. حتی با آرنجش گذاشت روی سینه ام و هلم داد من هم عقب عقب از پله ها رفتم بالا. دیگر در باز شد و اجازه ندادند که من به مهمانانم بگویم که روسری بپوشند. چون خانمها معمولا موقع خواب لباس راحتی می پوشند. اجازه ندادند همینطور آمدن تو. با کفش و باتوم به دست و پوتین به پا آمدند داخل و حتی روی پتو و رختخوابها آمدند. پتوها را از روی بچه ها می کشیدند کنار که ببینند؛ آن زیر کی خوابیده. من می گفتم آقا محترم یعنی چی شاید اینها لخت باشند، چرا پتوها را کنار می زنید، گفتند ساکت شو. بچه ها را نگاه کردند یکی از آن آقایان لباس شخصی که کت طوسی به تن داشت، ولی اتیکت نداشت که من اسمش را بدانم، گفت این بچه ها را معلوم نیست از کجا جمع کردند. گفتم آقای محترم حرف دهنتان را بفهمید. بچه ها را از کجا جمع کردیم؟ از کدام کوچه جمع کردیم و آوردیم؟

منصوره شیرزادفر: ما را به زور وادار کردند با آنها برویم. بعد من این بچه دو ساله ام خواب بود، آمدم لباسش را تنش کنم، بیدارش کردم نشاندمش که لباسش را از توی کشو دربیاورم، این بچه هراسان بلند شد و دید خانه شلوغ است و نزدیک به بیست نفر ریختند در یک خانه چهل متری، چون واقعا خانه ما چهل متر است، در این فضای چهل متری نزدیک به بیست نفر فقط ماموران نیروی انتظامی و لباس شخصی ریختند توی خانه. یکی هم بود که حالت آدم آهنی بود، مثل آدم آهنی توی فیلمها هست، که بیشتر قیافه اش به سربازای بعثی می خورد با نیروهای اسرائیلی، خیلی خشن و استوار ایستاده بود وسط خانه. بچه من که دو سال و نیمه اش هست، بلند شد یک خورده گریه کرد و بعد بین این همه آدم پای آن را که مثل آدم آهنی بود گرفت به دستش و سرش را گذاشت روی ران آن آقا و شروع به گریه کرد. که خود آقایان گفتند بغلش کن. خانم رضوی گفتند حیف است آن آقا دستش به این بچه بخورد. خلاصه ما را گرفتند و به زور وارد مینی بوس کردند. وقتی آمدم توی کوچه دیدم وای! نصف این مامورانی که در خانه هستند، دو برابرشان در کوچه است. یک جعبه هم باتوم دست یکیشان بود که تویش هم باتوم بود هم دستبند بود. گفتم نگاه کنید برای سه زن و پنج بچه این همه نیرو نیاز بود؟ این همه دستبند و باتوم نیاز بود. اینقدر از ما می ترسیدید؟ خلاصه ما را ریختند توی مینی بوس و آن یکی که لباس شخصی تنش بود خیلی خشن بود، حتی ما را چندین بار با مشت و لگد زد. نمی دانم ضربه به سینه من وارد شد وقتی می خواستم وارد مینی بوس شوم، نمی دانم اینقدر این ضربه شدید آمد نفهمیدم باتوم بود، لگد بود یا مشت بود. ولی کتفم هنوز هم درد می کند.

ا. آ: کجا بردند شما را؟

منصوره شیرزادفر: بچه ام را هم پرت کردند کف مینی بوس و الان لب و دهنش زخم است. ما را بردند بگو کجا؟ بردند منکرات وزرا در ولی عصر. ما جرمی که نکرده بودیم و اصلا هر اقدامی هم که داشتیم به منکرات ربطی نداشت. گفتیم آقای حالا تا اینجا ما را کشاندی و آوردی، حالا حکم را نشان بده. گفت خفه شو پتیاره، خفه شو پتیاره. گفتم درست صحبت کن آقا، حکم را بده. بعد یکیشان گفت برو اسپری بیار. یک دانه اسپری مانند بود آوردند که یکی دو تا با انگشت فشار داد و گفتم بیا بزن دیگه بیان ما و بچه های ما را بیهوش کن و ببر توی زیرزمین. به هر حال رفتیم توی زیر زمین. من فکر می کردم زیر زمین حالت یک اتاق مانند و دفتر مانند داشته باشد ولی وقتی رفتیم دیدیم بیشتر به یک سردخانه شباهت داشت . باور کن عین سردخانه بود، اتاق، اتاق، فضای سرد و تاریک. یک خرده بازجویی شدیم نسبت به آن خانمها، خانمهای پلیس، بعد ما را گذاشتند توی اتاقک انفرادی ته سالن با فضای خیلی تاریک و سرد. یعنی زیرانداز هم نبودچند تا دونه پتو بود که آنها را ما گفتیم روی بچه ها بیندازیم یا زیر بچه ها بیندازیم. در آهنی هم داشت که روی ما قفل کردند و رفتند. ما هم دیگر هر چه صدا زدیم و گفتم کار خلافی انجام ندادیم، که ما را آوردید بین یک مشت دختران فراری، زنان خیابانی، دختر من یازده سالش است. دختر خانم حیات غیبی دوازده سالش یا سیزده سالش است، گفتیم بابا دختران ما اینجا چیزهایی می بینند و چیزهایی یاد می گیرند جای ما اینجا نیست مگر ما چه خلافی کردیم؟ می گفتند ساکت شو ما اصلا حوصله نداریم. صحبت نکنید اصلا حوصله نداریم. عذر می خواهم بچه هم چون هوا سرد بود، دم به دقیقه دست شویی نیاز داشتند، به التماس می خواستیم در را باز کنند. اینقدر می زدیم، آنها هم داد می زدند که خانم مگر اینجا هتل است؟ اعصابمان را خراب کردید. مگر از جنگل آمدید؟ به هر حال حدود نه و نیم ده صبح در به رویمان باز شد و یک آقایی بود خیلی محترم به خانم پلیسی که آنجا بود گفت اینها را برای چه اینجا آوردید؟ گفت نمی دانم دستور دادند. گفت کی دستور داده؟ اسمش را پیش ما نیاوردند. گفت سریعتر اینها را از اینجا منتقل کنید به کتابخانه و بهشان صبحانه بدهید. ما را به کتابخانه منتقل کردند ولی بازهم کتابخانه سرد بود و بدون زیر انداز نه از صبحانه خبری شد نه از چیزی.

ا. آ: چند وقت آنجا ماندید خانم سلیمی؟

منصوره شیرزادفر: ما را همان روز بلاتکلیف نگه داشتند تا ساعت حدودا سه بعد از ظهر و ناهار بچه ها را هم که مشخص بود پس مانده غذای خودشان بود، ما گفتم خودمان پول می دهیم این بچه ها این غذا را نمی خورند. همه اش پوست و استخوان مرغ بود با برنج لهیده. گفتیم بابا پول می دهیم ساندویچ بخرین برای بچه ها می گفتند این جا هتل نیست و اینجا منکرات است. به هر حال تا ساعت سه که از ما بازجویی کردند، بعد کشید تا ساعت هشت و نیم و نه شب. به ما گفتند بچه هایتان را راهی منزل کنید. من که اقوامی اینجا نداشتم، کسی را نداشتم، خانم حیات غیبی اقوامشان آمدند و بچه ها را بردند. منم تماس گرفتم با همسایه ها و آمدند دو تا بچه را بردند. به محض آن که بجه ها بردند، یک تعهدنامه برای ما خودشان نوشته بودند گفتند این را امضا کنید و بروید خانه. گفتم برای چه امضا کنیم؟ جرمی که نکردیم. از توی خانه ما را کشاندید بیرون. گفتند شما چند نفر بودید و می خواستید اطلاعیه پخش کنید. گفتم این حرفها چیه؟ شما خانه ما آمدید ریختید ودیدید، اطلاعیه اگر درآوردید، حرف شما سند.من حرفی دیگر ندارم بزنم. تعهد نامه را امضا نکردم، چون می دانستم این تعهد نامه را امضا کنم یا اوین بروم هر دو حال برای من یک جواب دارد. یعنی مرتکب خلاف شدم. بعد دیگه یکی از آن خانمها می گفت سوء تفاهم شده خانم من، این را امضا کن. گفتم امضا نمی کنم چون هیچ اشتباه و کار خلافی نکردم. اگر این را امضا کنم یعنی این خلاف را کردم. به هر حال ما را بردند اوین.

ا. آ:کی بردند اوین؟

منصوره شیرزاد فر: شنبه شب حدودا همین ساعت یازده یا زده و نیم بود که ما بردند اوین. دم در اوین دستهایمان را باز کردند و چشمهایمان را بستند از پله ها بردند بالا و معاینات پرشکی شدیم و بعد من از خانم حیات غیبی دیگر خبر نداشتم چون از هم جدا شدیم، چشمهایم بسته بود ندیدم کجا رفت. من توی یک اتاقک انفرادی نگه داشتند تا فردا بعد از ظهرش. صبحانه و ناهار هم خداییش می آوردند. خیلی برخوردشان در اوین با ما خوب بود. از لحاظ بهداشتی خیلی عالی بود. ولی در منکرات که بودیم از لحاظ بهداشتی زیر صفر بود دیگر چیزهای دیگر بماند.

ا. آ: در اوین چشم بسته بودید همینطور؟

منصوره شیرزادفر: ما را چشم بسته بردند بالا ولی داخل آن اتاقها که بردند، چشمهایمان را باز کردند. یک سری لوازم بهداشتی به ما دادند، حوله، خمیردندان، مسواک، ظروف غذا، حتی سفره برای غذا خوردنمان.

ا. آ: بازجویی هم کردند از شما در آنجا؟

منصوره شیرزادفر: بازجویی ماند فردا بعد از ظهر، فردا بعد از ظهرش ما را بردند که می شود دیروز بعد از ظهر، ما را بردند، من را اول بردند، نمی دانم خانم حیات غیبی را هم بردند یا نه؟ ولی من را بردند پایین و بازجویی کردند و آخر بازجویی گفتند بیا و این تعهدنامه را امضا کن. من نگاه کردم دیدم یک چیزهایی هست که اصلا به من ربط ندارد. همه اش هم اینها وارد بحث سیاست می شدند. گفتم بابا من اصلا نه مخالف نظامم هستم نه مخالف دینم هستم نه اصلا با سیاست کار دارم، اصلا من از سیاست چیزی نمی دانم. همه خانواده شرکت واحدیها و کارگران نه با سیاست کار دارند نه از سیاست سردرمی آورند. این فقط یک حق خواهی شخصی بوده. درعین این که می خواستند از من تعهد نامه را امضا کنم، من یک صدایی شنیدم، صدای بچه بود. گوش دادم ببینم این صدای دختر من است؟ نه اینها را دیروز فرستادم خانه. با این حال گوش کردیم و دیدم که دختر من است که گریه می کند. گفتم آقای محترم اینها بچه های من هستند؟ گفت بله سریع امضا کن این را که بچه هایت منتظرند. اگر امضا نکنی اینجا می مانی. منم چون بچه هایم آنجا بودند به خاطر بچه هایم، نمی دانستم که شوهرم را هم آوردند، به خاطر بچه هایم متن را ا مضا کردم و وقتی آمدم پیش بچه هایم، دخترم یواشی به من گفت که مامان بابا را هم بردند.

ا. آ:حالا از آقای سلیمی هیچ اطلاعی دارید که چه طور است وضعش؟

منصوره شیرزادفر: نخیر، فقط می دانم اوین هستند؛ همین.

ا. آ: می گویند که در اعتصاب غذا هستند، شما این را هم اطلاع ندارید؟

منصوره شیرزادفر: این را یکی از آشنایانمان گفتند. چون من خودم هم آنجا در اوین با این حال که سرویس دهیشان خوب بود و خانمها خیلی برخورد مناسبی داشتند با این حال من لب به غذای اوین نزدم ببینم چی هست. نه صبحانه نه ناهار، بعدا متوجه شدم که آقایان هم اعتصاب غذا داشتند، اصلا غذا نخوردند، لبه به هیچی نزدند. چیزی نزدیک هفقتصد و خرده ای هم هستند که یک تعدادشان را انفرادی نگه داشتند و یک تعدادیشان هم دستجمعی در یک اتاقکهایی هستند. منهم آنجا نشستم کلی گریه کردم و اصرار کردم که شوهرم را ببینم. بعد آقای سلیمی را آوردند یک کم صحبت کردیم با آقای سلیمی. بعد بچه ها را برداشتم، آژانس هم حتی برایمان گرفتند. چون هوا برفی بود و نمی خواستم اذیت شویم، برایمان خود آن آقای عبدالهی، خیلی برخورد مناسبی با ما داشتند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سرکوب شدید اعتصاب کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی: مصاحبه با یک جامعه شناس
دکتر مهرداد درویش پور استاد جامعه شناسی و فعال اجتماعی مقیم سوئد در رابطه دستگیری کارگران شرکت واحد و خانواده های شماری از آنها در مصاحبه با رادیو فردا، می گوید این اعمال نشانگر آن است که حکومت اسلامی نه تنها هیچ نوع مخالفت سیاسی را بر نمی تابد، بلکه از تامین و پاسخگویی به حداقل خواستهای رفاهی و صنفی کارگران شرکت واحد هم خودداری می کند. آقای دوریش پور می گوید: دستگیری اعتصابیون خودش به اندازه کافی گویای، یک، ابعاد گسترده این حرکت در جامعه ماست و از سویی دیگر خشونت بی چون و چرایی که حکومت اسلامی در این زمینه به خرج می دهد. به نظر من حکومت اسلامی نگران این است که تظاهرات خیابانی را می تواند سرکوب کند. اما اگر ما با یک اعتصاب گسترده و فراگیر در کشور روبرو شویم، آن موقع فلج اقتصادی که بر حاکمیت و کشور نازل خواهد شد، امری است که در برابر آن حکومت قادر به رویارویی نیست.

خواستهای کارگران شرکت واحد را خواستهای صنفی می داند و می گوید مخالفت حکومت اسلامی با خواستهای کارگران از این جهت است توانایی رسیدگی به وضع معیشتی کارگران را ندارد و نگران آن است که اعتصاب کارگران همگانی شود و موجودیت نظام اسلامی را در خطر قرار دهد.
تارا عاطفي

دکتر مهرداد درویش پور استاد جامعه شناسی و فعال اجتماعی مقیم سوئد در مصاحبه با رادیو فردا، خواستهای کارگران شرکت واحد را خواستهای صنفی می داند و می گوید مخالفت حکومت اسلامی با خواستهای کارگران از این جهت است توانایی رسیدگی به وضع معیشتی کارگران را ندارد و نگران آن است که اعتصاب کارگران همگانی شود و موجودیت نظام اسلامی را در خطر قرار دهد.

مهرداد درویش پور (جامعه شناس): خواستهایی که کارگران شرکت واحد دارند، مبنی بر انعقاد پیمانهای دستجمعی، ایجاد شرایط رفاهی برای آنها، به رسمیت شناختن حق تشکل علنی آنها و آزادی یکی از رهبران جنبش کارگری آقای اصانلو، تماما خواستهایی است که کاملا صنفی است، منطبق بر مقاوله نامه های کار در سال 87 و 97 و از هر جنبه که نگاه بکنید خواستهایی است بسیار انسانی در جهت تامین حداقل حقوق کارگران که در این زمینه در رنج به سر می برند و مخالفت با این خواستها که مستقیما هیچ رنگ سیاسی هم ندارد، عملا مخالفت با ابتدایی ترین حقوق کارگران است که نشان می دهد حکومت اسلامی نه تنها هیچ نوع مخالفت سیاسی را بر نمی تابد، بلکه از تامین و پاسخگویی به حداقل خواستهای رفاهی و صنفی کارگران شرکت واحد هم خودداری می کند.

تارا عاطفی (رادیو فرد): آقای درویش پور، من می خواهم یک مقایسه ای بفرمایید میان ایران و کشورهایی که به لحاظ رعایت حقوق مدنی و خواسته های صنفی پیشرفته تر هستند از سایر کشورها، در این کشورها با این قبیل اعتراضات چطور برخورد می شود؟

مهرداد درویش پور: اصولا قابل تصور نیست که کارگرانی به خاطر خواستهای صنفی و رفاهیشان مورد سرکوب وحشیانه نیروهای انتظامی قرار بگیرند، اساسا به ندرت در تاریخ بشریت و جامعه مدرن دیده شده که کارگرانی مبارزه صنفی و اعتصابی را سازمان دهند و خانواده های آنها دستگیر شوند. یعنی این هم یکی از موارد سبعیتی است که جمهوری اسلامی به نمایش گذاشته. علاوه بر آن این که این خواست از آنجایی که گفتم یک خواست بسیار طبیعی و ابتدایی است، در کشورهای دموکراتیک، معمولا بین کارفرمایان و کارگران مذاکره صورت می گیرد بر سر این خواستها تا به یک نتیجه ای برسند. اما درکشورهای استبدادی مثل ایران، از آنجا که حاکمیت هر نوع حرکت گسترده جنبش کارگری را نوعی چالش بر مشروعیت آن حکومت تلقی می کند، با تمام قدرت سرکوب می کند، دستگیری اعتصابیون خودش به اندازه کافی گویای، یک، ابعاد گسترده این حرکت در جامعه ماست و از سویی دیگر خشونت بی چون و چرایی که حکومت اسلامی در این زمینه به خرج می دهد. به نظر من حکومت اسلامی نگران این است که تظاهرات خیابانی را می تواند سرکوب کند. اما اگر ما با یک اعتصاب گسترده و فراگیر در کشور روبرو شویم، آن موقع فلج اقتصادی که بر حاکمیت و کشور نازل خواهد شد، امری است که در برابر آن حکومت قادر به رویارویی نیست. از این نظر برای جلوگیری از رشد اعتصابات کارگری که تبدیل به اعتصاب عمومی شود، به گمان من حکومت تصمیم گرفته با تمام قدرت این اعتصاب را در هم بکوبد و به هیچ وجه حق تشکل را به رسمیت نشناسد. چون حق تشکل کارگری را به رسمیت شناختن یعنی نوعی خودآگاهی طبقاتی در میان کارگران ایران شکل گرفتن و این بار کارگران به جای این که به دنبال این یا آن ناجی قهرمان بدوند، خودشان با نیروی اقتصادی خرد کننده ای که دارند می توانند حکومت اسلامی را به طور جدی آسیب پذیر کنند و از این نظر مظهری برای همبستگی عمومی جامعه شوند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف خواهان آزادی هرچه زودتر کارکنان زندانی شرکت واحد اتوبوسرانی شد
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در اعتراض به دستگیری و زندانی کردن کارکنان و رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بیانیه ای صادر کرد. دانشجویان خواهان آزادی هرچه زودتر بازداشت شدگان شدند و از اعتراض های مدنی کارگران پشتیبانی کردند. یک دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: صرف نظر از ایدئولوژی یا مشرب فکری باید این سرکوب محکوم شود. خانواده های حدود 700 تا هزار کارگر زندانی به حمایت احتیاج دارند. حمایت های روحی و مادی. این بستگی به شرایط دارد ببینیم در روزهای آینده چه اقدامی برای آزادی آنها می شود و ما هم بسته به آن تصمیم می گیریم. وی می گوید تماس مستقیمی میان دانشجویان و کارگران نیست. تماسهایی هم که وجود دارد بخاطر شرایط بسته جامعه و کنترل شدید سخت است.


انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در اعتراض به دستگیری و زندانی کردن کارکنان و رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و برخورد با فعالیت های مستقل کارگری بیانیه ای صادر کرد. دانشجویان خواهان آزادی هرچه زودتر بازداشت شدگان شدند و از اعتراض های مدنی کارگران پشتیبانی کردند. یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:

یک دانشجوی عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف: این همبستگی یک همبستگی ارگانیک عینی نیست ولی بهرحال فکر می کنیم اصول اولیه آزادیخواهی و عدالت صرف نظر از هر ایدئولوژی یا مشرب فکری ایجاب می کند که بهرحال برخورد شدیدی که با این کارگران صورت گرفته، این سرکوب محکوم شود و خانواده های حدود 700 تا هزار کارگر زندانی به حمایت احتیاج دارند. حمایت های روحی و مادی. این بستگی به شرایط دارد ببینیم در روزهای آینده چه اقدامی برای آزادی آنها می شود و ما هم بسته به آن تصمیم می گیریم.

امیر آرمین (رادیو فردا): شما در زمینه حمایت مالی به خانواده ها هایشان با توجه به اینکه اینها را بردند زندان و لابد حقوقشان هم قطع شده، چکار می توانید بکنید و چه کاری می خواهید بکنید؟

دانشجوی عضو انجمن اسلامی: حقیقتش باز این کاملا بسته به شرایط دارد. تا هرجا که ما برایمان ممکن باشد از طریق دانشگاه و دانشجویان که حوزه فعالیت ما است، ببینیم که چه اقدامی می توانیم انجام دهیم.

ا.آ: شما هیچ تماس دارید با فعالان کارگران شرکت واحد که ببینید این بازداشت شدگان در چه وضعیتی هستند و با اینها چه می خواهند کنند.

دانشجوی عضو انجمن اسلامی: حقیقتش تماس مستقیم نیست. تماسهایی هم که وجود دارد بخاطر شرایطی که در جامعه وجود دارد و شرایط بسته ای است و کنترل شدیدی هست. سخت است ارتباط برقرار کردن اما امیدواریم بتوانیم کمکی به خانواده های این عزیزان انجام بدهیم و دفاع کنیم از حق و حقوق قانونی شان. سندیکایی که می خواهند تشکیل دهند حق قانونی شان است.

ا.آ: هیچ خبر دارید که سران رانندگان و بچه های کوچولویشان را که گرفته بودند آزاد کردند یا آنها هنوز در بازداشت اند.

دانشجوی عضو انجمن اسلامی: تا آنجا که من خبر دارم هنوز در بازداشت اند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1384ساعت 2:43  توسط کارگر  | 

اعلاميه مشترک
دستگيری و سرکوب کارگران اعتصابی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران را محکوم می کنيم!

 

حزب دموکرات کردستان ايران، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)، و کو مه له – سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ايران، با انتشار اطلاعيه مشترکی سرکوب اعتصاب کارگران شرکت واحد و دستگيری صدها نفر از کارگران را محکوم کرده و ضمن حمايت از خواسته های سنديکا، از همه سازمانهای دموکراتيک و نهادهای مدافع حقوق بشر خواسته اند به حمايت از کارگران ايران اقدام کنند

 

اخبار روز: www.iran-chabar.de

یکشنبه ۹ بهمن ١٣٨۴ – ٢۹ ژانويه ٢٠٠۶
 

اخبار روز: حزب دموکرات کردستان ايران، سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران، سازمان فدائيان خلق ايران (اکثريت)، و کو مه له – سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ايران، روز شنبه با انتشار اطلاعيه مشترکی سرکوب اعتصاب کارگران شرکت واحد و دستگيری صدها نفر از کارگران را محکوم کرده و ضمن حمايت از خواسته های سنديکا، از همه سازمانهای دموکراتيک و نهادهای مدافع حقوق بشر خواسته اند به حمايت از کارگران ايران اقدام کنند:

 

اعتصاب کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که قرار بود از امروز آغاز شود با يورش ماموران انتظامی و امنيتی و دستگيری صدها تن از کارگران اعتصابی، سرکوب شد.

سنديکای شرکت واحد هفته گذشته اعلام کرده بود کارگران و کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از روز شنبه نهم بهمن تا تامين مطالباتشان اعتصاب خواهند کرد. آنان خواهان آزادی فوری و بدون قيد وشرط منصور اسانلو رئيس هيات مديره سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی، تامين حقوق صنفی و معيشتی، برخورداری از حق داشتن تشکل مستقل و آزاد و ايجاد سنديکا هستند.

برای شکستن اعتصاب کارگران، ماموران امنيتی حکومت روزهای پنج شنبه و جمعه به منازل فعالين کارگران يورش بردند و در فاصله کوتاه  دوازده تن از اعضای هيات مديره، فعالين سنديکا و همسران گروهی از آنان را بازداشت کردند و برای عده ای از کارگران حکم احضاريه فوری به دادگاه انقلاب فرستادند. عليرغم دستگيری ها و گروگان گيری های حکومت برای جلوگيری از برگزاری اعتصاب، کارگران و رانندگان شرکت واحد قاطعانه در مناطق ده گانه تهران اعتصاب را به  همراه  همسران و فرزندانشان آغاز کردند اما اين اقدام مسالمت آميز و قانونی کارکنان شرکت واحد، از همان نخستين لحظات شروع آن سرکوب شد و نيروی انتظامی و لباس شخصی هائی که مسلح بوده و با خود باتوم همراه داشتند، به دستور دولت خواست بر حق کارگران را با ضرب وشتم اعتصابيون و دستگيری صدها تن از رانندگان، کارگران و زنان و فرزندان خردسال آنان پاسخ دادند. ماموران انتظامی و لباس شخصی ها، کارگرانی را که مصمم به شرکت در اعتصاب بودند با ضرب و شتم مجروح کرده و به داخل ماشين هائی که از قبل برای دستگيری آماده کرده بودند، می انداختند.

ما تهاجم حکومت به کارگران و سرکوب و دستگيری آنان را قاطعانه محکوم کرده از همه سازمانهای دموکراتيک و نهادهای مدافع حقوق بشر تقاضا داريم که برای حمايت از کارگران سنديکای واحد اتوبوسرانی تهران از هيچ تلاشی دريغ نورزند. ايجاد سنديکای مستقل و آزاد ابتدايی ترين حق کارگران است. اين حق که در اکثر کشورهای جهان امروز به رسميت شناخته شده است می بايست به رسميت شناخته شود. ما خود را موظف می دانيم که تا آزادی همه کارگران زندانی و تامين مطالبات آنان همراه با تمامی انسانهای آزاد انديش به مبارزه خود تداوم بخشيم.

 

حزب دموکرات کردستان ايران

سازمان اتحاد فدائيان خلق ايران

سازمان فدائيان خلق ايران(اکثريت)

کو مه له – سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ايران

 

شنبه بهمن 1384 برابربيست وهشتم ژانويه 2005

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 17:39  توسط کارگر  | 


 

۱۳۸۴ يکشنبه ۹ بهمن
کارگران شرکت واحد 700 راننده شرکت واحد به زندان اوین منتقل شدند: مصاحبه با یک راننده احضار شده به دادگاه انقلاب اسلامی  [  ساعت پيش ۷:۱۵ ]
در پیامد هجوم سحرگاه شنبه ماموران امنیتی جمهوری اسلامی و پلیس تهران به مناطق شرکت واحد و مضروب و مصدوم کردن کارگران و رانندگان به منظور سرکوب اعتصاب آنها، صدها راننده دستگیر شدند و پلیس با مراجعه به منازل زنان و بچه های آنان را نیز به زندان برد. یعقوب سلیمی ، که ممسر و دو فرزندش به همراه همسران چند تن دیگر از فعالان سندیکا به زندان منتقل شدند، صبح یکشنبه در مصاحبه با رادیوفردا شمار دستگیر شدگان را 700 نفر اعلام می کند و می گوید رانندگان در زندان اوین تحت بازداشت قرار دارند و همسران آنها در مقر سازمان امنیت در وزرا. وی می گوید دو فرزند دو ساله و 10 ساله او شب گذشته آزاد شدند و آثار زخم و جراحت بر چهره خود داشتند. وی که هنگام بازگو کردن ماجرا به گریه می افتد، می گوید قرار است خانواده بازداشت شدگان در اعتراض به دستگیری آنها در برابر سازمان ملل یا در برابر دادگاه انقلاب اسلامی تجمع کنند. وی می گوید به شعبه 14 این دادگاه احضار شده است.  

فریدون زرنگار (رادیوفردا): اعتصاب کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه روز شنبه توسط پلیس، ماموران امنیتی و لباس شخصیها سرکوب شد. بعد از هجوم ماموران امنیتی به کارگران در بامداد روز شنبه و بازداشت صدهاتن از کارگران و اعضای خانواده آنان، شمار دیگر از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد قرار است امروز به دادگاه انقلاب بروند. یعقوب سلیمی، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد، که جز احضار شدگان به دادگاه است، در مصاحبه با رادیوفردا در باره آخرین تحولات اعتصاب کارگران شرکت واحد گفت:

یعقوب سلیمی (عضو سندیکای کارگران شرکت واحد): آخرین خبر این است که 700 تن از رانندگان فعلا دستگیر هستند در زندان اوین هستند به اضافه شماری از خانم‌های همکاران. یکی از آنها خانم خودم است، خانم سلیمی، یکی دیگر هم خانم حیات غیبی است. و الان هم که قرار شده تعدادی احضاریه داریم به دادگاه انقلاب (اسلامی)، شعبه 14، و قرار است برویم پیش آقای راسخ متین، صحبت دارد با ما. الان هم پیگیری کردیم در وزرا که خانم‌های ما در وزرا بودند و گفتند برده‌اند آنها را به سازمان امنیت. و هماهنگی‌ای هم که شده است با همکاران قرار شده است خانواده‌های این 700 نفر یا درب سازمان ملل یا درب دادگاه‌ انقلاب (اسلامی) جمع بشوند. دارند با آنها هماهنگی می‌کنند. از هر خانواده حداقل سه نفر هم باشد، بدنیست. من یک پیام هم دارم به خانواده‌های دستگیرشدگان، که لااقل برای ناحقی که در حق خانواده‌‌ها شده، خواهشی که دارم این است که اگر بتوانند، جمع بشوند جلوی در سازمان ملل یا جلوی در دادگاه انقلاب.

ف.ز.: گفته شد که دیروز چند تا از بچه‌ها هم به همراه مادرانشان به زندان برده شدند؟ آیا این بچه‌ها را آزاد کردند یا آنها هم هنوز با مادرانشان در زندان هستند؟

یعقوب سلیمی: بچه خودم بوده. مثل اینکه آنجا فشار زیادی روی مادرانشان آورده بودند، اینها تحت تاثیر قرار گرفته بودند، و روی روحیه آنها تاثیر گذاشته شده بود. حالا چطور شده... آزادشان کردند. بچه‌ام دیشب آمده بود خانه، بچه کوچک من دوسالش است. صورتش زخم بود. ازش پرسیدم... (به گریه می‌افتد) هیچوقت تا حالا من در زندگی‌ام گریه نکرده‌ام ولی بچه دوساله را با گاز اشک آور زدند و صورتش را زخم کردند، گریه‌ام می‌اندازد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سندیکای کارگران شرکت واحد اعلام کرد در واکنش به سرکوب گسترده، به مبارزه خود سرسختانه تر و متحدانه تر ادامه می دهد
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه در بیانیه ای که روز شنبه منتشر ساخت، به دستگیری صدهاتن از اعضای خود اعتراض کرد و یادآور شد که اعتصاب عمومی سندیکا که به منظور اعتراض به دستگیری هیات مدیره و همچنین برای احراز حق داشتن سندیکا و انتخاب نمایندگان و بستن قرارداد دسته جمعی و افزایش حقوق و دستمزدها صورت گرفت با «جنگ» گسترده ای از سوی ماموران جمهوری اسلامی روبرو شد که نیمه شب و سحرگاه به منازل کارگران و رانندگان ریختند و حتی زنان و بچه های آنان را مضروب ساختند. سندیکا اعلام کرد صدها نفر دستگیر شدند و رانندگان را با ضرب وشتم و تهدید به راندن اتوبوسها مجبور ساختند. سندیکا در پایان می نویسد: جمهوری اسلامی چنین کرد و ما هیچ چاره ای نداریم جز آنکه به مبارزه خود سرسختانه تر و متحدانه تر ادامه دهیم. 


سندیکای کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در بیانیه ای که روز شنبه 8 بهمن صادر کرد می نویسد: از جانب 17هزار کارگران و کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به اطلاع شما تشکل های کارگری دنیا و همه کسانی که از سرکوب بدیهی ترین حقوق انسان ها متاثر می شوید می رسانیم که هشتم بهمن ماه مصادف با 28 ژانویه اعتصاب گسترده ما با هجوم بی سابقه ماموران جمهوری اسلامی روبرو شد. از شب قبل به منازل ما هجوم آوردند وحتی فرزندان خردسال ما را هم به زندان بردند و تعداد زیادی که هنوز آمار دقیق آن را نداریم ولی قطعا بالغ بر صدها نفر می شود را دستگیر کردند و تعدادی از همکاران ما را به زور کتک و تهدید به راندن اتوبوسها مجبور کردند.

در بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه همچنین آمده است: این وضعیتی است که ما داریم. اعتصاب برای آزادی آقای اصانلو و دیگر رهبران سندیکا که آنان هم بدون هیچ دلیلی و با قلدری به زندان انداخته شدند. برای انعقاد قراردادهای دسته جمعی، برای به رسمیت شناختن سندیکا، برای افزایش دستمزد و از این قبیل. آیا باورتان می شود که برای این خواسته ها چنین جنگی بی رحمانه و وسیع را علیه ما کارگران شرکت واحد برپا دارند؟ جمهوری اسلامی چنین کرد و ما هیچ چاره ای نداریم جز آنکه به مبارزه خود سرسختانه تر و متحدانه تر ادامه دهیم

بیانیه به تاریخ 8 بهمن ماه 1384 به امضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه رسیده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 17:33  توسط کارگر  | 

ضرب و شتم رانندگان توسط نيروي انتظامي (عكس آرشيوي) ماموران امنيتي جمهوري با حمله به منازل اعضاي هيات مديره سنديكاي شركت واحد، كودكان و زنان را پس از ضرب و شتم بازداشت كردند: مصاحبه با يك راننده  [  ساعت پيش ۲:۳۵ ]
ماموران امنيتي جمهوري اسلامي با حمله به خانه اعضاي هيات مديره سنديكاي كارگران شركت واحد تهران و حومه، ظرف 36 ساعت گذشته چندصد نفر را بازداشت كردند. ماموران امنيتي در حمله به خانه هاي اعضاي هيات مديره سنديكا، تعدادي از كودكان و زنان را نيز پس از مضروب و مجروح كردن بازداشت كرده و با خود بردند. يكي از بازداشت شدگان همسر يعقوب سليمي از اعضاي سنديكاي كارگران شركت واحد است كه دولت جمهوري اسلامي آزادي او را منوط به حضور يعقوب سليمي در دادگاه شعبه 14 كرده است و آقاي سليمي قرار است صبح يكشنبه به اين دادگاه رجوع كند. دو تن از كودكان آقاي سليمي كه دو و ده سال دارند نيز در حمله به خانه وي مضروب و مجروح شدند. يعقوب سليمي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: ساعت چهار صبح 20 تن از مامورين اطلاعات وارد خانه شدند و همسر و فرزند من را با لگد و باتوم زدند و به صورت بچه دو ساله من گاز زدند و صورتش را زخم كردند. يعقوب سليمي با گريه و صداي لرزان مي گويد: آقاي احمدي نژاد كه در مجامع بين المللي مي گويد حقوق بشر در ايران رعايت مي شود، بيايد ببيند با بچه دو ساله چه كار مي كنند.

ماموران امنيتي جمهوري اسلامي با حمله به خانه اعضاي هيات مديره سنديكاي كارگران شركت واحد تهران و حومه، ظرف 36 ساعت گذشته چندصد نفر را بازداشت كردند. ماموران امنيتي در حمله به خانه هاي اعضاي هيات مديره سنديكا، تعدادي از كودكان و زنان را نيز پس از مضروب و مجروح كردن بازداشت كرده و با خود بردند. يكي از بازداشت شدگان همسر يعقوب سليمي از اعضاي سنديكاي كارگران شركت واحد است كه دولت جمهوري اسلامي آزادي او را منوط به حضور يعقوب سليمي در دادگاه شعبه 14 كرده است و آقاي سليمي قرار است صبح يكشنبه به اين دادگاه رجوع كند. دو تن از كودكان آقاي سليمي كه دو و ده سال دارند نيز در حمله به خانه وي مضروب و مجروح شدند. يعقوب سليمي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد:

يعقوب سليمي: من ديشب خودم خانه نبودم، خانم آقاي رضوي و حيات غيبي ميهمان ما بودند و در خانه با زن و بچه من خواب بودند. ساعت چهار صبح 20 تن از مامورين اطلعات وارد خانه مي شوند، كل خانه را زير و رو مي كنند، همسر من را با لگد و باتوم مي زنند. همسر من متوسل مي شود به بچه و بچه را مي گيرد در بغل كه با باتوم نزنند. يكي از مامورين گاز دستش بوده و همسرم مي گويد مي خواهي گاز بزني، بزن به اين بچه دوساله و او گاز مي زند تو صورت بچه. صورت بچه دو ساله را زخم كردند. دختر بزرگ من ده ساله است كه آنها را با خود مي برند. دو فرزندم را آزاد كردند و همسايه ها رفتند آوردنشان به خانه. من وقتي فرزندم را ديدم گريه ام گرفت. از او پرسيدم چه شده؟ به من گفت: عمويي زده. متاسفانه همسرم را آزاد نكردند. جرم او چيست؟ بچه دو ساله گريه مي كرده مي گفته گرسنه است. مادرش پول داده به مامور گفته برو برايش غذا بگيرد، ولي مامور جواب داده بهش سرب بده بخورد.

ليلي صدر (راديو فردا): آقاي سليمي شما با همسرتان صحبت كرديد؟

يعقوب سليمي: نخير هنوز نگذاشتند. خودم احضاريه دارم براي دادگاه و فردا قرار است بروم دادگاه پيش رئيس شعبه چهارده. البته احضاريه هم نزد همسرم است، چون من منزل نبودم. همسايه ها به من زنگ زدند كه يك ميني بوس آمده با باتوم كتكشان زدند در كوچه در انظار مردم بچه دوساله را گرفته از در ميني بوس پرت كرده روي صندلي ميني بوس صورتش زخم شده. دختر ده ساله ام مي گويد خواب بودم با لگد بيدارم كردند. آيا آن مامور وجدان ندارد؟ مي گويد من سلام كردم، با لگد من را زدند. چه بگويم؟ جمهوري الكي اسلامي به چي مي گويند؟ من براي ظلمي كه در حق خودم شده گريه نمي كنم، براي ظلمي كه در حق بچه دوساله شده گريه مي كنم. آقاي احمدي نژاد كه در مجامع بين المللي مي گويد حقوق بشر در ايران رعايت مي شود، بيايد ببيند مامورين چطوري بچه دوساله را ... (راننده گريه كنان قادر به صحبت كردن نيست)

ل . ص: مي دانيد از خانم هاي همكارانتان كه دستگير شده بودند، كسي ‌آزاد شده يا نه؟

يعقوب سليمي: خانم سيد داوود رضوي را آزاد كردند. مامورين به همسر من گفتند چون زياد حرف مي زني بايد امشب بماني. خانم من به آنها گفته شما حكم داريد كه آمديد داخل خانه؟ سماجت كرده كه بايد حكمتان را نشان دهيد. چرا در رسانه ها مي گويند وقتي مامورين آمدند در خانه هايتان، حتما بايد حكم داشته باشند؟. اين با پوتين آمده روي فرش خانه و حتي نگذاشته روسري هايشان را سر كنند اينها. من خودم اصلا ورود به منطقه را نداشتم و با اين وقايع تحريك شدم. من خودم يكي از بسيجي هاي دوران انقلاب هستم.

ل . ص: آيا شما خودتان شاهد دستگيري كارمندان شركت واحد بوديد و آيا خبر داريد كه اخيرا هم كسي را دستگير كردند يا نه؟

يعقوب سليمي: راننده در خيابان اگر ماشينش خراب بود، صبح خودم شاهد بودم در رسالت با باتوم مامور راننده شركت واحد را مي زد كه برو سوار شو بايد حركت كني. ماشينش كمپرس نداشت در ميدان رسالت. راننده ها را مي زدند كه بايد سوار ماشين بشوند. راننده ها را در رسالت با گاز اشك آور پراكنده كردند. فيلمبرداري مي كردند، اطلاعات رعب و وحشت ايجاد كرده بود و كاملا به صورت حكومت نظامي كرده بودند ميدان حلقوي تا خود رسالت را.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1384ساعت 2:59  توسط کارگر  | 

اعتصاب کارگران واحد نیروهای انتظامی اعتصاب کارگران شرکت واحد را سرکوب و صدها تن را بازداشت کردند: عضو هیات مدیره و مسول روابط عمومی سندیکا

اعتصاب کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از ساعات اولیه با رویارویی شدید نیروهای انتظامی روبرو شد. غلامرضا میرزایی عضو هیات مدیره و مسول روابط عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: نیروهای انتظامی از ساعات اولیه بامداد اعتصاب را سرکوب و صدها تن را بازداشت کردند. وی همچنین خبر بازداشت شماری از همسران بازداشت شدگان را تایید می کند و می گوید همسران منصور حیات غیبی، داود رضوی و سلیمی دستگیر شدند و به بازداشتگاه انتقال داده شدند.

اعتصاب کارکنان شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه از ساعات اولیه با رویارویی شدید نیروهای انتظامی روبرو شد. سندیکای کارگران شرکت واحد پیشتر بدنبال ادامه بازداشت شماری از اعضای خود در اعتراض به عدم توجه مسولان به مطالبات کارگران شرکت واحد از کلیه کارگران خواست دست از کار بکشند. شش عضو سندیکای کارگران روز پنجشنبه بازداشت شدند. درحالیکه طی روزهای اخیر 12 تن از اعضای سندیکا بازداشت شده اند، شامگاه روز جمعه همسران 4 تن از اعضای بازداشت شده نیز زندانی شدند. غلامرضا میرزایی عضو هیات مدیره و مسول روابط عمومی این سندیکا در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: نیروهای انتظامی از ساعات اولیه بامداد اعتصاب را سرکوب و صدها تن را بازداشت کردند.

غلامرضا میرزایی: اعصاب ما امروز صبح از دقایق شروع آن بشدت توسط نیروهای انتظامی و امنیتی که در مناطق شرکت واحد از شب قبل حضور داشتند سرکوب شد. همه رانندگان را با ایجاد رعب و وحشت و ضرب و شتم مجبور کردند اتوبوس ها را خارج کنند. کسانی هم که مقاومت کردند توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدند.

شیرین فامیلی (رادیو فردا): این افرادی را که بازداشت کردند می دانید کجا بردند؟

غلامرضا میرزایی: طبق آخرین خبرها در حال انتقال به دادگاه انقلاب هستند.

ش.ف: آقای میرزایی گفته می شود که برخی از همسران اعضای بازداشت شده را نیز بازداشت کردند؟

غلامرضا میرزایی: ساعت 4 صبح امروز خانم حیات غیبی، همسر منصور حیات غیبی، خانم رضوی همسر داود رضوی، خانم سلیمی همسر آقای سلیمی منزل آقای سلیمی بودند که برای آزادی همسرانشان که در زندان بودند در یک تجمع شرکت کنند که دستگیر شدند و به بازداشتگاه انتقال داده شدند.

ش.ف: الان اوضاع در سطح شهر چطور است؟

غلامرضا میرزایی: الان اوضاع آرام است چون عده بسیاری از فعالان الان بازداشت هستند و بقیه فعالان هم تحت . ما هیچگونه اطلاع دقیقی از وضعیت دوستان نداریم. بعضی از دوستان خودشان تماس گرفتند و وضعیتشان را بما گفتند که دارند انتقال داده می شوند به دادگاه انقلاب. چون بیشتر اعضای سندیکا الان تحت تعقیب اند، اقدام موثری نمی توانیم انجام دهیم. خانواده ها با ما تماس میگیرند و ما هم دلداری می دهیم و راهنمایی می کنیم. تعداد و اسمهای دقیق اینها را نداریم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک کارگر شرکت واحد اتوبوسرانی تهران: نیروهای انتظامی کارگران اعتصابی را با ضرب و شتم وادار به کار می کنند
کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در نظر دارند روز شنبه در اعتراض به عدم توجه مسئولان به مطالبات کارگران دست از کار بکشند. یک کارگر در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: اعضای حراست شرکت واحد همراه پلیس نیروی انتظامی و پلیس تهران همکاری می کنند و کارگران را دستگیر می کنند. خانواده آقای منصور حیات غیبی، خانواده آقای سعید ترابیان خانواده آقای سید داود رضوی و خانواده آقای یعقوب سلیمی را بازداشت کردند. از میدان رسالت به سمت منطقه یک در داخل خیابان در دو طرف خیابان به فاصله هر پنج قدم یا ده قدم ماشین های گشت پلیس و شرکت واحد ایستاده اند با چراغهای روشن ایجاد رعب و وحشت می کنند ولی نیروهای پیاده هم مشغول ضرب و شتم هستند، ضرب و شتم افرادی که از بیرون رفتن خودداری می کنند.

کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در نظر دارند روز شنبه در اعتراض به عدم توجه مسئولان به مطالبات کارگران دست از کار بکشند. فراخوان این اعتصاب از سوی سندیکای کارگران این شرکت صادر شده است. یک کارگر در مصاحبه با رادیو فردا می گوید:

یک کارگر شرکت واحد: مشکلات شدید است. ضرب و شتم می کنند. کارگران را با چک و لگد و با ضرب باتون وادار می کنند که ماشین هایشان را بیرون بیاورند. رانندگان شرکت واحد در وضع بدی قرار دارند. الان جوی از رعب و وحشت بر ما حاکم است و ما هم همچنان فراری هستیم چون اعضای حراست شرکت واحد همراه پلیس نیروی انتظامی و پلیس تهران همکاری می کنند و پلیس دستگیر می کند. خانواده آقای منصور حیات غیبی، خانواده آقای سعید ترابیان خانواده آقای سید داود رضوی و خانواده آقای یعقوب سلیمی را بازداشت کردند.

علیرضا طاهری (رادیو فردا): اشاره کردید به جو رعب و وحشت. در برابر این جو چه واکنشی شما نشان دادید؟

کارگر شرکت واحد: واکنش ما به این اقدامات اینست که اگر اینها اینجوری نگذارند ما اعتصاب کنیم ما امروز اعلام می کنیم که دوستان ما بیایند در منطقه 4 جمع بشوند و اگر آنجا هم جلوی ما را بگیرند، به همین نحو ادامه می دهیم و اعلام می کنیم که کسی سرکار نیاید و در خانه هایشان بمانند. اگر قرار باشد با ما برخورد کنند ما هم با اینها مقابله می کنیم. دوستان ما باید آزاد شوند. آقای منصور اصانلو باید آزاد بشود. و تا آزادی اینها تهران رنگ آرامش را بخودش نمی بیند.

ع.ط: کارگران دیگر فکر می کنید با شما همراهی کنند؟

کارگر شرکت واحد: اکثریت کارگران با ما هستند. امروز هم اگر اینها بتوانند کاری کنند، با استفاده از چماق و باتون است. البته هنوز هم مشخص نیست. در تمام خیابانهای منتهی به مناطق شرکت واحد ما نیروی بسیار گسترده پلیس را داریم. از میدان رسالت به سمت منطقه یک در داخل خیابان در دو طرف خیابان به فاصله هر پنج قدم یا ده قدم ماشین های گشت پلیس و شرکت واحد ایستاده اند با چراغهای روشن ایجاد رعب و وحشت می کنند ولی نیروهای پیاده هم مشغول ضرب و شتم هستند، ضرب و شتم افرادی که از بیرون رفتن خودداری می کنند.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 16:16  توسط کارگر  | 

از بامداد تا نيمه شب جمعه نزديك به 60 تن از اعضاي سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه دستگير شدند
از بامداد جمعه تا نيمه شب نزديك به 60 تن از اعضاي سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه توسط ماموران امنيتي دستگير شدند. آقاي ميرزايي از اعضاي سنديكا مي گويد: سنديكا در اعلاميه اي دولت و اتحاديه طرفدار دولت را مسئول وقايع اخير مي داند. آقاي ميرزايي در مصاحبه با راديو فردا بخشي از اطلاعيه سنديكاي شركت واحد را مي خواند: « وعده ما از اولين ساعت شروع به كار روز شنبه هشتم بهمن 84 با حضور همزمان تمامي شيفت هاي كاري در داخل مناطق دهگانه شركت واحد. هر كسي با عنوان قصد كمرنگ كردن و شكستن اعتصاب را داشته باشد، ننگ ابدي در پيشاني خود و خانواده خود و خيانتي به تمامي كارگران خواهد بود».

امير آرمين (راديو فردا): از بامداد جمعه تا نيمه شب نزديك به 60 تن از اعضاي سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه توسط ماموران امنيتي دستگير شدند. آقاي ميرزايي از اعضاي سنديكا مي گويد: سنديكا در اعلاميه اي دولت و اتحاديه طرفدار دولت را مسئول وقايع اخير مي داند. آقاي ميرزايي در مصاحبه با راديو فردا بخشي از اطلاعيه سنديكاي شركت واحد را مي خواند.

ميرزايي از اعضاي سنديكاي شركت واحد: به جاي آزادي منصور اصانلو رئيس هيات مديره سنديكا در تاريخ ششم بهمن تعداد شش نفر از اعضاي هيات مديره سنديكا، آقايان ابراهيم مددي، منصور حيات غيبي، سعيد ترابيان، علي زادحسين، سيد داوود رضوي، عبدالرضا ترازي را دستگير و به زندان انتقال دادند. اين است وفاي به عهد؟ آيا اين همه سال كافي نبوده كه باز هم از ما فرصت مي خواهند؟ اگر مسئولان و مديران در گفتار و وعده وعيدهايشان صداقت داشتند و حال اگر بخواهند كه قسمتي از حق و حقوق ما را بپردازند، برايشان يك جلسه و چند ساعت كافي است، ولي اصل موضوع اين است كه نمي خواهند بدهند، زيرا خودشان كم مي آورند. شعار و هشدار آخر اين كه تمام كارگران شريف و زحمتكش شركت واحد در راستاي استيضاح حق و حقوق صنفي خود اجازه خدشه به خط قرمز سنديكا يك، حفظ اصل نظام، دو آزادي تمام دستگيرشدگان از جمله آقاي اصانلو، سه آزادي فعاليت صنفي و كارگري در قالب سنديكا طبق مقاوله نامه هاي بين المللي، چهار انعقاد پيمان دسته جمعي ششم را به هيچ احدي نخواهد داد. وعده ما از اولين ساعت شروع به كار روز شنبه هشتم بهمن 84 با حضور همزمان تمامي شيفت هاي كاري در داخل مناطق دهگانه شركت واحد. هر كسي با عنوان قصد كمرنگ كردن و شكستن اعتصاب را داشته باشد، ننگ ابدي در پيشاني خود و خانواده خود و خيانتي به تمامي كارگران خواهد بود.

ا . آ: شما خبر جديدي از دستگيري هاي جديد داريد آقاي ميرزايي؟

ميرزايي از اعضاي سنديكاي شركت واحد: از صبح امروز جمعه به علاوه شش نفر يادشده، نزديك به 50 الي 60 تن از فعالان سنديكا بازداشت شدند. اكنون هم كه ساعت دوازده شب است و چندين بار تاكنون با ماموران امنيتي مذاكره كرديم، هيچ جواب مثبتي به ما ندادند و خانواده هايشان نگران هستند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در پي اعلام اعتصاب از سوي رانندگان شركت واحد، به رانندگان شهرهاي اطراف دستور داده شد روز شنبه در تهران به جابجايي مسافر بپردازند: يك فعال كارگري
يك فعال كارگري از دستگيري شمار ديگري از فعالان سنديكايي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه خبر مي دهد. وي در مصاحبه با راديو فردا مي گويد: ناصر غلامي و غلامرضا خوشمرام را بازداشت كردند و كليه فعالين كارگري شرك واحد هر لحظه در خطر دستگيري هستند و فراري به شمار مي روند. او مي گويد: در نماز جمعه تهران از رانندگان اتوبوسراني اسلامشهر، كرج و شهريار خواسته شده فردا شنبه در تهران مسافران را جابجا كنند، ما اين حركت را محكوم مي كنيم و از تمام ملت ايران مي خواهيم بدانند فردا در تهران اگر كسي بخواهد مسافركشي كند، خيانت مي كند به اعتصاب و ايمان كارگران. اين فعال كارگري مي گويد: از وضعيت بازداشت شدگان هنوز هيچ اطلاعي در دست نيست و همسر منصور اصانلو نيز حال او را وخيم توصيف كرده است.

در مصاحبه با راديو فردا، يك فعال كارگري از دستگيري شمار ديگري از فعالان سنديكايي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه خبر مي دهد.

يك فعال كارگري: چند تا از دوستانمان را مجددا بازداشت كردند، ناصر غلامي و غلامرضا خوشمرام جزو بازداشت شدگان هستند و ما فعاليني هم كه در اين رابطه فعاليت داريم، هر لحظه امكان بازداشت شدنمان مي رود، به صورتي كه الان فراري حساب مي شويم. امروز در نماز جمعه از آقايان رانندگان اتوبوسراني اسلامشهر، كرج و شهريار دعوت شده البته مي شود گفت تهديد شده كه بيايند فردا در تهران مسافران را جابجا كنند. ما اين حركت را محكوم مي كنيم و از تمام ملت ايران مي خواهيم بدانند فردا در تهران اگر كسي بخواهد مسافركشي كند، خيانت مي كند به اعتصاب كارگران و ايمان كارگران.

مسعود ملك (راديو فردا): از وضعيت اين بازداشت شده ها آيا هيچ خبري از طريق خانواده هاي آنها و دوستانشان توانستيد بگيريد؟

يك فعال كارگري: از وضعيت اين بازداشت شدگان هنوز هيچ اطلاعي در دست نيست، حتي خانواده آنها نگران هستند و با ما تماس مي گيرند و جوياي حالشان هستند، ولي متاسفانه ما هم نمي توانيم جوابگوي آنها باشيم. چون خودمان هم بي خبريم. در پي ملاقاتي هم كه خانم اصانلو با همسرشان داشتند در زندان اوين، متاسفانه مشاهده كردند آقاي اصانلو به شدت ضعيف شده و خيلي تحليل رفته و وضعيت خوبي نداشته از لحاظ جسماني.

م . م: آيا براي پيشگيري از برخورد احتمالي با نيروهاي انتظامي در جريان اعتصاب، تدابيري از سوي سنديكاي شركت واحد در نظر گرفته شده؟

يك فعال كارگري: ما كارگران نه به قول آقايان آمريكايي هستيم، نه اسرائيلي هستيم و نه جنگجو. ولي خود يك كميته اي جهت حفظ نظم ايجاد كرديم و طبق قانون ما مي توانيم در مناطق خودمان و محل كار خودمان دست از كار بكشيم و ما اين اعتصاب را در داخل مناطق شركت واحد و توقفگاه هاي شركت واحد انجام مي دهيم. پليس طبق تعهدي كه سردار طلايي داده بود، حق دخالت ندارد، ولي متاسفانه امروز باخبر شديم كه آقايان سياست جديدي در پيش گرفتند و قصد سركوب فيزيكي ما را دارند.

   ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آخرین اخبار پیرامون اعتصاب کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه   

                 

 

طبق اطلاع بخش وسیعی از وبلاگ ها و وبلاگ نویسان از آخرساعات امشب (شنبه 8 بهمن) در دفاع همه جانبه ازاعتصاب کارگران شجاع شرکت واحد وآزادی بی قید وشرط منصوراسانلو و تمامی دستگیر شده گان دوروزاخیر، لینک خبری سندیکا را آف می کنند.

کارگران قراراست ازآخرین ساعات امشب اعتصاب را شروع کنندواز اولین ساعات صبح همزمان با اعتصاب در سطح مناطق نیز دست به تجمع بزنند. به همین منظورسندیکا تصمیم گرفت که کارگران از صبح شنبه 8 بهمن 84 در ده منطقه دست به تجمع بزنند.

رهبری سندیکا طی اطلاعیه هایی ازعموم کارگران ومردم آزاده تهران خواسته است که ضما حمایت از اعتصاب ، هرچه وسیعتر دراجتماعات اعتصابیون شرکت کنند و کارگران را تنها نگذارند. لازم به توضیح است که کارگران شرکت واحد اینبار نیز در صدد این می باشند تا همسران وفرزندان خود را نیز در این اجتماعات شرکت دهند تا پشتیبانی جنبه ملموس تری بخود گیرد.

مناطق دهگانه تهران وحومه عبارتند از:

* ) منطقه ا و ٢ ميدان رسالت خيابان هنگام

*) منطقه ٣، بزرگراه خاوران

* ) منطقه ٤، نازي آباد تهران

* ) منقطه ٥، دو محل تجمع و استقرار اتوبوس هست:

* ) منقطه ٦، بلوار آيت الله كاشاني بعد از سه راه جنت آباد دومين بريدگي

* ) منطقه ٧، باقر آباد ورامين

* ) منطقه ٨، پاركينگ ٢١ استاديوم آزادي

* ) منطقه ٩ و ١٠، جاده دماوند انتهاي اتوبان

* ) و همچنین منطقه ١١، در اول جاده دماوند، اتوبوسهاي برقي وجاده قديم كرج ميدان شير پاستوريزه و

انتهاي هفده شهريور سابق شاد آباد، تجمع اصلی در شادآباد خواهد بود.

خبر های تکمیلی :

شهردار تهران قالی باف که قرار بود بعنوان مصلح اجتماعی عمل کند ، خود به صف اعتصاب شکنان خواهد پیوست !

اطلاعیه خبری " عاشقان وطن " که خود را طرفدار شهدا و انقلاب معرفی میکنند ، همصدا با خبرگزاری های رسمی جمهوری اسلامی کارگران مومن وصدیق شرکت واحد را که دعوت به اعتصاب نموده اند را " ضد انقلاب " و " خرابکار " می نامند. ولی کارگران به اینگونه اطلاعیه های مشکوک وقعی نمی نهند و بکار خود مشغولند!

دولت از عصر امروز تعداد زیادی اتوبوس را به منطقه چیتگر برده تا فردا توسط افراد بسیج آنها را برانند و اعتصاب شکنی کنند !

دولت قرارگاههای دیگری برای اتوبوس ها تعیین کرده اند تا اتوبوس ها را در نقاط دیگری پخش کنند و مانع خروج اتوبوسها از قرارگاههای دهگانه توسط کارگران اعتصابی شوند.

رييس جدیدهيات مديره شركت واحد احمدي بافنده تهديد كرده است كه ١٠ هزار پاسدارو نیروی آموزش ديده دارند كه فردا اتوبوس ها را به حركت دربياورند.

علی اکبر عوضی از چماق داران حمله کننده به دفتر سندیکا وعضو شورای تسلامی کار شرکت واحد به ایلنا گفت : اعتصاب روز شنبه رانندگانشرکت واحد اتوبوسرانی شهر هاران وحومه ، تنها شایعه پراکنی اعضاء تشکل خود خوانده سندیکای کارگران این شرکت است. عیوضی تصریح کرد: خوشبختانه تمامی کارگران شرکت واحد هوشیارانه فردا صبح در ساعات مقرر مثل همیشه ب سر کا حاضر می شوند. عیوضی اعلام داشت : در صورتی انعقادهر گونه پیمان دسته جمعی برای بهبود وضعیت معیشتی وصنفی کارکنان شرکت واحد ضروری وقطعی شود،تنها شورای اسلامی کار مجموعه شرکت واحد، به عنوان نماینده واقعی کارکران وظیفه دارد، پیمان یاد شده را امضاء کند.( خبرگزاری کارایران – ایلنا ، جمعه 7 بهمن 1384 )

اخبار تائید نشده :

يكي از افراد نیروهای انتظامي تهران گفته است كه ما دستور تيراندازي هم داريم.

امروز نیروهای پليس، منطقه ٤ در نازي آباد را تحت محاصره قرار داده اند.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 4:33  توسط کارگر  |